Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
اخبار فرهنگ و هنر
خانه فرهنگ گزارش قانون ایرانی است

قانون ایرانی است

فرهنگ و هنر

رسالت من در عرصه موسيقي هنوز به پايان نرسيده و تا زماني كه رسالتم را انجام نداده‌ام در اين عرصه خواهم ماند، جز اين به هيچ چيز دنيا دلبستگي ندارم و ميخي بر ديوار اين دنيا نكوبيده‌ام، امسال هم در جشن خانه موسيقي شركت نكردم چرا كه معتقدم اين جشن‌ها و تجمعات، خروجي خوب و قابل ملاحظه‌اي ندارند. با مليحه سعيدي هنرمند موسيقي برجسته کشورمان درباره حضورش در عرصه موسيقي و حال و هواي اين روزهايش گفت‌وگويي ترتيب داده‌ايم كه حاصل در ادامه مي‌آيد:

 

 

| مريم آموسا |


مليحه سعيدي در گفت‌وگو با «ملت ما»:

درباره چگونگي ورودتان به دنياي موسيقي بگوييد؟

من در يك خانواده فرهنگي به دنيا آمدم، پدرم انسان روشنفكري بود و به مادرم اجازه مي‌داد در آن زمان ويولن بنوازد. يك روز كه استاد خالدي استاد سنتور خواهرم به منزل ما آمده بود، همين‌طور كه در اتاق ديگري بودم و سيني در دستم بود شروع كردم روي سيني زدن و ريتم گرفتن. استاد خالدي صدا را كه شنيدند، خواستن پيش ايشان بروم و يك قطعه بزنم.

 

من شروع به زدن كردم و با وجود آن‌كه آن زمان فيگور بلد نبودم، ريتم را دقيق گرفتم. استاد خالدي پيشنهاد كرد كه من كلاس موسيقي را شروع كنم و از چهار سالگي تنبك را نزد وي شروع كردم. زماني كه وارد هنرستان شدم ساز اولم ويولن بود كه همواره شاگرد اول بودم، اول كلاسيك بود

 

و بعد نزد ماستر اركستر سمفوني پيش آقاي لوييچي بازاراني و بعد نزد استاد علي تجويدي تار مي زدم و قانون را با آن‌كه همه از كلاس دهم شروع مي‌كردند، من از كلاس هشتم به عنوان ساز دوم پيش استاد مفتاح شروع كردم و وقتي 16 سالم بود به جاي استاد مفتاح شروع به تدريس قانون كردم و به دليل علاقه زيادي كه به سازهاي كششي و كلاسيك داشتم ويولن را به عنوان ساز اول امتحان دادم.

 


شما چه سالي ساز قانون خريديد؟

نخستين ساز قانون را سال 47 يعني زماني كه ديپلم گرفتم به هزار مكافات به مبلغ پنج هزار تومان خريدم كه ساز مصري بود و قيمت آن معادل قيمت يك خانه 90 متري بود و قبل از آن‌ سازي نداشتم و بعد از آن يك ساز 29 صوتي همسرم ساخت و الان هم پسرم يك ساز 33 صوتي ساخته كه هنوز با آن اجرايي نداشته‌ام، البته ساز اولم را هم هنوز دارم.


در آن زمان هنرستان ما فقط يك ساز قانون داشت و من به دليل علاقه‌اي كه به ساز داشتم، پول توجيبي‌ام را جمع مي‌كردم و به باباي مدرسه مي‌دادم تا در قبال آن به من اجازه بدهد شب‌ها تا ساعت 9 در مدرسه بمانم و تمرين كنم و ساعت 9 كه مي‌شد در را باز مي‌كرد و به من مي‌گفت

وقت تمام شده و پاشو برو خانه و من مجبور بودم شب از هنرستانمان كه در خيابان فلسطين امروزي تا منزل كه انتهاي جمهوري امروزي بود پياده بروم. و به دليل نداشتن ساز تا قبل از سال 47 در كنسرت‌ها ويولن و تنبك مي‌زدم و بعد از سال 47 كه ساز قانون خريدم و به كنسرت ملي استاد پايور دعوت شدم و براي نخستين بار قانون زدم.

