تلويزيون به تلخي«شيدايي» نياز دارد
| فرهنگ و هنر |
محمدمهدي عسگرپور كه اين روزها درگير موضوع انحلال خانه سينماست، همزمان با پخش سريال «شيدايي» از شبكه سه، تصويربرداري اين سريال را هم انجام ميدهد و گفته ميشود تصويربرداري «شيدايي» تا آخرين روزهاي پخش ادامه دارد. عسگرپور در گفتوگويي با ايسنا شركت كرد و از شباهت سريال«شيدايي» با«جراحت»، مسائل اجتماعي مطرح شده در اين سريال، تجربه جديدش در«شيدايي» و روند توليد و پخش آن سخن گفت.
كارگردان سريال«شيدايي» در ابتداي گفتوگو با ايسنا، خاطرنشان كرد: قرار بود با همين گروهي كه مشغول به كار«شيدايي» شديم، سريال ديگري بهنام «وقت برگشتن است» را آغاز كنيم. در اين طرح بايد تغييراتي ايجاد ميشد و به همين دليل به نتيجه نرسيديم و من فكر كردم زمان بيشتري براي به نتيجه رسيدن آن و تبديل شدنش به فيلمنامه لازم است.
اين در حالي بود كه حدود يك ماه بعد از آن بايد تصويربرداري را شروع ميكرديم به همين دليل ترجيح دادم كه آن كار را از ابتدا شروع نكنم. وي ادامه داد: در اين فاصله با طرح ديگري مواجه شديم كه از جذابيت خوبي برخوردار بود. هرچند اين تجربه ممكن است پيش از اين در تلويزيون يا سينما اتفاق افتاده باشد، اما براي خود من ميتوانست يك تجربه جديد تلقي شود.
«شيدايي» يك قصه گرم خانوادگي با ته مايههاي اجتماعي است؛ ضمن اينكه محور اصلي آن هم عشق و لطافت است. ما با همين محدوده كار خودمان را شروع كرديم و شبكه سوم سيما هم از اين طرح استقبال كرد. عسگرپور توضيح داد: به تدريج كه فيلمنامه نوشته شد ما هم خيلي زود وارد پيش توليد شديم؛
اما اتفاقي كه در اينجا رخ داد اين بود كه احساس ميكرديم ميتوانيم در بخش فيلمنامه خيلي زودتر به نتيجه برسيم اما اينطور نشد و نگارش فيلمنامه كمي زمان برد. به علاوه من و سعيد نعمت الله دچار وسواس شده بوديم كه ترتيب داستان ترتيب درستي باشد تا بيننده با يك اثر متفاوت مواجه باشد.
اين كارگردان سينما و تلويزيون افزود: از حدود سي و يك قسمتي كه ممكن است پخش شود چيزي نزديك به 26 يا 27 قسمت آماده داريم. يعني تصويربرداري و بخش قابلتوجهي از آن مونتاژ شده است. اما بايد مونتاژ نهايي و صداگذاري شود كه اين بخش سخت نيست؛ براي هر قسمت از دو يا سه قسمت باقي مانده نيز حدود پنج يا شش روز زمان لازم داريم كه اين مسئله تبديل به مشكل بزرگي ميشود و مسئله را سخت ميكند.
عسگرپور با اشاره به تجربهاش از سريال«جراحت» كه ماه رمضان سال گذشته روي آنتن رفت، عنوان كرد: در تجربهاي كه در«جراحت» داشتيم به اندازه كافي توانستم روي مونتاژ، موسيقي و صداگذاري وقت بگذارم اما در اينجا متاسفانه اين مجال كمتر برايم فراهم ميشود كه كار را سخت ميكند.
محمدمهدي عسگرپور در پاسخ به پرسشي درباره تعداد قسمتهاي«شيدايي» كه در ابتدا 50 قسمت اعلام شده بود، عنوان كرد: از ابتدا كه كليت داستان را با سعيد نعمتالله پيش ميبرديم هم خود ما و هم تلويزيون مايل بود اين قصه حداقل 40 قسمت باشد حتي تلويزيون دوست داشت حداكثر به 50 قسمت هم برسد.
من هم مشكل خاصي با اين مسئله نداشتم و كار را با فيلمنامهنويس بهگونهاي پيش برديم كه تا مقداري كه لازم است داستان جلو برود و تمام شود. اما زماني كه پخش شروع شد و بحث تاريخ پخش مطرح شد ما با محدوديت مواجه شديم و اينكه«شيدايي» بيش از 30 قسمت داشته باشد از نظر ما عملا منتفي شد. اگر زمان پخش پايان ديماه بود شايد اين فرصت به وجود ميآمد كه بتوان بخشي از قصهمان را بسط دهيم و حداقل به 40 قسمت نزديك شويم.
عسگرپور در ادامه به يكي از مشكلات رايج سريالهاي تلويزيوني اشاره كرد و گفت: يك اشكال در سريالهاي تلويزيوني وجود دارد كه اميدوارم اين اتفاق براي ما نيفتاده باشد. مشكل اين است كه بيننده نهايتا پايان خوشي را از يك سريال نميبيند؛ يعني احساس ميكند داستان در جايي كه بايد،
تمام نميشود و تيم توليد به كش دادن و پيش بردن آنكه لزومي ندارد ادامه ميدهد. اما درباره«شيدايي» مطمئن هستم كه 40 قسمت آخر داستان به گونهاي پيش ميرود كه ممكن است عكس اين قضيه پيش برود يعني بيننده بگويد كهاي كاش اين سريال ميتوانست چند قسمت ديگر نيز ادامه پيدا كند. اين ويژگي است كه در كار ما وجود دارد.
عسگرپور در بخش ديگري از اين گفتوگو در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه«شيدايي» برخلاف نام اين سريال، سريال تلخي است، گفت: اسم اين را نميتوانيم تلخي بگذاريم. گاهي وقتها زياد گفته ميشود كه تلويزيون نياز به كارهايي پرنشاط دارد. من هم با اين مسئله مشكل ندارم. اما همه تلويزيون نبايد اين باشد.
بعضي از ساعات پخش نبايد به موضوعات جدي و تفكر برانگيز بپردازيم اين باعث ميشود كه مخاطب خودش را بهجاي شخصيتهاي اصلي داستان بگذارد و با درسها و مسائل آنها همراه شود. همهچيز را به شادي و خوشي گذراندن درست نيست و تلويزيون حتما به اين نوع تلخي احتياج دارد.
وي ادامه داد: تعبير خود من از اين نوع كارها مثل«شكلات تلخ» است؛ يعني حتما با اثري كه ذاتش ذات شكلات است مواجه باشيم اما تلخياش را كه ميتواند نفع داشته باشد را بپذيريم. بهنظر من اين نوع قصهها كه«جراحت» هم از اين نوع بود، درگيري آدمها را نشان ميدهد نه تلخي.
اگر بخواهيم تلخي را در شرايط اجتماعي امروزمان باز كنيم با مسائل ديگري مواجه ميشويم كه شايد تلويزيون هم نخواهد، مايل نباشد يا امكان نشان دادن آن را نداشته باشد. من اين موضوع را خيلي تلخ نميدانم بلكه آن را از موضوعات روزمره اجتماعي ميدانم كه پيچيدگيهاي سختي در زندگي آدمها بهوجود ميآورد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




