افزايش فاصله تعداد منتظران پيوند با اعضاي در دسترس روبه افزایش است
| جامعه |
هر روز و هرسال بيماران زيادي در بيمارستانها هستند كه به علتهاي مختلف در انتظار اعضاي مختلف مانند كبد، كليه، قلب و غيره روزها و ثانيههاي ماندن يا رفتن را از پي هم ميگذرانند. هر روز و هر سال در خبرها ميخوانيم كه بسياري از افراد در حوادث به دليل مرگ مغزي جان خود را از دست ميدهند در اين حال فقط مغز آنهاست كه از كار افتاده و اميدي به بازگشت آن نيست اما بقيه اعضاي بدن تا مدتي به حيات خود باقي ميمانند.
| مرضيه محمدي |
در اين مدت كوتاه هم بقيه اعضا با تعلل براي پيوند كمكم به وضع مغز رسيده و از كار ميافتند و اينجاست كه نه تنها بيمار به دنيا بازنميگردد بلكه طعم خوش پيوند را نيز از دست ميدهد. اينجاست كه احساس آدمي به عنوان يك نعمت بعضا غير ارادي كار دست انسان ميدهد و اغلب افراد در شرايط مرگ مغزي بيمار خود،
با توجه به اميدي كه براي بازگشت بيمار دارند پاي اهداي عضو بيمار را امضا نميكنند اين در حالي است كه میتوانندبا اهداي اعضاي بيمار مرگ مغزي جان چندين بيمار ديگر را كه مدتهاست به دليل نقص در عملكرد اعضاي بدنشان با مرگ دست و پنجه نرم ميكنند را نجات دهند. ايران در زمينه اهداي عضو تازه كار است.
نخستين بار در سال 72 قانون اهداي عضو در مجلس مطرح شد. در آن زمان قرار بود اعضاي بيماران مرگمغزي به بيماران خاص پيوند زده شود اما اين قانون به دلايلي تصويب نشد. بالاخره در سال 79 و در مجلس ششم اين قانون تصويب و سال 81 نخستين آييننامه آن به وزارت بهداشت ابلاغ شد.
سال 83، مركز فراهمآوري عضو پيوندي در بيمارستان مسيح دانشوري فعاليتهاي جدي پيوند اعضا در كشور را آغاز كرد اما هنوز آمار اهداي عضو با توجه به ميزان بالاي تصادفهاي رانندگي در ايران در حد مطلوبي نيست. در حال حاضرطبق آمارهاي ارايه شده ميزان اهداي عضو در ايران به ازاي هر يك ميليون نفر 3/4 نفر، است.
در صورتي كه در سال 89 اين رقم 3/2 نفر بود. اين موضوع نشان ميدهد هر چند ميزان اهداي عضو در ايران با شاخصهاي مطلوب جهاني فاصله دارد، اما روند رو به افزايش اهداي عضو در ايران را نشان ميدهد. موضوع پيوند عضو، يكي از پيشرفتهترين روشهاي درماني است كه پزشكي قرن بيستم را متحول كرد. اما براي پيوند عضوي به بيماران، نياز است كه فردي،دهنده اين عضو باشد.
در برخي پيوندها مانند كليه، كبد و مغزاستخوان، فرد اهداكننده عضو ميتواند زنده باشد، اما در ديگر پيوندها نياز به نسج جسد يا بيماران مرگ مغزي است. با وجود اينكه با مرگ مغزي خانواده عضوي از خود را از دست داده است اما به تعداد اعضاي اهدا شده بيمار خود، اعضايي به خانواده خود اضافه كرده است.
دلايل عدم رضايت به اهداي عضو
از دلايلي كه از سوي خانواده كساني كه موافق اهداي عضو بيمار خود نيستند آن است كه ضربان قلب بيمار هنوز ميزند و امكان بازگشت وجود دارد كه البته اين از نظر پزشكي موضوعي رد شده است همچنين بد شكل شدن جسد، مغايرت عمل اهداي عضو با سير طبيعي زندگي و مرگ و يا امكان ناراضيبودن خود بيمار مرگ مغزي، از دلايل ديگري است كه مطرح ميكنند و اما در تحقيقاتي كه صورت گرفته است از دلايلي كه خانواده بيمار مرگ مغزي از اهداي عضو بيمار خود بيان ميكنند عبارتند از: انساندوستي، رضايت خداوند، شادي روح بيمار، وصيت مصدوم بوده است.
اهداي عضو فقط با امضاي رضايتنامه
يكي از موضوعاتي كه در زمينه اهداي عضو هنوز پاسخ درستي در رابطه با آن داده نشده است آنست كه طبق قانون اهداي عضو در كشور ايران كه مشابه قانون اهداي عضو در بسياري از كشورهاي دنياست حتي در صورت داشتن كارت اهداي عضو، رضايت خانواده بيمار براي اهدا ضروري است.
رضايت ولي بيمار به قدري حائز اهميت است كه اعضاي بدن فرد مجهولالهويه را نميتوان اهدا كرد. به گفته مسئولان پيوند اعضا در بيمارستانها داشتن كارت پيوند تنها جنبه فرهنگسازي دارد، فرد با داشتن اين كارت تمايل خود را به اطرافيانش اعلام ميكند و از طريق كارت اهداي عضو فرد علاقهاش را اعلام ميكند و خانواده نيز در صورتي كه او دچار مرگ مغزي شود،
ميكوشند خواسته عزيزشان را برآورده كند. با اين وجود بررسيها نشان ميدهد كه اختلاف بين تعداد نيازمندان در ليست انتظار پيوند با تعداد اعضاي در دسترس رو به افزايش است. تا هنگامي كه اهداي عضو به باور عمومي مردم عادي كوچه و بازار نرسد و ضرورت آن از سوي همه هموطنان احساس نگردد اينچنين كم و كاستيهاي درد آور همچنان باقي خواهد بود.
