گامی برای خروج از کلیشه سیما
| فرهنگ و هنر |
نگاهی به مجموعه تلویزیونی حیرانی به کارگردانی بنکدار و علیمحمدی
اين نگاه باعث شده تا بسياري از آثار ساخته شده در تلويزيون بهويژه آثار نمايشي كه ريسك هزينه و توليد بالاتري دارند، همگي بر اساس اصولي ثابت و در پارهاي موارد كليشهاي توليد شوند. اين مسئله هرچند در كوتاه مدت موفقيت آثار نمايشي سيما را رقم خواهد زد، اما بيشك در بلندمدت، سطح سليقه مخاطب را محدود ميسازد. محدوديتي كه شايد رهايي از آن پرهزينهتر از توليد آثار متفاوت نمايشي در سيما باشد.
با اين مقدمه بايد گفت: پخش سريال حيراني از شبكه اول سيما، گامي در راستاي توجه به توليد آثار متفاوت با هدف يافتن مخاطبان تازه و خارج ساختن ذائقه مخاطب قديمي تلويزيون از چارچوبهاي كليشهاي است.
اين تفاوت پيش از هر چيز از نام سازندگان سريال هويداست. آنان كه آثار سينمايي يا مستند كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار را ديده باشند، ميدانند كه اين زوج كارگردان، قصههايشان را هرچند، تكراري به شيوهاي متفاوت روايت ميكنند. اصولي كه به دور از هر داوري و سنجشي اين زوج كارگردان به آن متعهدند و در تمامي آثار خود نيز از آن پيروي كردهاند. به همين علت وقتي آنها پذيرش ساخت سريالي آن هم نه براساس فيلمنامهاي از خودشان بلكه براساس متني از نويسندگاني ديگر ميپذيرند، دور از انتظار نخواهد بود كه حاصل كار، چيزي شبيه همين سريال حيراني باشد كه هماكنون از شبكه اول سيما درحال پخش است.
حيراني شايد در مقايسه با ديگر آثار تلويزيوني سيما نتواند سريال پرمخاطبي باشد- اصولا مقايسه يك سريال با ديگر آثار نمايشي تلويزيون كار عبثي است و بايد هر اثر را در ظرف خود سنجيد- اما بيشك در راستاي تغيير سليقه مخاطب يا دستكم تست و آزمون اين سليقه امري واجب و لازم است. اقدامي جسورانه و قابل ستايش از سوي مديران شبكه اول سيما و سازندگان حيراني.
اقدامي كه بيشك به بالا رفتن سطح سليقه مردم و كشف كرانههاي نو در زمينه سريالسازي در تلويزيون ميانجامد. يك تجربه كه حاصل آن فارغ از هر چيز ديگري حتي اگر فقط تجربهاندوزي هم باشد، قابل دفاع مينمايد. حيراني چه در جذب مخاطب موفق باشد چه نه و چه بتواند، سليقه مخاطب را بالا ببرد چه نه، ميتواند به عنوان گامي در اين زمينه مورد توجه واقع شود. گامي كه برداشتن آن براي رسانه ملي واجب است. البته به شرط آنكه اين گامها محكم و پيدرپي باشند.
نگاهي به مولفههاي سريال حيراني نشان ميدهد كه كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار به دنبال ساخت سريالي مدرن در تلويزيون ايران بودهاند.
نخستين مولفه آثار مردن در سينما، تاكيد مولفان بر حضور خود در اثر و جدا كردن مخاطب از بعد همذاتپنداري صرف با هدف فعالسازي بعد تعقلي اوست. از اين رو مخاطب در حيراني دايم با اين تلنگر مواجه است كه تو درحال ديدن يك اثر نمايشي هستي و تصويري كه ميبيني يك اثر سينمايي است نه يك قصه واقعي پس به جاي غرق شدن منفعلانه در قصه، همچون يك فاعل شناسا، جدا و حتي فراتر از اثر به آن بنگر و درباره آن تعمق كن.
همین عامل باعث شده تا دكوپاژهاي متفاوت، شكسته شدنهاي آگاهانه خط فرضي، استفاده از اسلوموشن، كاتهاي صوتي و بهرهگيري از تكنيك اسپيليت اسكرين در سريال حيراني موجه جلوه كند. استفاده از اين تكنيكها، بهويژه تكنيك اسپيليت اسكرين، علاوه بر روايت متفاوت قصه اين امكان را به اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي داده است تا همزمان موقعيتهاي موازي را براي مخاطب خود به تصوير بكشند تا مخاطب با احساس دانایي كلي، يك قدم جلوتر از شخصيتهاي قصه، به تفسير و تاويل روايت بپردازد. استفاده از تلفن وگذاشتن بار زيادي از روايت سريال بر دوش گفتوگوهاي تلفني هم مولفه ديگري است كه آگاهانه از سوي سازندگان مورد بهرهبرداري قرارگرفته تا دست فيلمساز براي روايت متفاوت قصه باز باشد.
اما جدا از تفكري كه اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي را به سوي چنين روايتي سوق داده، بايد از تصويربرداري حرفهاي مرتضي پورصمدي و تدوين كم ايراد اين سريال نيز ياد كرد كه حضورشان در راستاي پيشبرد تفكرات كارگردانان مولف حيراني غيرقابل چشمپوشي است. اما نكتهاي كه نبايد از آن غافل ماند، فيلمنامه اثر است. آنچه از قصه و سابقه نويسندگان سريال حيراني برميآيد نشان ميدهد فيلمنامه اوليه با آنچه امروز توسط بنكدار و عليمحمدي روايت ميشود فاصله زيادي دارد.
نويسندگان اين سريال در آثار قبلي خود همچون مجموعه پاتوق نشان دادهاند كه زياد اهل روايتهاي متفاوت و ريسك كردن در اين زمينه نيستند و روايت سرراست قصه از دلمشغوليهاي آنان است. بنابراين، آنچه باعث شده تا سريال حيراني در محتوا و فرم دچار دوگانگي شود، همين مسئله است. حيراني هرچند از نظر فرم و كارگرداني اثري متفاوت و با مولفههاي روايت مدرن است اما از نظر محتوا و فيلمنامه اثري كاملا كلاسيك با روايتي خطي محسوب ميشود.
اين مسئله باعث شده تا حيراني دچار نوعي سردرگمي و دوگانگي باشد كه خواسته يا ناخواسته اين سردرگمي به مخاطب نيز منتقل شده و او را در مواجهه با حيراني، حيران ميسازد. مشكلي كه دور از انصاف خواهد بود اگر گناهش را به گردن فيلمنامهنويسان يا حتي كارگردانان اثر بيندازيم و تنها در اين باره بايد اميدوار بود تا تجربه بعدي كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار در زمينه سريالسازي براساس فيلمنامهاي از نوشته اين دو كارگردان مولف انجام شود تا اين دوگانگي گريبان اثر بعدي آنها را نگيرد.بااين همه هنوز هم بايد گفت حيراني در حد يك تجربه، اثري قابل تامل است و جسارت مديران شبكه اول سيما درتوليد آن قابل ستايش.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






