جانشین مکتب ذوالفنون بزودی اعلام می شود
| فرهنگ و هنر |
«مكتب ذوالفنون» نامي آشنا براي هنرمنداني است كه سالها در منزل زندهياد جلال ذوالفنون زخمه زدن بر سه تار را آموختند؛ مكتبي كه شايد شاگردان زيادي تربيت كرده است اما امروز معلم آن غايب است. سهيل ذوالفنون، فرزند جلال ذوالفنون درباره ادامه فعاليتهاي «مكتب ذوالفنون» پس از مرگ اين هنرمند به ايسنا گفت:
بنده و ساير هنرمندان فعال در مكتب در نظر داريم كه برنامههاي زيادي را در آينده تدارك ببينيم، اما بايد بگويم بر خلاف عقايد بعضي دوستان، هنر سلطنت نيست و هر كس تلاش بيشتري كرده و وارستگي هنر را در خود پرورش دهد لياقت دارد در اين مكتب راه پدرم را ادامه دهد. او تاكيد كرد: افرادي كه فكر ميكنند ميتوانند در اين مسير به جنبههاي ديگري بپردازند، سخت در اشتباه هستند و مانند گذشته خانواده ذوالفنون در برابر آنها ايستادگي ميكند.
سهيل ذوالفنون در عين حال گفت: بنده قصد پيشداوري ندارم اما چون مواردي در گذشته ديده شده است، خواستيم اين موضوع را بيان كنيم. چرا كه ميدانيم در اين مورد وزارت ارشاد نيز پشتيبان ماست. وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: پدرم در زمان حيات، شاگردانش را به سه دسته ممتاز، درجه يك و همگام تقسيم كرده بود. همگام كساني هستند كه سعي ميكنند با روش استاد پيش روند اما خلاقيتشان در زمينه اجرايي و تدريس كمتر است.
درجه يك به هنرمنداني اطلاق ميشود كه سابقه تدريس داشته و افراد ممتاز هم كساني هستند كه از بدو تاسيس با گروه ذوالفنون همكاري كردهاند. سهيل ذوالفنون همچنين درباره تشكيل نخستين جلسه «مكتب ذوالفنون» پس از مرگ زندهياد ذوالفنون عنوان كرد: طي روزهاي گذشته با جمعي از هنرمندان و شاگردان جلسهاي برگزار كرديم و هدفهاي مكتب را اعلام كرديم، در اين جلسه سعي شد تعصبها، خصومتها و كدورتها كنار گذاشته شوند و اعضاي مكتب از همان روز حركت خود را آغاز كنند.
اين هنرمند با تاسف از عملكرد عدهاي كه تلاش دارند اسم خود را پيش از اسم استاد بگذارند و در زمان حيات ايشان نيز اين كار را كردهاند، گفت: اين افراد با رسانههاي مختلف گفتوگو كردهاند اما بنده تا زماني كه در ايران بودم سعي كردم به همراه مادرم از اين رويدادها جلوگيري كنم اما اين كار انرژي زيادي از ما ميبرد.
او تصريح كرد: تاكنون جانشين و مديري براي «مكتب ذوالفنون» مشخص نشده و شايد اين فرد در ماههاي آينده انتخاب شود. فرزند زندهياد ذوالفنون درباره اهداف بزرگي كه پدرش در زمان حيات به دنبال آن بود به ايسنا گفت: پدرم وصيت نامه رسمي نداشت، اما از صحبتهايش متوجه ميشويم كه چه چيزي او را خوشحال ميكند و دنبال چه هدفهايي مي گردد.
او هميشه از شهرتهاي كاذب اجتناب داشت و بر وارستگي هنري، خلاقيت و مردمدوستي تاكيد ميكرد، بهطور قطع ما نيز همين اهداف را دنبال ميكنيم و به تمام دوستاني كه چنين هدفي را دارند دست ياري دراز ميكنيم، از اين رو هنوز هم در منزل استاد ذوالفنون به روي همه باز است و ما به آنها خوشامد ميگوييم. او در عين حال گفت: با افرادي كه بخواهند غير از اين رفتار كنند هيچ كاري نداريم، چرا كه قصد داريم اهداف بزرگتري را دنبال كنيم.
