سينماي ايران قبل و بعد از جدايي...
| فرهنگ و هنر |
«حسن فتحي» كارگردان سينما و فيلمنامهنويس به واسطه سريالها و فيلمهايش كه از روايتگري ويژهاي برخوردارند شناخته شده است. فتحي در سالهاي اخير به عنوان كارگرداني محبوب در بين منتقدان جدي سينما شناخته شده است. از سويي ديگر سريالهاي فتحي در يك دهه اخير از محبوبترين سريالها در بين عامه مردم و منتقدان محسوب ميشود. او در هر سطحي از هنرهاي نمايشي از تئاتر و تلهتئاتر تا ساخت مجموعههاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي، كارنامه درخشان و قابل دفاعي دارد.
| مريم احمدي|
گفتوگوي «ملت ما» با حسن فتحي
مجموعههاي تلويزيوني موفقي چون «پهلوانان نميميرند»، «روشنتر از تاريکي»، «شب دهم»، «مدار صفر درجه» و... برخي از آثار وي هستند.بنابراين گزارش حضور موفقيتآميز اين كارگردان در عرصه هنر هفتم و مديوم تلويزيون بهانه خوبي براي انجام گفتوگويي تحليلي با او درباره وقايع سينمايي سال 90 است.
جناب فتحي از نگاه شما كدام وقايع و رخدادهاي سينمايي سال 90 مهم و قابل بررسي هستند؟
به نظر من مهمترين رخداد سينمايي و شايد بزرگترين اتفاق تاريخ سينماي ايران كه در سال پشت سر گذاشته رقم خورد موفقيتهاي پيدرپي فيلم «جدايي نادر از سيمين» اصغر فرهادي بود. در واقع اين فيلم نهتنها نخستين اسكار را براي ايران به ارمغان آورد بلكه در فهرست چند فيلم اول تاريخ سينماي جهان قرار گرفت چراكه توانست در طول يك سال نزديك به 60 جايزه بينالمللي را از آن خود كند.
از اين جهت اين فيلم و سينماي ايران بايد به خود ببالند و اگر در فهرست گينس ركورددارها ثبت ميشوند «جدايي نادر از سيمین» هم ميتواند به عنوان يكي از فيلمهاي برتر دنيا كه توانسته در مدت زمان محدود جوايز بسياري را كسب كند ثبت شود. معتقدم در حال حاضر به اصطلاح گرم هستيم و هنوز نميدانيم چه اتفاق بزرگي براي سينماي ما رخ داده است اما بهتر است فراموش نكنيم كه حدود سه،
چهار سال پيش يك فيلمساز امريكايي در جشنواره كن سينماي ايران را به باد انتقاد گرفته بود. اتفاقاتي كه براي فيلم آقاي فرهادي رخ داده است را ميتوان نقطه عطفي در تاريخ سينماي ايران تلقي كرد. افرادي كه قرار است سالهاي آينده در باره تاريخ سينماي ايران مقالات يا نوشتههايي را به چاپ رسانند چه بسا كه اين تاريخ را به دو دوره تقسيم كنند. سينماي ايران قبل و بعد از فيلم جدايي نادر از سيمین!
اين اتفاق موفقيت بسيار بزرگي بود كه آن را ميتوان مديون جرياني در سينماي ايران دانست كه شايد قبل از انقلاب اسلامي با حضور افرادي مانند مهرجويي، كيميايي و فريدون گله علي حاتمي و... آغاز شد، دانست و به يقين ثمره شيرينترين ميوه اين درخت كه بذر آن طي دهه پنجاه در سينماي ايران پاشيده شد فيلم اصغر فرهادي است.
فرهادي و جدايي نادر از سيمین ثمره يك جريان متفكر، متفاوت و انديشمند در سينماي ايران است كه در حال حاضر سابقه چهل ساله دارد. يعني نوعي از سينما كه در متن تاريخ سينماي صد ساله ما عمري حدود چهل سال دارد و جالب آن است كه اين سينماي روشنفكر در چهل سالگي كه اوج شكوفايي خلاقيت و پختگي يك فرد است به شكوفايي رسيد.
اين را همچنان ميتوان مرهون ذكاوت، نكتهسنجی مهارت و انديشمندي اصغر فرهادي در عين حال همانطور كه گفتم ماحصل تلاش چهل ساله سينماي مستقل، روشنفكر و متعهد ايران دانست و بنابراين نه تنها بايد به فرهادي بلكه به تمام افرادي كه زمينهساز شكلگيري اين جريان سينمايي بودهاند تبريك گفت.
ميخواستم درباره دو رويداد ديگر نيز با شما صحبت كنم انحلال خانه سينما و تشكيل سازمان سينمايي، شما چه ارزيابي از اين اتفاقها داريد؟
معتقدم خانه سينما يك تشكل صنفي بوده است و من هم هنوز معناي انحلال اين خانه را متوجه نميشوم! يك توجيه متقاعدكنندهاي از طرف افرادي كه موافق انحلال خانه سينما بودند نشنيدم.كاش كسي بود و ميگفت ضرورت انحلال خانه سينما چه بود؟ در شرايطي كه افراد بسياري از ضرورت ادامه فعاليت اين تشكل صنفي صحبت كردهاند
به يك گروه فكري خاصي تعلق ندارند و سلايق و علايقشان بسيار متفاوت است و بسياري از فيلمسازها در ادامه كار خانه سينما اشتراك نظر دارند. در نتيجه با وجود آنكه سال 90 رو به پايان است اما ما سينماگران هنوز پاسخ اين سوال خود را نگرفتهايم. چرا خانه سينما نبايد باشد؟ البته دلايلي كه از سوي برخي مسئولان ارايه شده براي من قانعكننده نبوده است.