نبود پوشش كشوري شناسايي براي بيماران مرگ مغزي
دكتر نجفيزاده رئيس واحد فراهمآوري اعضاي پيوندي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي يكي از دلايل اصلي پايين بودن آمار اهداي عضو در ايران را نبود پوشش كشوري شناسايي منسجم براي بيماران مرگمغزي عنوان ميكند او به«ملت ما» گفت:«هنوز پوشش كشوري شناسايي مرگمغزي در كشور نداريم و در برخي مناطق هيچ سيستم پزشكياي نيست كه افراد را براي اهداي عضو آماده كند.»
به گفته او در همه نقاط كشور بايد سيستم اهداي عضو داشته باشيم. براساس مصوبه مجلس و هيئت وزيران، تمام بيمارستانهاي دولتي و خصوصي در سراسر كشور بايد بيماران مبتلا به كماي عميق (GCS زير 7) را به واحدهاي فراهمآوري پيوند اعضا اطلاع دهند، در حالي كه هماكنون 13 مركز فعال در اين زمينه داريم. دكتر نجفيزاده با تاكيد بر اينكه مردم ما بسيار مهربان هستند، ادامه ميدهد:
«اطلاعرساني كافي انجام نشده است و برخي افراد تصور ميكنند اگر اعضاي بدن بيمار مرگمغزي را اهدا كنند، اطرافيان تصور ميكنند اعضاي بدن عزيزشان را فروختهاند.» اين فوقتخصص ريه توضيح ميدهد: «براي برطرف شدن اين مشكل، زماني كه يك خانواده براي پيوند اعضاي عزيزشان رضايت دادند، يك لوح تقدير همراه يك دسته گل به مراسم ختم آن مرحوم فرستاده و اين لوح در مراسم ختم قرائت ميشود. از رسانهها هم دعوت ميكنيم تا اين عمل انساندوستانه را منعكس كنند.»
نكته مهم ديگري كه دكتر نجفيزاده به آن اشاره ميكند، رضايت خود افراد قبل از وقوع حادثه است: «اگر افراد نظر موافقشان را براي اهداي عضو به اعضاي خانوادهشان بيان كنند، چنانچه در آينده دچار مرگمغزي شوند، احتمال رضايت خانواده براي اهداي عضو بالاي 81 درصد ولي اگر نظر موافق خود را اعلام نكرده باشند، 43 درصد خواهد بود.» به گفته وي، با اين بيان رضايت خانواده براي برآورده كردن آرزوي فرد، براي اهداي عضو، رضايت ميدهند.
بيش از ده هزار بيمار منتظر در ليست اهدا
دكتر مخدومي متخصص مترولوژي و عضو تيم پيوند كليه استان اروميه در اينباره به«ملت ما» گفت: گسترش عوامل بيماريزا و بالا رفتن آمار حوادث از جمله تصادفات باعث شده تا بهطور متوسط سالانه بيش از ۱۵ هزار مرگ را در كشور شاهد باشيم كه بيش از دوسوم آنها مرگ مغزي هستند. او افزود: جز كليه كه ميتوان از فرد زنده براي پيوند آن استفاده كرد،
تقريبا ديگر اعضا را نميتوان از فرد زنده پيوند زد. مخدومي با اشاره به درمان برخي بيماريها از طريق پيوند عضو بيان كرد: پيوند اعضا يكي از پيشرفتهترين راههاي درمان بيماريهاست ميتوان بسياري از بيماران را با كمك اين روش درماني، مداوا كرد. او ادامه داد: در حال حاضر بيش از دههزار مبتلا به بيماريهاي پيشرفته كبدي و كليه در كشور وجود دارند كه با پيوند اعضا ميتوان آنان را از مرگ نجات داد.
طعم شيرين اهداي عضو
دختر يكي از بيماراني كه 5 سال پيش دچار مرگ مغزي شده و كبد خود را اهدا كرده بود در رابطه با جريان اهداي عضو مادرش ميگويد: بعد از آنكه در يك تصادف مادرم دچار مرگ مغزي شد و پزشكان از بازگشت او قطع اميد كرده بودند. پدرم با مشورت خانواده مادرم به اين نتيجه رسيدند كه اعضاي بدن مادرم را اهدا كنند.
آن زمان من 17 سالم بود و بهراحتي نميتوانستم با اين موضوع كنار بيايم. برايم پذيرفتن اينكه مادرم ديگر در كنارمان نخواهد بود خيلي سخت بود افزون بر آن اين مسئله كه ميخواهند دستگاهها را از بدن مادرم جدا كنند برايم سخت بود اما پدرم مرا راضي كرد و احساس ميكنم مادرم هم به اين موضوع راضي بوده. بعدها شنيديم كه كبد مادرم را به جواني 25 ساله دادهاند، شنيدن اينكه عضوي از بدن مادرم هنوز در دنيا و در بدن فرد ديگری است، برايمان شيرين بود و كمي از درد نبود مادر در كنارمان ميكاهد.
| بعدی > |
|---|







