پيدا و پنهان ايل قشقايي در هزار توي تاريخ
| جامعه |
| نغمه فرهودي |زندگي در ميان ايلياتيها و كوچ نشينان كار سادهاي است، بايد از جنس آنها باشي تا بتواني مانند آنها در برابر سختيهاي اين نوع زندگي دوام بياوري، اما شناختن ايلياتيها و آداب و رسوم آنها نه تنها خالي از لطف نيست، بلكه تا حد زيادي تو را با آداب و رسوم سرزمين اجدادي آشنا ميكند. سرزميني كه ناشناختههاي بسياري دارد. قشقاييها از معروفترين ايلهاي ايران به شمار ميروند، ايلي بزرگ با تاريخي به وسعت سرزمين مادري شان.:
قشقاييها در سردسير و گرمسير به كشاورزي و باغداري ميپردازند. محصولات آنها گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزي، مركبات و خرماست. كشاورزي بيشتر با اصول قديمي و گاوآهن انجام ميگيرد. زنان در همه كارها با مردان همكاري ميكنند. پس از برداشت محصول و پرداخت حق مالكانه، زنان بقيه محصول را در خورجينها و جوالها ذخيره ميكنند يا به فروش ميرسانند.
زنان از شير، كره، ماست، كشك، قرهقوت«قارا»، سرشير و جز آن تهيه ميكنند. ماست را در مشكهايي كه به سه پايه چوبي متصل است ميآويزند و آنقدر تكان ميدهند تا كره و دوغ به دست آيد. كار ديگر زنان بافت جاجيم، گليم، گيه قالي، خورجين، خوابگاه و جز آن است. زنان و دختران نخست پشم گوسفند را با دوك ميريسند و پس از آنكه آنها را رنگ كردند به صورت كلاف براي بافت آماده ميسازند.
زنان قشقايي هرگز آرايش نميكنند، تنها فرق زنان با دختران«چتر زلف» زنان است، هنگام عروسي براي آرايش عروس اين چتر زلف را درست ميكنند. مردان قشقايي هميشه صورت خود را ميتراشند و به سبيل گذاشتن علاقه خاصي دارند، علاقه وافر و بسياري به جشن، پاي كوبي و رقص در بيشتر ايام سال دارند و از اندوه و سوگواري گريزان هستند بهطوري كه در تمام ايام سال تنها در 10 روز آغاز ماه محرم سوگواري و عزاداري ميكنند.
رقص در ايل قشقايي
ايل قشقايي از ايلهاي بزرگ كشور ايران است كه در واقع رقص در ايل قشقايي نيز نشانه و نماد همبستگي، اتحاد و دوستي است. در هنگام رقص همه دست در دست هم و دوشادوش يكديگرند. در جشنها مردان و زنان هريك دو دستمال در دست ميگيرند، پيرامون يك دايره بزرگ ايستاده و با آهنگ كرنا و دهل ضمن تكان دادن دستمالها با حركات موزون پيش ميروند. چوب بازي كه رقصي معمولا مخصوص مردان است بدينترتيب انجام ميگيرد كه طبال بر طبل ميكوبد و كرنازن در ساز خود ميدمد زنان حول يك دايره ايستاده كل ميكشند و مردان در ميان به چوب بازي يا رقص«در مرو» ميپردازند.
در اين بازي مردان دوبهدو با چوبهاي كوتاه و يك چوب بلند با يكديگر ميرقصند و مبارزه ميكنند همراه با آهنگي كه به تدريج اوج ميگيرد و ريتم آن تندتر ميشود سعي ميكنند تا با زدن چوب به پاي حريف چوب بلند را تصاحب و حريف را از ميدان بدر كنند و بدينترتيب رقص ادامه مييابد تا برنده نهايي مشخص شود. استفاده از لباسهايي با رنگهاي متنوع و شاد و دستمالهايي با رنگهاي زيبا و رنگارنگ زيبايي رقصهاي هنرمندانه قشقايي را دو چندان ميكند.
عروسي در ايل قشقايي
وي خاطرنشان كرد: ايل قشقايي از مهمترين گروههاي كوچنده منطقه محسوب ميشوند. معمولا عشاير قشقايي، مناسبتهاي شادي همچون عروسي را در ييلاق و در كنار چشمههاي پر آب و مراتع سرسبز با برپا كردن چادرهاي متعدد در كنار هم و پوشيدن لباسهاي رنگارنگ و در عين حال شيك برگزار ميكنند. بسياري از سنتهاي اسب سواري، تيراندازي، آوازخواني و... نيز در عروسيها اجرا ميشود.