 


قبل از شما چه كساني در هنرستان قانون كار مي‌كردند؟

خانم «سيمين آقارضي» حدود 12 سال از من بزرگ‌تر بود و زماني كه من وارد هنرستان شدم، وي فارغ‌التحصيل شده بود. خانم سيمين چون ساز داشت گاهي اوقات در بعضي برنامه‌ها قانون مي‌زدند. البته جز خانم سيمين كسان ديگری هم بودند ولي چون ساز دوم هنرستان بود و ساز قانون هم در ايران بسياركم و هم گران بود، كسي وقت نمي‌گذاشت و حفظش نمي‌كرد. ولي از سال 55 كه من ليسانس گرفتم اين ساز به عنوان ساز اول در هنرستان‌ها تدريس مي‌شود.

 


كمي راجع به تاريخچه ساز قانون توضيح بدهيد؟

اين ساز متعلق به دوران آشوريان است و در زمان حمله اعراب به ايران همراه با ديگر سازها نظير «ساز شاهرود » از ايران برده شد و اعراب به آن «آلت العاشور» مي‌گفتند و نام قانون از كلمه يوناني «كانون» مشتق شده است. البته اين ساز در دوران عاشوريان 10 سيم داشت كه به مرور و با توجه به نياز نوازندگان، تعداد سيم‌ها بيش‌تر شده است.

 

اين ساز با قدمتي كمتر از هزار سال در كشورهایي همچون سوريه و تركيه نواخته مي‌شود اما رديف و متد و نت ندارند و من براي اين ساز رديف و متد پايه‌گذاري و ابداع كردم. براي نخستين بار نت قانون را نوشته‌ام و چندين كتاب نيز در اين باره نوشته‌ام. از جمله كتاب 3جلد آموزش قانون كه در زمينه آموزش ساز قانون نوشته‌ام در حدي كامل است كه كساني كه اين 3جلد كتاب را بخوانند مي‌توانند در حد قابل قبولي بزنند.

 

اين كتاب براي استفاده غير فارسي زبانان به انگليسي هم ترجمه شده و جلد چهارم اين كتاب هم آماده انتشار است. اين 3 جلد كتاب 2سال زمان برد كه من بابت آن يك ريال هم پول دريافت نكردم. در حالي كه 13 ميليون تومان هزينه از جيب خودم برد و فقط معادل يك ميليون و 700 هزار تومان به عنوان دستمزد به من كتاب داد.

 


آيا ‌سازي مشابه ساز قانون داريم؟

اصلا ساز ايراني كه مشابه ساز قانون باشد وجود ندارد اما بعضي كشورها همچون ژاپن، ساز «زيتر» را دارند كه ساز سنتي‌شان است و تقريبا شبيه قانون است. ما در زمان آشوريان ساز قانون را داشتيم و بنابر تقسيم‌بندي امپراتوري‌ها در آن زمان ما قبل از ديگر كشورها اين ساز را داشته‌ايم. ساز قانون گذشته از شباهت‌هاي بسيار كم و ظاهري به سنتور، به‌طور كلي از نظر امكانات اجرايي با اين ساز متفاوت است، قانون مثل خط‌چيني و ژاپني كه عمودي نوشته مي‌شود،

 

به‌طور عمودي اجرا مي‌شود ولي سنتور به‌طور افقي اجرا مي‌شود. به همين دليل اين ساز به لحاظ پرش‌ها، ساز بسيار سختي است و اين ساز با انگشت نشانه زده مي‌شود و من يك شيوه اجرا با انگشتان مختلف همانند پيانوابداع كرده‌ام. در ساختمان ساز نيز تغييراتي داده‌ام. ايده‌هايي كه به ذهنم مي‌رسيد به استاد قنبري مي‌دادم و استاد قنبري آن را طراحي مي‌كرد و همسرم احمد ستوده آن را مي‌ساخت و سال‌هاست كه پسرم در اين زمينه كار مي‌كند.

