نقد زياده خواهي و پنهان كاري
| فرهنگ و هنر |
نگاهي به مجموعه تلويزيوني شيدايي
در بعد فيلمنامهنويسي اثر، ديگر ميتوان بهراحتي گفت كه نعمتالله، بعد از نگارش چندين سريال كه همگي سويه اجتماعي و خانوادگي داشتهاند، صاحب لحن و سبك خاص نگارشي خود شده است. لحن و امضايي كه شايد براي بيننده عادي نيز قابل تشخيص باشد. ايده اصلي و خط داستاني سريال، چندان تازه و بديع نيست «علاقهمندي جواني داراي بيماري قلبي به زني مطلقه» اما نويسنده توانسته با نحوه نگارش خاص خود از همين ايده تكراري، فيلمنامهاي جذاب و پر كشش و پر تعليق بسازد.
«طاها»يي كه هر لحظه مخاطب در تعليق و اضطراب است كه مبادا قلب بيمار او از كار بيفتد، «حميد» كه هر لحظه بيم آن ميرود كه بر اثر انديشه حذف رقيبان فرزندش براي رسيدن ارثيه پدربزرگ به او، دست به عملي تخريبي و خطرناك بزند و رازهايي كه هر لحظه بيم افشاي آنها ميرود، همه و همه بر كشش و جاذبه داستاني افزودهاند. اين همه در شرايطي است كه تقريبا هيچ كدام از شخصيتهاي داستان – حتي حميد – منفي و سياه به معناي مطلق كلمه نيستند.
در فضايي كه در بسياري از فيلمها و سريالها گمان ميرود كه وفور شخصيتهاي منفي، كژتاب و منحرف بر جذابيت اثر ميافزايد و متاسفانه شاهد افراط كاريهاي فراواني در خلق اين شخصيتها حتي در آثار طنز هستيم، در شيدايي بر عكس شاهديم كه تقريبا همه شخصيتها، در چارچوب فكري و شخصيتي خود، صلح طلب، منصف و خوش نيت هستند و در عين حال اين امر چيزي از جاذبههاي داستاني سريال كم نكرده است و اين خود در اين وانفساي وفور شخصيتهاي منفي و بعضا تمسخر شخصيتهاي مثبت در بعضي از آثار، امر كم اهميتي نيست.
در كنار اين، شيوه گفتوگو نويسي نعمتالله كه ميتوان آن را شيوه سهل و ممتنع نامگذاري كرد بر جاذبههاي اثر افزوده است. ديالوگها در شيدايي، نه آنچنان روزمرهاند كه هيچ توجهي را جلب نكنند و نه آنچنان اديبانه و شاعرانه كه گفتار را نمايشي و اغراقآميز جلوهگر كنند بلكه چيزي هستند بين اين دو. هم طبيعي و هم جذاب و هيجان انگيز.
از نقطه نظر كارگرداني، شيدايي نمره بالاي قبولي ميگيرد. كارگردان توانسته به مدد تجربههاي پيشين سريالسازي و فيلمسازياش، در بخشهاي مختلف كار كارگرداني، موفق ظاهر شود. از حيث انتخاب و هدايت بازيگران كار نقطه ضعفي ندارد و ميتوان گفت عموم بازيها يكدست و باور پذير از كار در آمدهاند. انتخاب بازيگر جديد و كمتر شناخته شده براي نقش طاها كار هوشمندانهاي بوده كه با موفقيت همراه است. در دكوپاژ و تصويربرداري نيز نگاه سينمايي كارگردان در اثر خود را نشان ميدهد و از نماهاي شلخته، بيدقت و استفاده نابه جا از تكنيك دوربين روي دست خبري نيست.
تنها در پلانهايي از اين تكنيك استفاده شده كه داستان تحرك و شدت عمل را اقتضا ميكرده مانند صحنه درگيري حميد با عدهاي از جوانان در اتوبان. در بعد توليدي و سخت افزاري سريال، واضح است كه تهيهكننده و كارگردان در تامين و اجراي مقتضيات فيلمنامه در حد توان كوشيدهاند و نخواستهاند با چارهانديشيهاي اقتصادي و توليدي صحنههاي گوناگون را با كم هزينهترين شكل سر همبندي كنند.
به عنوان مثال صحنهاي كه حميد با موتور، همسر خودرو سوارش را تعقيب ميكند و ميدانيم كه اجراي اينچنين صحنههايي با امكانات فيلمسازي ما دشوار و زمان بر است و ميشد كه با صرف نظر از آن در وقت و هزينه صرفه جويي كرد اما خوشبختانه اينچنين نشده است. در حقيقت در شيدايي در كمتر بخشي شاهد اهمال، سهل انگاري، ساده انديشي و نگاه از توليد به مصرف هستيم و وسواس و دقت سازندگان را حتي در بخش كم اهميت فرض شدهاي مانند تيتراژ ميشود ديد كه حقيقتا جاي تقدير دارد.
نقد كامل و همهجانبه شيدايي البته تا زمان پايان پخش سريال ميسر نخواهد بود ولي تا همين جا ميتوان شيدايي را اثري موفق و تاثيرگذار در حوزه توليدات سريالي سيما در حال حاضر به شمار آورد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




