مسافركشي؛ راهحلي براي امرار معاش زنان
| جامعه |
بعد از مرگ همسر با داشتن دو فرزند نميدانست چه كار بايد بكند. از آن مرحوم تنها يك ماشين مانده بود و ديگر هيچ. تا به حال هيچوقت مجبور نشده بود خارج از خانه كار كند به همين دليل نه تجربهاي داشت، نه سابقه كاري و نه حتي مهارت خاصي كه بتواند با آن روزگار خود و كودكانش را بگذراند. مدتي را براي پيدا كردن كار به اين در و آن در زد. بيفايده بود. كار براي كساني كه از او باتجربهتر و جوانتر بودند هم كم بود، چه برسد به او.
| رويا كاكاوند |
حضور در عرصههاي مردانه
البته يكي دو كار را هم توانست امتحان كند، اما باز هم نتوانست، دوام بياورد، يا حقوقش آنقدر كم بود كه به هيچ جاي زندگيش نميرسيد يا شاهد تقاضاهايي بود كه پذيرش و حتي تحملش هم برايش سخت بود. در نتيجه هنوز مدتي نگذشته دوباره مجبور ميشد در خانه بنشيند و براي امرار معاش خانوادهاش گوشهاي ديگر از لوازم باقي مانده خانه را حراج كند.
تا اينكه يك روز نگاهش به خودرويي افتاد كه بعد از مرگ همسرش كنار حياط پارك شده بود خاك ميخورد. همسرش خيلي وقتها براي اينكه دخل و خرج خانه را جور كند بعدازظهرها با همين ماشين مسافركشي ميكرد. فكر كرد رانندگيش كه بد نيست. آقا بالاسر هم كه ندارد. هر وقت هم كه لازم باشد ميتواند به بچههايش برسد. البته تا به حال نديده بود كه زني مسافركشي كند. ته دلش كمي هم دلهره داشت ولي سرانجام دلش را به دريا زد.
آستينها را بالا زد و كار را شروع كرد. روزهاي اول برايش سخت بود هم از امنيتش ميترسيد هم براي انتخاب مسافرانش خيلي وسواس به خرج ميداد. بسياري اوقات هم مجبور ميشد در برابر رانندههاي مرد از حقش بگذرد ولي كمكم قلق كارها دستش آمد و كار با تمام سختيهايش روي روال افتاد.
هرچند مجبور شد خيلي جاها از ظرافتهاي زنانهاش بگذرد و گاهي حس ميكرد هر روز بيشتر شبيه مردها ميشود ولي باز هم پايش را كه در خانه ميگذاشت همان مادر هميشگي بود با همان احساسات لطيف مادرانه و مسئوليتهاي سنگين زندگي بيهمراه.
زنان وارد ميدان شدند
مدت زيادي نميگذرد از روزهايي كه با تعجب متوجه ميشديم پشت فرمان مسافركشي كه جلوي پايمان ايستاده تا ما را به مقصد برساند يك زن نشسته، هر چند حالا ديگر كمتر زناني كه پراكنده و براي خودشان مسافركشي ميكنند ديده ميشوند. بعد از اينكه چند نفري تابوي مسافركش زن را شكستند كم كم اين فكر به ذهن خيليها رسيد كه اين هم كار بدي نيست آن هم وقتي هر روز صفحه حوادث روزنامهها پر از خبرهاي دهشتناكي از زناني است كه با سوار شدن به خودروي ناشناس به عنوان مسافركش به سرنوشت شومي دچار شدهاند.
خيليها فكر كردند اگر بانوان با خودروهايي تردد كنند كه رانندگانشان همجنسشان هستند از امنيت بيشتري برخوردارند. براي همين براي نخستينبار دست به كار شدند و تاكسي تلفني بيسيم بانوان را راهاندازي كردند. كم كم در بسياري از نقاط شهر ميشد پرايدهاي سبز رنگي را ديد كه زناني با لباسهاي فرم يشمي در حال جابهجايي زنان هستند.
اين تاكسيها كه با بيسيمي از مركز كنترل ميشوند حق سوار كردن هيچ مردي را ندارند و در صورت داشتن مسافر مرد جريمه خواهند شد. به همين دليل استفاده از اين نوع تاكسيها براي كساني كه قصد داشته باشند با خانواده خود تردد كنند قابل استفاده نيست البته همين موضوع و اينكه تردد اين تاكسيها با بيسيم كنترل ميشود شرايط امني براي رانندگان آن به وجود ميآورد.
