زيرخاكي طنين دلنشين گويشهاي ايراني
| فرهنگ و هنر |
فيلم ماجراي جواني است خرمآبادي كه بعد از چند سال تحصيل در رشته زبان چيني ! در تهران، به شهر مادري بر ميگردد و چون آينده شغلي مناسبي در راستاي رشته تحصيلياش نمييابد، با وسوسه افرادي با تهيه دستگاه گنجياب در پي يافتن گنج و طي كردن يك شبه راه صد ساله بر ميآيد. داستان فيلم در لرستان و شهر خرمآباد پيگيري ميشود و بازيگران فيلم عموما لرستاني و گويش غالب فيلم گويش لري است.
از آنجا كه بازيگر شخصيت اصلي فيلم- فاطمه گودرزي- و كارگردان فيلم اصالت و خاستگاهي لرستاني دارند، در صحت و سلامت گويش لري فيلم ترديدي نيست و از قضا نقطه مثبت فيلم در همين جاست. ترديدي نيست كه هويت فرهنگي ايران، بدون در نظر گرفتن فرهنگ اقوام گوناگون ايراني، قابل تصور نيست. افتخار فرهنگ ايراني به چتري است كه توانسته بر سر اقوام ايراني بگسترد و همه را زير نام ايران، متحد و همراه كند.
لحاف چهل تكهاي كه گرما بخش دلهاي فارس و كرد و لر و ترك و تركمن و بلوچ و عرب ايراني است. اما با كمال تاسف شاهديم كه در برخي از آثار فرهنگي، نمايشي و رسانهاي ما، نه تنها تلاشي در جهت هم افزايي و همدلي اين فرهنگها و خرده فرهنگها ديده نميشود، بلكه خواسته يا ناخواسته انواع توهينها و تحقيرها به نشانههاي اين فرهنگها، از قبيل گويش، لباس و آداب و سلوك روا داشته ميشود.
بهعنوان مثال، شاهديم كه در بسياري از آثار نمايشي در سينما و تلويزيون، افراد فرودست، غيرتحصيلكرده و تهيدست جامعه افرادي با گويش و لهجههاي غير تهراني نشان داده ميشوند. خدمتكارها، كلفتها، رفتگرها و كارگرها- كه در ارزش والاي كارشان ترديدي نيست ولي به هر روي در شمار طبقات پايين اجتماع قرار ميگيرند- اكثرا شهرستانياند و داراي لهجه و گويش غيرتهراني !
اين اتفاق در حالي ميافتد كه همه ميدانيم بسياري از نخبههاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي كشور، از قوميتهاي گوناگون ايراني هستند و خاستگاهي شهرستاني يا حتي روستايي دارند. در برخي از آثار، حتي قضيه از اين هم بغرنجتر ميشود و آن استفاده از لهجهها و گويشها به صورت طنز و حتي تمسخر اين لهجهها براي گرفتن خنده از مخاطب است.
اين جاست كه ادعاي مقاله، درباره نقطه قوت زير خاكي اثبات ميشود. در زير خاكي طنين دلنشين يكي از گويشهاي ايراني- لري- نه تنها بار تمسخرآميز ندارد بلكه شيريني و حلاوت خاصي در جان بيننده به جاي ميگذارد و حتي او را تحريك ميكند كه سري به خطهاي كه داستان در آن ميگذرد بزند و ميهمان مردمان ساده دل و مهربان آن ديار باشد.
اين نكته آنگاه اهميت بيشتري مييابد كه بدانيم شبكه اول سيما كه عنوان شبكه ملي را يدك ميكشد، تهيهكننده اين فيلم است و بديهي است كه اين اثر كاملا در راستاي اهداف اين شبكه كه به حق بايد آيينه تمام نماي فرهنگ متنوع اقوام ايراني باشد ارزيابي ميشود. فارغ از نكتههاي پيش گفته، زير خاكي از همان مسائلي رنج ميبرد كه آسيب امروز بيشتر فيلمهاي تلويزيوني است يعني شتابزدگي.
شتابزدگي در پيش توليد، توليد و پس از توليد. اين شتاب زدگي در ساخت كه محصول عوامل متعددي از قبيل كمبود بودجه توليد آثار است به هر شكل اثر خود را در تصويربرداري، بازيها، تدوين، دكوپاژ، طراحي صحنه و لباس و... ميگذارد و از تاثيرگذاري فيلم و بار هنري آن ميكاهد.
از سوي ديگر تاكيد بيش از اندازه و گل درشت كارگردان بر لباسها، آداب و حتي بناهاي تاريخي خرم آباد، ممكن است براي پارهاي از بينندگان زايد و حتي امري تبليغاتي به نظر بيايد. طبيعي است كه اگر روح فرهنگي قوم و مردماني، در اثري نمايشي جاري باشد ديگر ضرورتي به نمايش اغراقآميز و تبليغاتي بعد فيزيكي و ظاهري فرهنگ آن مردمان- مثلا بناهاي تاريخي و معماريشان- نيست.
در مجموع ميتوان زير خاكي را توليد موفقي در حوزه فيلمهاي تلويزيوني دانست نقاط ضعفش را به مدد نقاط مثبتش ناديده انگاشت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