 


آلبوم جديدي براي ارايه در دست داريد؟

آلبوم جديدي تحت عنوان «هزار گيسو» آماده است كه بعد از ماه صفر عرضه خواهد شد و شامل اجراي 15 نفر از شاگردانم است كه از شاگرد با 6 سال سابقه آموزش تا 17 سال سابقه آموزش در آن اجرا كرده‌اند. متاسفانه اجراي رحيم حامدي را ندارم. ولي از زمان جلال به بعد را كه شامل آثار استاد جلال قانون، اكبر صديف و خانم سيمين يكي از اجراهاي خودم كه اجرا با انگشتان مختلف است. به همراه دکلمه ای در این آلبوم  منتشر خواهد شد.

 

اين آلبوم در يك بسته حاوي چهار سي دي و يك دفترچه كه مختصري تاريخچه و بيوگرافي نوازنده‌ها است عرضه مي‌شود و پخش آن را يك شركت فرهنگي وهنري وابسته به نشر «ني داوود» كه متعلق به «آقاي آزادي» است بر عهده خواهد داشت. نكته قابل توجه در شنيدن اين آلبوم اين است كه با شنيدن تراك‌ها به‌راحتي مي‌توان تغيير سبك و صداي موسيقي ساز قانون را از صداي عربي كه متعلق به ساز‌هاي قبلي و اجرا‌هاي از حدود 118 سال پيش تا زمان خانم سيمين است، با صداي موسيقي اصيل ايراني كه در ساز قانون جديد و متد‌ها و رديف‌هاي ابداعي استاد سعيدي مشهود است، تشخيص داد.

 

همچنين «هفت دستگاه موسيقي ايراني و پنج آواز به همراه كتاب»، ديگر كار جديدم است كه نوشتن كتاب آن تمام شده و بنابر امكانات اجرايي ساز قانون تنظيم‌اش كرده‌ام. رديف روايت ميرزا عبدالله . من دو سال نزد آقاي برومند كار كردم و مدت زمان خيلي زياد پيش آقاي دكتر صفوت كه البته هر دو اين اساتيد سه تار مي‌زدند و هيچكدام قانون نمي‌زدند ولي آنها با سه تار مي‌زدند و من روي قانون پياده مي‌كردم و تنظيم اين كتاب تماما بر اساس آموخته‌ها و شنيده‌هايم است و انطباق آنها به روي ساز قانون ابداع خودم است كه نوشته و اجرا كرده‌ام. ناشر اين كار انتشارات ماهور و موزه موسيقي، است.

 

 

چه شد كه تصميم گرفتيد كه تحولي در شيوه فراگرفتن ساز قانون به وجود بياوريد؟

استاد من، استاد مفتاح، قانون را در بغداد آموزش ديده بود و من را با همان روش آموزش داد ولي هميشه برايم اين سوال بود كه اين يك ساز ايراني است ولي چرا صداي آن ايراني نيست. البته قبل از من هم كساني ديگر سعي كرده بودند كه با قانون موسيقي ايراني بنوازند ولي حال و هوا و فرم موسيقي ايراني با آن تكنيك اجرايي و سبك عربي قابل اجرا نبود. ولي با تغييراتي كه من در ساختمان ساز دادم توانستم موسيقي ايراني را با شور و حال و هواي ايراني بنوازم و براي اين‌كه ثابت كنم همين ساز رديف ميرزا عبدالله كه براي تار نوشته شده بود را درباره قانون نوشتم.