سياه چادر
نام مسكن عشاير آلاچيق است كه از دو بخش تشكيل ميشود، بخش بالايي چادر(سقف آن) سياه چادر نام دارد و از موي بز بافته ميشود. بخش ديگر ديواره جانبي است كه چيق(يا چيت) نام دارد و از تركيب ني و موي بز ساخته ميشود. چادرهاي ايلي را كه«بوهون» خوانده ميشود، از موي بز و به رنگ سياه ميبافند. اين چادرها به شكل مستطيل است و از چند بخش گوناگون سقف، لتفهاي اطراف چادر، تيركها، چند قطعه«كمج» يا«كمجه»، بندها، ميخهاي بلند چوبي، ميخهاي كوچك چوبي كه به نام«شيش» خوانده ميشود و لفاف يا«چيق» يا«ني چي» اطراف چادر تشكيل شده است.
جز چادرهاي سياه كه چادر رسمي ايلي است، چادرهاي برزنتي سفيد يا اخرايي رنگ دو پوششه آفتاب گردان يا مخروطي براي پذيرايي ميهمانها و براي استفاده در جشنها و عروسيها نيز وجود دارد. در جشنها دامن اين چادرها را بالا ميزنند تا تماشاچيان صحنه را بهتر ببينند. گاهي در درون اين چادرها شستشو ميكنند. به تازگي برخي عشاير براي آرامش بيشتر در ييلاق و قشلاق خانههاي سنگي يا آجري ساختهاند.
مراسم پشمچيني
پشم، اين محصول دامي براي عشاير داراي اهميت خاصي است، زيرا همين محصول مواد اوليه غنيترين بخش فنون ساخت يعني بافندگي را فراهم ميكند و فروش آنها ميتواند منبع مهمي از درآمد عشاير را تشكيل دهد. پشم چيني در دو مرحله با آداب و رسوم ويژه خود انجام ميگيرد، يكي در اوايل بهار در قشلاق و ديگري در اواسط تابستان و در ييلاق كه چين دوم گفته ميشود و پشم آن گوزه است و نمد آلاچيقها از همين گوزه چين دوم تهيه ميشود.
پشم چيني بهوسيله قيچي موسوم به(قيرخ ليخ) انجام ميگيرد، بهطوري كه ابتدا پاهاي گوسفند را ميبندند و آن را از پهلو روي زمين ميخوابانند و با دست راست قيچي را گرفته و با دست چپ تيغهها را روي هم فشار ميدهند تا پشم چيده شود.
برخي صنايعدستي عشاير ترك زبان ايل قشقايي
جاجيمهاي بافته شده از سوي مردم ايل قشقايي دو نوع است، ساده و نقشدار يا گلدار. از انواع جاجيمهاي گلدار ميتوان چيچك لمه(غنچهدار)، قوشابرتا(جفت بته)، شاتا(شسته) ويئدي قارداش(هفت برادر) را نام برد دوروش بافت آنها تقريبا يكي است. خورجينهاي مورد استفاده و بافته شده توسط عشاير چند نوع است، نوع ساده آن مانند جاجيم بافته ميشود و سپس به صورت خورجين دوخته ميشود و انواع رنگين و نقشهدار را به اسامي خلي خورجين، قيناغ وگول مينامند.
پلاس(پالاز) نيز نوعي جاجيم ارزان قيمت و مانند آن بافته ميشود. جوال(چووال) كه دو نوع است يك نوع را بهوسيله دستگاهها ميبافند و مشهور است به هاناچووالي و با طرز بافتن با گليم فرقي ندارد اين نوع چووال براي حمل گندم و آرد و ساير منزل به كار ميرود و نوع ديگر هم مانند پلاس بافته ميشود كه به هم ميدوزند و(شال چووالي ميگويند.) همچنين جوراب بافي هنر اصلي زنان عشايري شمرده ميشود با نقشههاي مختلف كه اينها بيشتر مشهورند به(گلين قاشي) يعني ابروي عروس، تيكمه كه همان دوخته، قوچ بوينوزي(يعني شاخ قوچ)، قيناخ(يعني چنگ) و سليماني و...