فرزند ذوالفنون در بخش ديگري از اين نشست درباره خلق و خوي پدرش سخن ميگفت و افزود: صبوري موهبتي است كه در وجود هر كسي پيدا نميشود. ما در سختترين شرايط كنسرت برگزار كرديم اما او چون كوه پشت من ميايستاد. اينها همان چيزهايي است كه بايد به آن پرداخته شود تا جوانان از آن ياد بگيرند. تنها خود ساز ملاك نيست بلكه روانشناسي، جامعهشناسي و ادبيات باعث ميشود كار هنري بيشتر پيش رود.
او تصريح كرد: بنده اميدوارم بتوانيم در اين زمينه قدم كوچكي برداريم و اخلاق پدرم را سرلوحه قرار بدهيم، چرا كه من تنها يك نفر را از دست ندادم. او براي من يك پدر، يك دوست و يك استاد سخاوتمند بود، او يك هنرمند جهاني بود كه در هر دقيقه چيزي از او ميآموختيم. سهيل ذوالفنون ادامه داد: استاد براي پيشرفت، از صخرهها ميپريد و كاري نداشت كه زمين ميخورد يا نميخورد. غيرممكن بود كسي بتواند سه تار را تا اين حد جلو برد. نواي سهتار او فقط صداي يك سيم نبود بلكه صداي ادبيات عرفان بود. خيليها ميگفتند اگر اثر او را در لابراتوار آناليز كنيم به چيزهاي زيادي ميرسيم.
اين هنرمند ارتباط تنگاتنگ با مردم را از ديگر شاخصههاي اصلي پدرش دانست. سهيل ذوالفنون نيز در بخش ديگري از سخنانش بيان كرد: پدرم دستگاهها را بسيار متفاوت مينواخت و موسيقي او به اقيانوسي تشبيه ميشد كه عدهاي در ساحل نظاره ميكنند و عدهاي به غواصي ميروند. ايشان به عمق دريا سفر كردند و صدفها را باز كرده و دانههاي مرواريد را بيرون كشيد؛ چنان كه گردنبندي در خور موسيقي ايراني به گردن اين هنر آويخت.
ذوالفنون ادامه داد: پدرم اعتقاد داشت تقسيمبندي دستگاههاي ايراني كار اشتباهي است و هميشه بايد چيز جديدي به وجود آورد. ايشان به گوشههاي موسيقي اعتقاد داشت و تاكيد ميكرد اين 400 گوشه با يكديگر ارتباط دارند و ميگفت يكي از دلايلي كه حوصله مردم در كنسرت موسيقي سنتي سر مي رود محدود شدن در همين دستگاهها است. پدرم تاكيد ميكرد بايد مرزها را شكست چرا كه دنيا عوض شده است. وي معتقد است: ساز زدن هنرمندان امروز بيشتر پرداختن به سرعت است. سرعت خوب است اما نبايد تكنيك را كنار گذاشت. پدرم هر جا كه لازم بود با سرعت و هر جا كه لازم بود با آرامش مينواخت.
او در بخش ديگري از سخنانش به كتاب آموزشي ذوالفنون اشاره كرد كه به چاپ 58 رسيده است و 40 هزار نفر در تهران به اين روش تحصيل ميكنند و حتي در خارج از كشور نيز توانستهاند با اين كتاب نواختن را بياموزند. فرزند ذوالفنون در ادامه سخنانش بيان كرد: از همه كساني كه پس از مرگ پدرم يادداشتهايي را در رسانهها نوشتند سپاسگزارم. اما بيشتر از كساني متشكرم كه وقتي پدرم در قيد حيات بود راجع به كار ايشان صحبت كردند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