رشد تاكسي تلفنيهاي بانوان
احساس نياز به داشتن تاكسي كه بانوان راننده آن باشند در جامعه مذهبي و سنتي ايران آنچنان شديد بود كه هنوز يكي دو سالي از تاسيس تاكسي بيسيم بانوان در تهران نگذشته، موجي از تاسيس تاكسي تلفنيهاي بانوان در نقاط مختلف كشور راه افتاد. بسياري از زنان ايراني با توجه به فرهنگي كه در آن رشد كردهاند ترجيح ميدهند حداقل برخورد را با مردان نامحرم داشته باشند و سفرهاي درون شهري بدون همراه بودن محارمشان در ماشين مردي غريبه برايشان سخت است و قطعا اگر امكانش را داشته باشند ترجيح ميدهند با زني كه از جنس خود آنهاست اين سفرهاي كوتاه را طي كنند.
اين نياز بهويژه زماني بيشتر رخ مينمود كه زنان براي حضور در يک جشن يا عروسي آماده ميشدند دلشان نميخواست با آن شرايط در ماشين نامحرم بنشينند. در نتيجه اين احساس نياز خبر راهاندازي تاكسي بانوان در شهرها و استانهاي مختلف كشور به خبري روزمره تبديل شد. اكنون نيز كافي است گشتي كوتاه در فضاي اينترنت بزنيد. نام انواع و اقسام اين تاكسي تلفنيها را كه در شمال و جنوب و غرب و شرق كشور فعالند و هر روز بر تعدادشان افزوده ميشود، خواهيد ديد.
تاكسي تلفني بوستان نيز يكي از همين تاكسي تلفنيها است كه حدود 2 سال است از شروع فعاليتش گذشته است. ماهرخ سهيلي مدير داخلي اين تاكسي تلفني ايجاد فضايي ايمن و راحت براي زنان را بزرگترين انگيزه براي راهاندازي اين آژانس عنوان كرد. وي معتقد است زناني كه با آژانسهاي معمولي به تردد ميپردازند برخي اوقات بهخاطر شرايط پوشش يا چهرهشان يا حتي صحبتهايي كه در راه با همراهانشان ميكنند از حضور يك مرد معذبند بنابراين دوست دارند با خودرويي سفر كنند كه رانندهاش زن است.
وي همچنين فرق ميان طرز رانندگي آقايان و خانمها را نيز يكي ديگر از دلايل استقبال خانمها از تاكسيهاي بانوان عنوان كرد و گفت: در بسياري از مواقع آقايان مراعات حال خانمها را نميكنند و فقط ميخواهند خيلي سريع بروند و بيايند و در مسير هر طور كه بخواهند ميرانند و هرجور كه دوست داشته باشند ريسك ميكنند و حتي به اعتراضات نه تنها اهميت نميدهند بلكه برخي اوقات نيز ناراحت ميشوند و رفتار اشتباه خود را تشديد ميكنند.
ولي زنها با احتياط و آرامش بيشتري رانندگي ميكنند و اين به زنها احساس امنيت بيشتري ميدهد. يافتن آدرس بزرگترين اعتراض به زنان راننده يكي از مسائلي كه مشتريان تاكسي تلفنيها انتظار دارند مهارت در يافتن بهترين و نزديكترين مسير و آشنايي كامل با نقشه شهر است. ولي ظاهرا رانندههاي زن با توجه به اينكه بر حسب شرايط اجتماعي و خانوادگي نسبت به مردها تردد كمتري در شهر داشتهاند نسبت به اين مهارت دچار كمي ضعف هستند.
سهيلي در اين مورد ميگويد: بيشترين مشكلي كه الان برخي از خانمهاي راننده با آن مواجه هستند يافتن آدرس است. چون آنهايي كه خيلي حرفهاي نيستند و تحت شرايطي بهطور موقت مجبور شدهاند وارد كار بشوند تابيايند و با شهرشناسي آشنا شوند كمي طول ميكشد و در نتيجه در يافتن نشانيها با مشكل برخورد ميكنند و اين گاهي برخي از مسافران را شاكي ميكند. البته تعداد اين نوع راننده معمولا كمتر از 40 درصد است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