طايفه دره شوري
نام دره شوري از نام محل ييلاقي آنها(دره شوري) گرفته شده است، اينان پس از ورود به استان فارس و شهرستان دهاقان در اين ناحيه سكونت كردند. طايفههاي عشاير ايل قشقايي را ميتوان به شرح زير تقسيمبندي كرد. خانهاي طايفه دره شوري در سالهاي اخير به زراعت و باغداري توجه زيادي كردهاند و گروههاي زيادي از آنها به زندگي يكجا نشيني پرداختهاند. طايفه دره شوري يكي از طوايف پر جمعيت ايل قشقايي است و مردم آن به داشتن و پرورش اسب معروف هستند.
طايفه كشكولي بزرگ
طايفه كشكولي در گذشته از سه تيره تشكيل ميشد كه به همراه ساير تيرههاي قشقايي ييلاق ـ قشلاق ميكردند. ييلاق آنها قسمتي ديز جان و همگين بوده است. دره شوريها هم اين منطقه را كه داراي مراتع وسيع و چراگاههاي مناسبي براي دامهاست، قشلاق خود قرار ميدهند.
طايفه كشكولي كوچك
اين طايفه قبلا تيرهاي بود بهنام اخپلو كه بعدها تيرههاي ديگري از جمله تيره كرماني به او اضافه ميشود و گسترش پيدا ميكند و ابتدا بهنام كشكولي كرماني و بعد با عنوان كشكولي كوچك ناميده ميشود.
طايفه شش بلوكي
شش بلوكيها اغلب از تيرههاي بسيار قديمي و از همان تركان عراقي يعني مهاجران اوليه هستند. اين طايفه از پرجمعيتترين طوايف قشقايي است كه در پرورش و نگهداري دام مهارت فراوان دارند.
طايفه فارسيمدان
طايفه فارسي مدان از قديميترين طوايف ايل قشقايي است كه قبل از ديگر طوايف ترك زبان به اين منطقه آمدهاند و چون فارسي نميدانستند، واژه(فارسي مدان) به آنها اطلاق شده است. فارسي مدانها به علت قدرت مركزي و نفوذ و اعتبار و مديريت كلانتران خود، با وجود رقابتها و اختلافات خويشاوندي كمتر دستخوش تجزيه و جدايي قرار گرفتهاند.
طايفه عمله(طايفه جعفر بيگي)
جز نيروي محافظ خان و عوامل اجرايي و اداري او به شمار ميروند و مستقيما زيرنظر خان اداره ميشود. تيرههاي مختلف طايفه عمله زير سرپرستي كدخدايي است كه مستقيما از خان دستور ميگيرد. با وجود اين پارهاي از تيرههاي بزرگ تحت سرپرستي كلانترها هستند كه پايگاه آنها از كلانترهاي ساير تيرهها پايينتر نيست.
ديدگاههاي مطرح شده پيرامون تاريخچه ايل قشقايي
تاريخچه ايل قشقايي مبهم است و بهدرستي معلوم نيست از چه زماني و از كجا و بر اثر چه عواملي به فارس كوچانده شدهاند و نظريههاي مختلفي در اين مورد وجود دارد. قشقاييها گروهي فراري و از گريختگان هستند كه واژه قاچ قايي ريشه كلمه قشقايي است. بار تولد(محقق روسي) قشقاييها را صاحبان اسب يا گوسفند پيشاني سفيد(قشقا) ميداند. برخي محققان هم كاشغر را مركز اوليه قشقاييها ميدانند و كاشغري يا قشقري به قشقايي تبديل شده است. گرهارددوفر قشقاييها را همزمان با اتابكان سلغري ميداند. ابرلينگ قشقاييها را يكي از طوايفي ميداند كه در پي هجوم غزنويان و سلجوقيان به خاورميانه آمدهاند.
ناگفتههاي پنهان
آنچه گفته شد گذري هر چند كوچك بر آداب و رسوم و فرهنگ ايل قشايي كه همگان آنان را به چشم زيبا و دلنشين جلوه ميدهيم، اما كوچ آنها و تحمل سختيها و رنجهاي ميان راه و در طي كوچ مثل هميشه ناگفته ماند، چرا كه هيچ مادر و پدر كوچ رويي دوست ندارد خاطرات تلخ زندگي خود از مرگ فرزندش در نبودن پزشك و امكانات بهداشتي و... لب به سخن گشايد. شايد بتوان گفت كوچ قشلاقي و ييلاقي عشاير، پنهان در زواياي برگ برگ زندگي شهري ميگذرد و همگان آنان را به دست فراموشي سپردهايم چرا كه سرگرميهاي مادي و دنيا و زندگي شهري لحظهاي اجازه نميدهد ذهنتان به اين سمت و سو كشيده شود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




