حرف زور يعني انگشت اشاره
| جامعه |
توران ولي مراد *:حرف زور يعني انگشت اشاره. ديدهايد بعضيها وقت حرف زدن انگشت اشارهشان را رو به مخاطب ميگيرند. اين همان نشانه تهديد است. بعضي از خبرها را كه ميخواني انگشت اشاره گوينده را هم ميبيني. فلان مقام مسئولي بگويد «خانمها حق ندارند باشند.» «خانمها از اين پس ديگر نميتوانند آن باشند» مرداني كه به جاي زنان تصميم ميگيرند. به جاي زنان حرف ميزنند. به جاي زنان ميفهمند چه چيز براي زنان خوب است و چه چيز بد. زنان بايد چه كار بكنند و چه كار نكنند.
به علاوه به جاي پدران و همسران دختران و زنان ميفهمند كه چه چيز براي دختران و همسران آن مردان خوب است و چه چيز ناخوب. به جاي خانوادهها تصميم ميگيرند كه آن خانواده چه بكند و چه نكند. حرف زور را هم به جاي آموزش و تربيت و پرورش انجام ميدهند. حرف زور يعني بشين. پاشو. يعني پادگان. حرف زور يعني تو حق انتخاب نداري. اصلا خواستن و نخواستن تو مهم نيست.
همان كاري را ميكني كه من ميگويم. حرف زور يعني تو نميفهمي. من ميفهمم. پس همان كاري را ميكني كه من ميخواهم. حرف زور يعني به جاي تو تصميم گرفتن. به جاي تو حرف زدن. به جاي تو خواستن و نخواستن. ولي همه به زور. از همه بدتر حرف زوري كه به اسم دين باشد يعني دين همان است كه من ميفهمم و من ميگويم.
حرف زور يعني حرف كسي كه قدرت بيشتري دارد. بر صندلي قدرت نشسته. پول دستش است پس زور ميگويد. حرف زور يعني حرفي كه اصرار ندارد با منطقش كسي را راضي كند بلكه با زورش حرفش را عملي ميكند. حرف زور يعني كاري كه تصميمش به تو ربطي ندارد. تو همان كاري را ميكني كه من ميخواهم.
حرف زور يعني «آقابالاسري» حرف زور يعني مجري به جاي اينكه اجرا كند كار قانونگذاري كند و قانونگذار به جاي اينكه كار قانونگذارياش را صحيح و سلامت انجام دهد بشود وكيل مجري به جاي اينكه وكيل رايدهندگانش باشد. حرف زور يعني اينكه كارگزار به جاي اينكه به فكر انجام كارها در حيطه قانون باشد خودش را قيم بداند و باقي را صغير فرض كند.
در خبري آمده كه يكي از معاونين رئيسجمهور ميگويد ما طرحي داريم كه اين طرح از طرف نمايندگان ارايه ميشود. اين حرف يعني چه؟ اگر دولت طرحي دارد كه آن را به اسم خودش به مجلس بفرستد. اگر هم قرار است طرحي از طرف نمايندگان باشد كه خودشان اين كار را ميكنند. طرح را كه نميشود دولت غير رسمي و امري به نمايندگان بدهد و نمايندگاني هم باشند كه طرح دولت را به نام خودشان به مجلس بدهند.
متن خبر اين است: «معاون حقوقي، امور مجلس و استانهاي معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيسجمهور افزود: دولت... طرحي براي استخدام نيمهوقت زنان در دست دارد كه از طريق نمايندگان مجلس در قالب لايحه بودجه 91 مطرح شود... براساس اين طرح، مقرر خواهد شد به جاي استخدام يك زن، در واقع دو زن به صورت نيمهوقت استخدام شوند كه ساعت كار و زمان حضور در اداره آنان نصف يك كارمند... اين پيشنهاد از سوي نمايندگان در لايحه 91 ارايه ميشود... يعني با اين ابتكار براي هر يك پست استخدامي 2 نفر از بانوان استخدام خواهند شد.» حرف زور يعني همين.
مثال ديگرگفتههاي يك استاندار است كه گفته «هيچ دستگاهي نبايد منشي زن داشته باشد... يكي دو دستگاه اجرايي مانده بودند كه منشي زن داشتند كه آنها نيز در اين زمينه اقدام كردند... امسال بنا داريم طرح فرم اداري متحدالشكل را در دستگاهها اجرا كنيم كه بهزودي به دستگاهها ابلاغ ميشود.» اين يعني حرف زور.
از شرح وظايف استانداران و فرمانداران مصوب شوراي عالي اداري1377 هم اعمال تبعيض جنسيتي برداشت نميشود. اين آقاي استاندار اگر تصور ميكند حرف و نظرش بايد اجرا شود ميتواند استانداري را رها كرده و راه مجلس را در پيش گيرد. اگر مردم را لايق توجيه كردن ميداند توجيهشان كند. البته اگر رسانهاي به دنبال مطالبات مردم بود و پاسخگويي مسئولان. نمايندگان ديگر را هم توجيه كند تا طرحش تصويب شود. البته بايد بداند اين جامعه يك جامعه مرده و صغير نيست.
اين مردم از نمايندگان خود مطالبات خود را ميخواهند. همه اينها بعد از اين است كه اگر حرفي به اسم دين زده ميشود اول بايد با منطق دين به آن رسيد و نه از سر سليقه شخصي. فرمايشات و اقدامات اين جناب استاندار نمونهاي است از بعضي حرفهاي زوري كه توسط بعض افرادي كه در مقام مسئول صندليهاي خدمت را در اختيار گرفتهاند.
رئيس يك دانشگاه يا دانشكده در مقامي نيست كه بگويد اساتيد را با آستين كوتاه راه نميدهيم. وظيفه او اداره محل كارش است در محدوده وظايف و اختياراتي كه قانون براي او تعيين كرده. حرف زور يعني كسي حرفي بزند كه براي زدن آن حرف و آنگونه حرفها آن صندلي را در اختيار ندارد بلكه براي خدمترساني در چارچوب قانون آن صندلي در اختيار اوست.
وقتي حرف از حرف زور است حرف سر درست يا غلط بودن حرف نيست حرف از روش اجرا است. سر زور بودنش است. حرف زور يعني حركت خلاف حركت پيامبر رحمت اسلام(ص). از سخن پيامبر حرفي به حقتر هست؟ از آيات قرآن راه هدايتي نورانيتر هست؟ ولي همين آيات قرآن به همان پيامبر رحمتش كه بر «خلق عظيم» (قلم/4) است يعني كه كرامتهاي اخلاقي در او ملكه هستند و نه صفت كه ميتوانند باشند يا نباشند، ميفرمايد «انما انت مذكر، لست عليهم بمصيطر» (غاشيه/21) . آن پيامبر رحمت با آن توصيف سيطره ندارد چه رسد به آدمهاي معمولي مثل يك استاندار يا يك رئيس دانشگاه كه يك روز صندلي در اختيار اوست و روز ديگر در اختيار شخص ديگر.
* دبير ائتلاف اسلامي زنان
مسئول كميته تحقيقات و مطالعات جامعه زينب(س)
| < قبلی | بعدی > |
|---|








