به چشمهايش بنگر تا حرف دلش را بفهمي...
| جامعه |
| هاله عالينژاد |هنوز كودك است. يك نهال كه تبديل به يك درخت تنومند شدن را ديگر فقط در خوابهاي ناآرام شبانهاش ميتواند ببيند. او مبتلا به سرطان است. يك بيماري كه حتي نامش به تنهايي، وحشتآور است. از آن دسته بيماريهايي است كه علاوه بر خود بيمار، خانواده و حتي اطرافيان نزديكش را درگير يك بحران خيلي جدي ميكند. شنيدن نام اين بيماري، مرگ را در ذهن تداعي ميكند و قطع اميد از ادامه زندگي بديهيترين حسي است كه تمام فكر بيمار را دربر خواهد گرفت.
در اين چالش مرگ بار زندگي، تمام خانواده بيمار ميجنگند و اطرافيان بيمار آسيبهاي رواني شديدي را متحمل خواهند شد. اما زماني كه بيمار يك كودك باشد تمام امور مربوط به اين بيماري خيلي متفاوت خواهد شد. شدت و نوع سرطان، آسيبشناسي، پاسخ به درمان، عوارض جانبي درمان، روش مراقبتها، حتي طرز برخورد اطرافيان و نحوه كنار آمدن فرد با بيمارياش ازجمله اين تفاوتها است.
هنوز از زماني كه اميد به زندگي در اطفال سرطاني بسيار كم بوده، 15- 10 سال بيشتر نميگذرد و آن وقت سرطان اطفال را ناخودآگاه برابر با مرگ آنها ميدانستيم. نميتوان انكار كرد كه يك بيماري بزرگ است ولي الزاماً كشنده نيست. در جامعه امروز ما به اين كودكان صرفاً به چشم يك بيمار كه حتماً خواهد مرد، نگاه ميشود كه اشتباه است.
آنها ديگر نخواهند مرد و ما ميتوانيم با بسياري از انواع سرطان كودكان، مقابله كنيم. امروزه بيش از يك هزار نوجوان از سرطان كودكي رستهاند. اين امر مرهون پيشرفتهاي پزشكي و روشهاي درماني جديد است. زندگي اطفال طولانيتر شده و كلمه بهبودي معموليتر گشته است.
كودكان سرطاني از مراحل سخت و وحشتناكي عبور ميكنند كه در بسياري از آنها ميزان شانس زندهماندن نامعلوم است و اين باعث تحمل آسيبهاي نه فقط جسمي كه رواني و اجتماعي نيز ميشود و اينجاست كه نحوه برخورد اطرافيان كودك برجسته ميشود و اهميت پيدا ميكند. ما بايد ياد بگيريم كه چطور با آنها برخورد كنيم. كودك بايد حس كند كه او هم مثل همسن و سالانش ميتواند طبيعي زندگي كند.
امروزه با اينكه كودكان بيشتري درمان ميشوند ولي احتمالاًْ كمك چنداني از نظر روحي و اجتماعي صورت نگرفته است. در گذشته نه چندان دور، بيشترين توجه بر بهبودي بوده، حالا ديد بازتر شده است و بايد به همه جنبههاي بيماري نگاه كرد و با اطمينان به آن نزديك شد. خانواده بيمار بايد از هنگام تشخيص تا شروع درمان، با اين بيماري آشنا شود.
در حين درمان، كودكان مجبور به تحمل يكسري آزمايشات تشخيصي هستند كه بهتر است آزمايش براي كودك توضيح داده شود. بهترين روش به وسيله نقاشي يا نشاندادن يك قطره خون در زير ميكروسكوپ است. به اين طريق كودك بيمار با تيم پزشكي ارتباط هم پيدا ميكند. اگر بتوانيم درست برخورد كنيم و با آنها مانند ديگر فرزندانمان رفتار كنيم، در جهت بهبودي او از جنبه تاثيرگذاري بر روانش، موفق عمل كردهايم.
بايد آگاهي ديگران را در زمينه نوع بيماري از طريق بروشورها و فراهم آوردن اطلاعات خواندني و ديدني، افزايش داد. با تشكيل گروههايي از افراد نيكوكار موجبات سرگرمي آنها را فراهم آوريم. از تواناييهاي خود كودك در جهت ايجاد فضايي دلچسب براي برنامههاي درماني، استفاده كنيم.
او فقط بيمار است، لطفاً به او به چشم يك معلول نگاه نكنيم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







