سعيد سلطاني:سنگيني ساخت «فراموشي» كمتر از «ستايش» نبود
| فرهنگ و هنر |
وقتي شما يك كار مناسبتي انجام ميدهيد، خود به خود يك فرصت زماني معيني داريد، به اضافه داستاني كه در حال تكميل شدن است، يعني از وضع غايي كارتان هم هيچ اطلاعي نداريد. از اين بابت فكر ميكنم بعد از يك كار سنگين همچون «ستايش» به سراغ اين كار طاقت فرسا رفتم. سريال «فراموشي» را يك كار سنگين براي خودم ميدانم كه براي من چيزي كمتر از «ستايش» نداشت.
سلطاني در ادامه درباره انتخاب بازيگران سريال «فراموشي» و اينكه بر چه مبنايي اين انتخاب انجام گرفت، توضيح داد: ما در حال حاضر با محدوديت، فقر بازيگران چه در حوزه تلويزيون و چه در حوزه سينما روبهرو هستيم در اين شرايط زماني كه وارد محدوده طنز ميشويم اين فقر مشهودتر ميشود.
او گفت: كار طنز يكي از فاكتورهاي اصلي است كه مبتني بر بازيگر است، در اينجاست كه بازيگر بايد اين لحظات را بشناسد و اين شيرين طبيعي را دارا باشد كه در يك زمان كم بهترين ارتباط را ايجاد كند و متن موجود را گسترش دهد. در اين سريال خوشبختانه اقبالي در اين فرصت كم نصيب ما شد و آن مجموعه بازيگران بودند كه ما را از سختي كار نجات دادند و بنده و تهيهكننده نسبت به آن شاكر بوديم.
اين كارگردان در بخش ديگري از گفتوگوي خود با بيان اين مطلب كه متن درستي نداريم كه بتواند اين اجازه را به بازيگر بدهد كه بتواند در يك قالب، چندين اجراي مختلف انجام دهد، خاطرنشان كرد: من همه اين مسائل را بخش مهمي از دردسرمان در تلويزيون ميدانم كه اين مميزي كه در كليت كار انجام ميشود
سهم كمي از آن مربوط به متن و نگارش است، اگر بتوانيم همه نقطهنظرها، ديدگاهها و بررسيها را در اجرا و نگارش متن قرار دهيم، فرصت بيشتري براي كار خودمان خواهيم داشت نه اينكه از همان ابتدا دايما متني را كه شايد هزار و يك ايراد داشته باشد را تغيير بدهيم، تبديل كنيم و بسازيم و رو به شفا حركتش بدهيم.
سلطاني در ادامه درباره زمان كمي كه براي ساخت در اختيار بوده است، اظهار كرد: ما از زماني كه قرار است كار را شروع كنيم، ميدانيم كه قرار است در اين مسابقه فقط بدويم، اين در واقع چيزي از ما كم نميكند چون با يك آگاهي وارد كار شدهايم، در نتيجه ميشود همه كارها را در يك فرصت اندك انجام داد به شرط اينكه آنقدري كه در زمان اجرا درگير ساختار و متن هستيم، دو برابر آن را روي متن بگذاريم قبل از اينكه كار شروع شود.
وي در ادامه مطالب بالا خاطرنشان كرد: تلويزيون در اين بخش يكي از كارهاي مهمش اين است كه ايدهها را بگيرد و در آن ساخته و پرداخته كند؛ در اين شرايط متن بايد دست آدمهاي مناسب سپرده شود، افرادي كه تجربه كار كمتري دارند؛ از آنجاست كه كارگردان متني دارد كه خاصيتي در آن است كه هم ميتواند انتخاب و هم ميتواند نگاه درستي داشته باشد و كار را بهراحتي پيش ببرد.
وي با اشاره به اين نكته كه بايد نگاهمان را نسبت به كار ملودرام تغيير دهيم خاطرنشان كرد: نگاه ما نسبت به كار ملودرام نبايد اين باشد كه صرفا اتفاقات غمانگيز در آن وجود دارد؛ به عنوان مثال يكي كليهاش را عوض ميكند، يكي سرش قطع ميشود و اتفاقات ناگوار ديگر؛ نه اينگونه نيست. ما در كنار كار ملودرام به اضافه طنز كار را شيرين ميكنيم.
در واقع در كنار طنز هم ميتوان لحظات دراماتيك ايجاد كرد. تلخ بودن صرف، داستان را به فنا ميبرد؛ از اين جهت كه ما مجموعههايي داشتيم كه كار صرفا به دليل تلخ بودن ديده نشد. ضمن اينكه اگر بگوييم كار صرف اينكه براي نوروز است، فقط قرار است در آن بخنديم هم درست نيست؛ خب چرا سرغ اين مجموعه آمدهايم. در چنين شرايطي مجموعههايي همچون «خندهبازار» توليد ميكنيم كه تكليفش با خودش معلوم است.
اين كارگردان همچنين در بخش ديگري از گفتوگوي خود درباره زماني پخش سريال «فراموشي» و تيتراژ پاياني آن اظهار كرد: اگر زمان پخش سريال به نظر ما بستگي داشت آن را ديرتر پخش ميكرديم، منتهي اين ضوابط و شرايطي است كه خود سازمان صداوسيما و معاونت سيما در صلاحديد خود دارد، اما من به عنوان يك كارگردان دوست داشتم سريالم زماني پخش شود كه بيشترين مخاطب را دارد. محسن يگانه نيز يكي از خوانندگان جوان و بسيار پرطرفدار است كه حضور ايشان هم در كار ما نكته مثبتي داشت؛ اينها همه و همه كار تهيهكننده است كه يك وجه مثبتي به كار ما اضافه كردند.