 


پيشينه استفاده از ساز قانون در كنسرت‌ها و اجراهاي زنده به چه دوره‌اي باز مي گردد؟

پيشينه نخستين حضور ساز قانون در كنسرت‌ها در ايران به حدود 118 سال پيش برمي‌گردد، اساتيدي چون، جلال قانون، خانم سيمين و اكبر صديف در راديو با اين ساز اجرا مي‌كرده‌اند و قديمي‌ترين چهره‌اي كه نوازنده قانون بوده حضرت داوود است كه تابلو عكس آن در موزه مانش روسيه موجود است و من هم در كتاب سه جلدي آموزش ساز قانون اين عكس را آورده‌ام و همان‌طور كه ازعكس مشخص است شيوه نوازندگي آن ايستاده بوده كه به مرور تغيير كرده است.

 

چه شد كه جايزه سمپوزيوم موزيكا را دريافت كرديد؟

در اين سمپوزيوم كه از 36 كشور حضور داشتند من درباره زنان موسيقيدان قبل از اسلام، بعد از اسلام و اكنون يك مطلب به صورت مقاله صحبت كردم به علاوه يك تك نوازي كار من بسيار مورد توجه واقع شد.

 


چرا با توجه به اين‌كه سال‌ها پيش بحث بر اين بود كه شما به عنوان چهره ماندگار موسيقي تجليل شويد، اين اتفاق نيفتاد؟

به‌طور كلي در جشنواره‌هاي موسيقي داخلي معمولا  جوايز به صورت كاغذ يا لوح است و فقط در حوزه چهره‌هاي ماندگار موسيقي بود كه جوايز مادي هم داشت كه البته فقط براي آقايون بود و هيچ يك از خانم‌هاي نوازنده را به عنوان چهره ماندگار انتخاب نكردند و از من بيوگرافي و حتي عكس هم گرفتند ولي هيچ خبري نشد.

سال گذشته هم كتاب‌هاي من به عنوان بهترين كتاب آموزشي سال انتخاب شد و برنده جايزه ويژه شد كه جايزه ويژه فقط تنديس و يك تكه كاغذ بود و هيچ تفاوتي با جايزه‌هاي ديگر نداشت. عيد امسال هم 12 نفر از خانم‌هاي عرصه موسيقي به عنوان پيشكسوت انتخاب شدند كه خوشبختانه بنده جزو آنها نبودم.  رسالت من در عرصه موسيقي هنوز به پايان نرسيده و تازماني كه رسالتم را انجام نداده‌ام در اين عرصه خواهم ماند و جز اين به هيچ چيز دنيا دلبستگي ندارم و ميخي بر ديوار اين دنيا نكوبيده‌ام.

 

چرا شما در برنامه‌ها و مراسم‌ حضور نداريد حتي سال گذشته كه به عنوان برگزيده اول كتاب تاليفي خانه موسيقي انتخاب شديد براي دريافت جايزه حضور نداشتيد؟

امسال در جشن خانه موسيقي شركت نكردم چرا كه معتقدم اين جشن‌ها و تجمعات خروجي خوب و قابل ملاحظه‌اي ندارد و اصولا علاقه‌اي به حضور در مجامع عمومي ندارم و ترجيح مي‌دهم بيش‌تر كار فرهنگي انجام بدهم و تدريس كنم. در حال حاضر فقط در هنرستان دختران تدريس مي‌كنم و يك روز در هفته هم در آموزشگاه موسيقي خودم تدريس مي‌كنم.

ولي متاسفانه تا زماني كه حمايتي نباشد اين زحمات بدتر از گذشته از بين خواهد رفت. موسيقي به‌خاطر سدهايي كه جلوي راه آن بوده، هميشه كندتر از هنرهاي ديگر پيش رفته و اگر تلاش افراد اندكي كه فرهنگي فكر مي‌كنند نباشد، موسيقي هيچ جايگاهي نخواهد داشت.