همچنين معتقدم آنهايي كه گمان ميكنند راه برونرفت از بحران سينماي ايران انحلال خانه سينماست دچار اشتباه فاحشي شدهاند.سينماي كشور ما با انحلال خانه سينما و تاسيس سازمان جديدي به عنوان سازمان سينمايي از بحران نجات پيدا نخواهد كرد و بايد ريشه مشكلات را در جاي ديگر يافت و به تعبير دكتر شريعتي «به جاي رفتن به دنبال علل فاعلي ما خودمان را دچار مويدات فعلي كردهايم».
ريشه مشكلات در جاهاي ديگري است و به يقين با انحلال خانهاي كه سابقه 18 ساله دارد نهتنها مشكلات از بين نخواهد رفت بلكه رنجشها و اختلافنظرها بيشتر خواهد شد. چند دستگيها ابعاد وسيعتري پيدا ميكنند و همه اين موارد بهطور حتم به ضرر سينماي ما است.
ممنون از توضيحات خوب شما، اما بهتر است كمي هم درباره توليدات سينمايي سال 90 صحبت كنيد. شما چه ارزيابي نسبت به اين موضوع داريد؟
سينما ممكن است نسبت به سالهاي گذشته افزايش توليد داشته باشد و احساس كنيم آثاري ساخته ميشود كه بيشتر موردپسند ما هستند اما هيچ چيز غيرعادي در سينما وجود ندارد بهطور مثال برخيها خرده ميگرفتند چرا همه فيلمها درباره خيانت است؟ سينما به عنوان موثرترين هنرها در قرن بيست و يكم بايد آيينه وقايع جامعه باشد.
زماني كه دهها فيلمساز بيآنكه با هم هماهنگ كرده باشند همگي به سراغ يك يا دو موضوع اجتماعي ميروند نشاندهنده آن است كه موضوع فوق در جامعه وجود دارد و همه به آن فكر ميكنند! و البته در حال گسترش است. فيلمساز اجتماعي نيز سعي ميكند به موضوعاتي بپردازد كه جامعه به آن مبتلا شده است.
اين رخداد با توطئه و غرضورزي دنبال نميشود بلكه واقعيتهايي در جامعه وجود دارد كه ميتواند نظر هر فيلمسازي را به خود جلب كند. بنابراين، اينكه بسياري از كارگردانها به مسئله ناكاميهاي عاطفي و خيانت پرداختهاند نميتوان گفت اتفاق بدي است بلكه آنها دارند اتفاقهاي جامعه خود را بازتاب ميكنند اين امر در تمام كشورها رخ ميدهد و فيلمسازان به دنبال بيان مشكلات جامعه خود هستند.
به نظرم اتفاقات ياد شده كاملا طبيعي است و نميدانم چرا برخيها سعي ميكنند در اين ماجراها توطئهاي را بيابند؟! فيلمسازهاي ما با يكديگر هيچ نشست و برخاست و ارتباطي ندارند! نه حال هم را ميپرسند و نه برايشان مهم است ديگران در حال ساخت چه اثري هستند در واقع هريك از افراد دغدغه فردي خود را دنبال ميكنند و روحيه همكاري و تعامل در ميان فيلمسازان وجود ندارد.
تصور اينكه عدهاي طي يك حركت هماهنگ عزم خود را جزم كردهاند كه به يك موضوع بپردازند تصوري كودكانه است. اغلب فيلمسازان جزاير شخصي خود را در سينما دارند و سال به سال از يكديگر خبردار نميشوند مگر آنكه يك نفر رو به موت باشد! ساخت چندين فيلم با يك موضوع تنها يك معنا دارد و آن هم همهگير و برجسته شدنش است.
ممكن است اين موضوع با گذشت سالها به فراخور متغيرهاي اجتماعي تغييراتي نيز در آنها رخ دهد. مجموع فيلمهاي سال 90 نيز مانند سالهاي گذشته خوب، متوسط و ضعيف بودند.
آقاي فتحي تا آنجا كه من مطلع هستم در سال جاري حدود چهارده تا پانزده ميليون بليتفروشي داشتهايم به نظر شما اين رقم براي كشوري كه حدود هفتاد و پنج میليون جمعيت دارد قابل قبول است؟
در واقع شما هم معتقديد ميزان تماشاگران سينما رو به كاهش است. دلايل اين كاهش الزاما پايين آمدن كيفيت فيلمها نيست چراكه امكانات و بهرهگيري از اوقات فراغت بيشتر شده است. بهطور مثال در دهه هفتاد امكاناتي كه هماكنون براي دستيابي به آخرين فيلمهاي روز جهان با زيرنويس فارسي يا تماشاي آنها وجود دارد در دسترس نبود يا ماهواره به گستردگي اين روزها در ميان اقشار جامعه نفوذ نكرده بود. در واقع بخشي از دلايل كاهش تماشاگران سينما به بالا رفتن امكانات تفريحي شهروندان است.
اين در حالي است كه بالغ بر چند هزار شبكه ماهوارهاي ايجاد شده و البته افزايش مشكلات شهري، مانند ترافيك را نيز ميتوان يكي از دلايل كاهش تماشاگران سينما دانست. بنابراين دلايل بسياري در اين زمينه وجود دارد و اينكه بخواهيم علل ريزش مخاطب سينماها را تنها كاهش كيفيت فيلمها سينما دانست به يقين اشتباه خواهد بود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





