هنوز هم بايد تلاش كرد
| فرهنگ و هنر |
| رضا آشفته|معاون هنري وزير ارشاد در نخستين نشست خبري خود در سال 91 اعلام كرد: «در سال 90 بيش از 4172 عنوان نمايش در سراسر كشور روي صحنه رفت و در زمينه جذب مخاطب هم يك ركورد جديد داشتيم. سال گذشته بيش از 64 هزار اجراي عمومي در عرصه تئاتر وجود داشت و 2 ميليون و 144 هزار تماشاگر از آثار نمايشي كشور ديدن كردند». اينكه در سال 90 ميزان مخاطبان با رشد و ترقي روبهرو شده، ميتواند نويدبخش وجود حركات درست در تئاتر كشور باشد.
اينكه بيش از دو ميليون نفر به تماشاي تئاتر- البته اين آثار توليدات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است- نشستهاند، خبر خوشايندي است. اما بازهم رضايتبخش و مطلوب نيست چراكه جمعيت ايران بيش از 75 ميليون نفر است، و اين رقم در مقايسه با آن فاصلهدار به نظر ميرسد. اگر هر ايراني در سال يكبار هم فرصت تئاتر ديدن داشته باشد اين رقم بايد 75 ميليون نفر در طول سال باشد.
براي رسيدن به اين آمار و ارقام كه كاملا آرماني و ايدهآل است، ميتوان برنامهريزي بلندمدت كرد. چنانچه در اين نشست اشارهاي هم به شكل گرفتن نمايش خانگي تئاتر در سال 91 هم شد كه خود يكي از راههاي جذب مخاطب تئاتر و نمونهاي بايسته در افزايش ميزان مخاطبان تئاتر خواهد بود. از آن مهمتر توجه به توليد كيفي آثار و راهاندازي سالنهاي تازه در سراسر ايران و تجهيز و راهاندازي سالنهاي قديمي است.
بايد اجراي عمومي در تمام شهرهاي كوچك و بزرگ جزو لاينفك برنامههاي فرهنگي تلقي شود. آنقدر تئاتر توليد شود كه مردم هم راغب شوند مدام به ديدن آنها بروند. از آن سوي برنامه سالانه تالارها هم مشخص باشد. يعني مردم بدانند در سال جاري چه آثاري توسط چه كارگردانها و گروههايي توليد و در چه زمان و مكاني عرضه خواهد شد.
اين برنامهريزي و تبليغات بهموقع است كه مردم را جذب چنين حركت مهم فرهنگي خواهد كرد. حالا بخشي از اين كمبودها از طريق راهاندازي سالنهاي ارزانقيمت و پرتابل و همچنين ارايه تئاترهاي سيار مرتفع خواهد شد. البته در دراز مدت بهترين راهحل راهاندازي تالارهاي درست و حسابي است كه در هر شهر بيش از يك تالار بايد براي چنين منظوري مد نظر قرار بگيرد. اكثر جمعيت ايران جوان هستند و اين خود بيانگر ضرورت انجام حركتهاي مهم فرهنگي است. تئاتر به دليل زنده بودن بيشترين ارتباط و تاثير را بر مخاطبان خود خواهد گذاشت و اين خود ابزاري كارآمد براي مواجهه فرهنگي با مخاطبان آن خواهد بود.
مخاطب تئاتر تا تئاتر نبيند عاشق و شيفته آن نخواهد شد. اگر در هر شهر يك سالن در طول سال مدام فعاليت كند اين روند مردم يا بخشي از مردم آن شهر را عادت به تئاتر ديدن خواهد كرد. در صورت گسترش برنامه، مردم بيشتري جذب تئاتر خواهند شد. يعني اين امكان فراهم است كه در هر شهر كوچك چندين تالار هر شب به رقابت براي جذب مخاطبان بيشتر بپردازند. اما وقتي تئاتري نباشد يا هرازگاهي تئاتري اجرا شود و كيفيت اين تعداد اندك هم چندان تعريفي نداشته باشد، مطمئنن هيچ جاذبهاي براي تئاتر ديدن ايجاد نخواهد شد.
اين خود تئاتر هست كه با كيفيت و زيباييشناسي در خور تامل بر تداوم و پيگيري مخاطباناش تاكيد خواهد ورزيد. به همين ترتيب در شهرهاي متوسط و بزرگ هم تمايل و همسويي در جذب مخاطبان بالاتر خواهد رفت. اين ضرورت در ايجاد سالنها، برنامهريزي دقيق، حمايت و استقرار گروههاي تئاتري در عمل به رشدي چشمگير و فزآينده منجر ميشود.
ما هنرمند به اندازه كافي داريم و در صورت افزايش سالنها خواه ناخواه شاهد افزايش متون نمايشي هم خواهيم بود چراكه نمايشنامهنويسان رغبت خواهند كرد متون مطلوبي را توليد و در اختيار تمامي گروههاي شهرستاني و تهراني بگذارند. اصلا اين نوع فعاليت گسترده باعث رقابت سالم و به نوعي افزايش كيفي متون نمايشي هم خواهد شد.
چون در اين حالت نمايشنامهنويسي يك حرفه آبرومند با درآمد مكفي خواهد شد. به همين ترتيب كارگردان، بازيگران، طراحان صحنه، نور، چهرهپردازان و آهنگسازان جذب تئاتر خواهند شد و اين درآمد مكفي همه را راغب خواهد كرد كه در فضاي تئاتر بمانند و اين فرصت را در جايي ديگر جستوجو نكنند. ما هر سال نزديك به 1000 هنرجوي تئاتري در سراسر كشور تربيت ميكنيم كه اكثرا جذب شغلهايي غير از تئاتر خواهد شد براي آنكه فرصت شغلي براي آنان در نظر گرفته نشده و در زمينه كارآفريني آنان برنامههاي مد نظر متوليان فرهنگي كشور نيست.
اما با ايجاد سالن و داشتن برنامه براي توليدات برتر و كيفي گروههاي نياز فعال خواهند شد و اين خود خواه ناخواه فرصتهاي شغلي را ايجاد خواهد كرد. مردم كه عادت به تئاتر ديدن كنند به تدريج تئاتر در سبد اقتصادي مردم قرار خواهد گرفت. وقتي مردم براي ديدن تئاتر هزينه كنند اقتصاد تئاتر رشد خواهد كرد و ما شاهد استقلال تئاتر و به تدريج ايجاد فضاهاي خاص تئاتر خصوصي خواهيم بود.
اين هم زمينه رشد و شكوفايي و بالارفتن ميزان تماشاگران تئاتر را ممكن خواهد ساخت. اينكه ما در همين تهران، پايتخت ايران همانند پاريس پايتخت فرانسه، نزديك به 400 تالار فعال تئاتري داشته باشيم امري ناممكن نيست اما بايد براي آن برنامه ريخت. برنامهاي كه در آن جايي براي فعاليت افراد فرهنگ دوست لحاظ شده باشد.
بايد به اين مهم فكر كرد و اين نياز و ضرورت فرهنگي جامعه است كه براي تئاتر برنامههاي دقيق مدوني در نظر گرفته شود. بنابراين نبايد به اين ميزان افزايش مخاطبان تئاتر اميدوار شد چراكه جامعه متمدن ايراني نياز به مخاطبان بيشتر دارد واي كاش همه ايرانيان فرصت تئاتر ديدن داشته باشند و اين مهم به انحاي مختلف براي آنان فراهم شود. به اميد آنكه در سراسر ايران تئاتر داشته باشيم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