آِيا برنامه اجراي كنسرت در داخل يا خارج از كشور داريد؟

علاقه‌اي به اجراي كنسرت در داخل كشور ندارم. البته چند وقت پيش براي اجراي يك تك‌نوازي 20 دقيقه‌اي دعوت شدم ولي خودم درخواست اجراي كنسرت نداشتم. به اين دليل كه در حال حاضر كساني كه كنسرت اجرا مي‌كنند متضرر مي‌شوند. در نظر بگيريد وقتي تالار وحدت بابت يك شب اجرا چهار ميليون و دويست هزار تومان از سرپرست گروه مي‌گيرد و نوازنده‌اي هم كه در گروه است از سرپرست گروه انتظار حمايت مالي دارد،

مگر عوايد حاصل از يك شب كنسرت چقدر است كه سرپرست گروه بخواهد چنين هزينه‌هايي را بپردازد. درباره كنسرت خارج از كشور هم فعلا برنامه‌اي ندارم. در حال حاضر صحبت‌هايي براي اجرا در خارج از كشور داريم ولي هنوز قطعي نشده اما چند ماه پيش با گروه خودم در كانادا كنسرت داشتم. در كنسرت‌هاي خارج از كشور هم به دليل بالا بودن هزينه‌هاي اقامت و بليت نمي‌توان با تمام گروه رفت و مجبوریم فقط با شش نفر از اعضاي  بروم.

 


در حال حاضر شيوه آموزش قانون در آموزشگاه‌ها چگونه است؟

شيوه آموزش من در آموزشگاه شيوه آكادميك است و تمام سرفصل‌ها درباره ساز قانون نظر بنده است كه خروجي خوبي هم داشته است. البته يكي از مشكلات در آموزشگاه‌ها موقتي بودن هنرجويان است و از طرفي نيز در هر دوره شور يك ساز در بين مردم زياد مي‌شود و يك دفعه همه به يادگيري ويولن يا ساز ديگري روي مي‌آورند كه اين مسئله اجراي كار آكادميك در آموزشگاه را سخت مي‌كند.

همچنين عدم وجود عرصه‌اي براي آگاهي والدين درباره انتخاب آموزشگاه مناسب از ديگر مشكلات آموزشگاه‌هاي موسيقي است. در حال حاضر همه كساني كه امروز قانون تدريس مي‌كنند، از شاگردان من بوده‌اند، متد و روش من را اجرا مي‌كنند و كسي كه بخواهد اين ساز را تخصصي كار كند بايد از دوران كودكي در آموزشگاه شروع كند تا وقتي به سن هنرستان رسيد سطح دانش قابل قبولي از اين ساز داشته باشد و خوشبختانه در حال حاضر امكان ادامه تحصيل اين ساز تا مقطع فوق ليسانس فراهم شده است.

 

البته كساني هم هستند كه اين ساز را مي‌زنند ولي در رشته و حرفه ديگري مشغولند و به‌طور كلي زمان لازم براي يادگيري اين ساز بستگي به تلاش و پشت كار هنرجو و جدي گرفتن آن دارد. ولي هنرجويان من اكثرا وقتي به سال دوم مي‌رسند سازشان قابل شنيدن است و دوبار هم كه آموزشگاه من در رقابت‌ها شركت كرده رتبه نخست را داشته است.

 


درخواست شما از افرادي كه در عرصه مديريتي حوزه موسيقي فعاليت مي‌كنند، چيست؟

كساني كه در حال حاضر در راس كارند كمي فرهنگي‌تر فكر كنند و حمايت بيش‌تري از موسيقي داشته باشند تا جواناني كه در اين عرصه كار مي‌كنند سرخورده نشوند. به‌طوري كه امروز جواناني هستند كه كارشان خيلي خوب است ولي چون بازار كار ندارند، هرز مي‌روند. يك دوره‌اي در مدارس گروه سرود بود و اين گروه سرود يك معلم سرود داشت و به نوعي فرصت شغلي براي فارغ‌التحصيلان موسيقي بود كه امروز ديگر بسيار كمرنگ شده است.