كارگردان سريال «فراموشي» در سخنان خود درباره آيتمهايي كه در خلق يك سريال طنز فاخر موثر هستند، اظهار كرد: در درجه اول اين متن است كه بايد يك خاصيت و نگاه در آن باشد، يعني شما نميتوانيد با تكيه بر كارگردان و بازيگران انتظار يك اثر تاثيرگذار داشته باشيد، اگر در متن اين لحظات درك و ثبت شده باشد شما به عنوان يك مجري ميتوانيد لحظات را پيدا و اجرا كنيد.
آيتم ديگر بازيگر است، يا بازيگر شيرين است كه يك متن شيرينتر ميشود و آيتم ديگر مربوط به فهمي است كه همه گروه از متن و اجرا دارند، در واقع درك و اجراي بازيگران است كه به گسترش متن كمك ميكند و كار را پيش ميبرد، در اين شرايط نقش كارگردان اين است كه درست انتخاب كند و نبايد دلواپس متن و بازيگر باشد.
مهران رجبي:
كار طنز براي مردمي كه طناز هستند بسيار دشوار است
در بخش ديگري از اين نشست مهران رجبي كه نقش «غلام» به عنوان پيشكار را در سريال «فراموشي» بر عهده داشت، درباره كليت كار اظهار كرد: كاري كه پيش رو داشتيم قطعا با انتخاب بازيگر توسط كارگردان و برنامهريز بسيار مناسب بود و در حالي كه بخشي از فيلمنامه آماده نبود، كار مناسبي ارايه داديم.
وي با بيان اينكه «فراموشي» سريال قشنگ و قابل قبولي بود، ادامه داد: با همه جوانب و سرعت كاري كه داشتيم و در شرايطي كه فيلمنامه نيز با سرعت زيادي نوشته شد، نبايد نقصها را ببينيم، ما حتي جاهايي ميپسنديم كه فيلمنامه ناقص باشد براي اينكه سرعت كارمان بيشتر شود، اين كار يك كار دشواري بود. به اين دليل كه سريال مناسبتي بود و هيچ كارگرداني جرأت نميكرد آن را بسازد. به اين دليل كه از ابتدا تا انتهاي كار، كارگردان دشواريهاي زيادي را متحمل ميشد.
رضا داوود نژاد:
قرار بود اتفاق تلخي «فراموشي» را قابل باور و شيرين كنيم
در بخش ديگري از اين نشست رضا داوودنژاد از جمله بازيگران سريال «فراموشي» ابتدا درباره همكارياش با سعيد سلطاني اظهار كرد: معيار درستي نيست اينكه اگر كسي كار درام ميسازد نميتواند كار طنز انجام دهد؛ به جرات ميتوانم بگويم بعد از «پشت كنكوريها» در اين 10 ساله هيچ كاري به اندازه اين سريال برايم مهم نبود، چون مجموعهاي كه در اين سريال حضور داشتند همه افراد حرفهاي بودند و كارشان را ميدانستند، اما در كار مناسبتي متاسفانه مسئله اين است كه چون عجله در كار وجود دارد، خيلي موارد فداي عجله ميشوند.
وي درباره موقعيت قصه سريال «فراموشي» توضيح داد: اصل موقعيت در قصه، يك موقعيت تلخ بود، اما قرار نبود كه با اين اتفاق تلخ، گريه مردم را در بياوريم، قرار بود اين اتفاق تلخ را قابلباور و شيرين كنيم كه يكي از خاصيتهاي خوب اين كار انتخاب بازيگران بود كه هوشمندانه انجام گرفته بود. زماني كه چند بازيگر با تجربه مقابل دوربين قرار ميگيرند، بهراحتي ميتوانند با يكديگر كار كنند و با شناخت قابليتهاي يكديگر حتي بداهه هم كار كنيم.
داوود نژاد در بخش ديگري از گفتوگوي خود درباره تاثير ناقص بودن و تغيير فيلمنامه در بازيگران اظهار كرد: كار مناسبتي بسيار متفاوت است با كار «ستايش» كه سال گذشته ديده شد؛ به اين دليل كه در كار «ستايش» با حوصله و سر فرصت با فيلمنامهنويس و بازيگران صحبت شده بود، اما در سريالهاي مناسبتي سرعت كار به قدري بالاست كه حتي جاي اينگونه كارها نيست، در واقع اتفاقات سر صحنه ميافتد، در سر صحنه است كه كارها شكل ميگيرد خيلي از سكانسهاي فيلمنامه در سر صحنه تغيير ميكرد، در واقع در كار مناسبتي 60 و 70 درصد از كارها سر صحنه و با قابليتهاي بازيگران اتفاق ميافتد.
وي در ادامه درباره فرصت شناخت كم كاراكترها در سريال «فراموشي» اظهار كرد: اگر دو ماه قبل راجع به كاراكترها صحبت كرده بودند بهتر ميشد. يك زماني بود كه تمام كاراكترها همه در صحنه حضور داشتند اما قصه جلو نميرفت، از طرفي هم بحث سر اين بود كه چه سريالي براي نوروز پخش شود و چه سريالي پخش نشود.
اما زماني كه كار را شروع كرديم هدفمان اين بود كه آن را به عيد برسانيم. اما شايد اگر اين 13 قسمت از قبل نوشته شده بود و يك مقدار دقيقتر به كاراكترها پرداخته ميشد، مطمئنا بهتر از اين ميشد ولي با همين عجله و فشاري كه روي ما وجود داشت بهخاطر وجود آدمهايي كه در پشت صحنه بودند به نظر ميرسد نسبت به سريالهاي ديگري كه ديده بودم خوب بود.
| بعدی > |
|---|