يا قبلا  كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان هم موسيقي‌هاي متنوع و جذابي براي كودكان توليد مي‌كرد كه در چند سال اخير به حداقل رسيده يا از بين رفته است. معتقدم هر انسانی كه به دنيا مي‌آيد، رسالتي دارد و اگر بتواند سيم ارتباط با خداوند را پيدا كند مي‌تواند رسالت خود را انجام دهد

و من در طول اين سال‌ها كاري كه وظيفه‌ام بوده را انجام داده‌ام و كار خاصي نكرده‌ام و كساني كه كارشان را انجام نداده‌اند، قصور كرده‌اند و بايد بدانند كه در اين مدت زمان كوتاه عمر بايد كارمان و رسالتمان را چه از نظر اخلاقي و چه از نظر كاري درست انجام بدهيم و بار سفر ببنديم و برويم.

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

زندگي آدم‌ها با فضاي سنتي
یکشنبه, 07 اسفند 1390
|  مبينا بني‌اسدي |تاريخ هر كشور و فرهنگ باستاني هر سرزمين داراي پتانسيل‌هاي بسياري براي دستمايه قرار دادن در آثار داستاني است. حال... ادامه مطلب...
«آب و آينه» در كنار «ماندگارها»
شنبه, 06 اسفند 1390
| ابوالقاسم رحيمي |يكي از برنامه‌هاي موفق سيما در اواخر ماه گذشته برنامه«آب و آينه» بود كه از شبكه دو سيما هر شب قبل از مجموعه خبري 20و 30... ادامه مطلب...
تصویر
فرهنگ سیاسی ایرانیان و مسئله شناخت
چهارشنبه, 03 اسفند 1390
علیرضا سعیدآبادي: شايد به جرات بتوان گفت كه اصلي ترين اقدام در فرايند هاي توسعه ملي،ساخت و نهادينه سازي فرهنگ سياسي هر جامعه است.پيروي از... ادامه مطلب...
عشق از « پنجره» اين خانه پريده است
چهارشنبه, 03 اسفند 1390
|  محمد رهنما* |با ورود «البرز» به حياط خانه قديمي كه هنوز بوي اصالت مي‌دهد و نگاه بغض‌آلود او به قاب پنجره خالي به ياد فيلم«پنجره» جلال... ادامه مطلب...
فيلم‌هاي امسال خنثي يا مضر
پنجشنبه, 20 بهمن 1390
محمدصادق كوشكي*:فيلم‌هايي كه ديده‌ام غالباً يا پوچ و خنثي بوده‌اند يا منفي و مضر؛ اگر اثري از نظر هنري در اوج باشد اما محتوا نداشته باشد... ادامه مطلب...
جشنواره تجسمي فجر؛ بازي با ارقام
چهارشنبه, 19 بهمن 1390
|  شادي كابياني  |چهار سال از عمر جشنواره‌اي به نام تجسمي كه حرف و حديث‌هاي زيادي را به دنبال خود داشت مي‌گذرد؛ جشنواره‌اي نوپا كه براي... ادامه مطلب...
تصویر
نمايشنامه‌خواني‏ نمايشنامه خواني است
دوشنبه, 17 بهمن 1390
بهزاد صديقي:در سي‌امين جشنواره بين‌المللي تئاترفجر، 9 نمايشنامه براي اجراي نمايشنامه‌خواني توسط هيئت داوران آن (محمدامير ياراحمدي،... ادامه مطلب...
نقد رفتارهاي اجتماعي در«باز هم زندگي»
چهارشنبه, 12 بهمن 1390
بنفشه اميني:بي‌شك مي‌توان يكي از مهم‌ترين رسالت‌هاي تلويزيون را بالا بردن مهارت‌هاي زندگي در ميان مخاطبان گسترده خود دانست. مدارس و... ادامه مطلب...