رضي هيرمندي: مميزي مانع خلاقيت در كتاب كودك ميشود
| انديشه |
| مريم آموسا|با اينكه برخي ازكارشناسان ادبيات فارسي معتقدند؛ ادبيات كودك در ايران از قدمت ديرينهاي برخوردار است بسياري نيز قدمت ادبيات كودك را در ايران 150 سال تخمين زدهاند با اينكه ادبيات و كتاب كودك در ايران مورد اقبال عمومي قرار ميگيرد، اما همچنان كتاب كودك در ايران با مشكلات متعددي روبهرو شده است و با وجود ناشران تخصصي و حرفهاي در اين عرصه و نويسندگان و شاعران تصويرگران برجسته كه جوايز بينالمللي نيز از آن خود كردهاند؛ هنوز كتابهاي بازاري با تصويرگريهاي كپيبرداري شده از نمونه اصل بازار كتاب كودك را اشباح كردهاند
و اجازه ديده شدن كتابهاي خوب را به مخاطبان نميدهند، در چنين شرايطي پاي صحبت مولفان و تصويرگران كتاب كودك نشستهايم تا شايد صداي انتقادات آنها به گوش مسئولان امر برسد.
رضي هيرمندي: فاصله عميق كتاب كودك در ايران با غرب
رضي هيرمندي درباره وضعیت انتشار كتاب كودك در ايران گفت: وضعیت كتاب كودك و نوجوان در ايران از نظر كمي و كيفي اصلا قابل مقايسه با كشورهاي انگليسي زبان نيست و فاصله عميقي ميان بازار توليد كتاب درايران و كشورهاي انگليسي زبان وجود دارد و براي بررسي اين تفاوتها حتي نيازي به كار تحقيقاتي و ميداني نداريم. با مقايسه تيراژ كتاب كودك در ايران با اين كشورها ميتوانيم اين موضوع را ثابت كنيم. او ميگويد: روزانه تنها دركشور امريكا حداقل 10 عنوان كتاب كودك منتشر ميشود و با تبليغاتي كه براي كتابها پيش از انتشار ميشود، خيلي زود بر اساس آنها فيلم ساخته ميشود و اتفاقا جوايز متعددي نيز از ديدگاه مخاطب و منتقدان به اين جوايز داده ميشود. با يك بررسي كوچك ميتوان به جايگاه كتاب كودك درايران و ديگر كشورها پي برد.
اين مترجم كودك و نوجوان معتقد است؛ وضعيت كتاب كودك در ايران در 15 سال گذشته با رشد خوبي روبهرو شده است، هر چند كه ميگويد، ميتوانيم ثابت كنيم كه از 150 سال پيش درايران به معناي واقعي ادبيات كودك داشتهايم. با اين پيشينه در حوزه كتاب كودك بازهم فاصله عميقي ميان كتابهايي كه در ايران منتشر ميشود با غرب وجود دارد. مترجم آثار «شل سيلوراستاين» با اشاره به انتشار كتاب كودك درغرب به صورت مجموعه گفت: در غرب با اقبال يك كتاب، نويسنده ترجيح ميدهد كه شخصيت داستاني را كه خلق كرده است رها نكند و حاصل آن انتشار مجموعههاي چند جلدي است كه اتفاقا با اقبال خوبي هم روبهرو ميشود.
اما در ايران يك نويسنده براي انتشار يك داستان يا رمان كوتاه با مشكلات متعدي روبهروهست و گاه انتشار يك كتاب حداقل دو سال به طول ميانجامد، در چنين شرايطي نويسنده يا ترجيح ميدهد از خير انتشار كتابش بگذرد يا به دليل فاصله گرفتن از فضاي داستان آن كتاب شخصيت داستاني را كه خلق كرده ميان آسمان و زمين رها كند و ديگر حتي به فكر نوشتن جلدهاي ديگراين كتاب نميافتد. مثلا در ايران تنها نويسندهاي كه ميشود از او به عنوان مجموعهنويس ياد كرد، «آرمان آرين» است كه اتفاقا كتابهايش هم با اقبال خوبي روبهرو شده و جوايزي نيز كسب كرده است.
هيرمندي يكي از مهمترين موانع موجود براي انتشار كتاب كودك در ايران را، مميزيهاي موجود در اين حوزه عنوان ميكند كه حتي شرايط تاليف يك كتاب را در ايران دشوار ميكنند. اين خود سانسوري كه متاثر از مميزي حاكم برحوزه كتاب كودك موجب شده است كه كمتر شاهد خلاقيت در حوزه كتاب كودك باشيم. اين مترجم همچنين با انتقاد از كتابهايي كه درحوزه كودك و نوجوان تاليف ميشوند، گفت:
متاسفانه با توجه به محدوديتها و تفاوتهايي كه ميان فرهنگ ايراني و ديگر كشورها وجود دارد، بسياري از كتابهاي درخشان هرگز اجازه و امكان انتشار در ايران را پيدا نميكنند و در همان مرحله اول، مترجم از خير ترجمه كتاب ميگذرد و به سمت كتابهايي گرايش پيدا ميكند كه بتواند ازسد مميزي ارشاد بگذرد.
هيرمندي معتقد است؛ وقتي در حوزه كودك تنها به تاليف و ترجمه كتاب متوسط و حتي ضيعف قناعت ميكنيم عملا شرايطي را به وجود ميآوريم كه در آينده نيز اين گروه با همين سليقه جلو بروند و در نهايت منجربه پايين آمدن سطح پسند جامعه ميشويم. محسن هجري، نويسنده حوزه كودك و نوجوان ميگويد:
در حوزه كتاب كودك همواره در كشور با مشكلات متعددي روبهرو بودهايم اما در سالهاي اخير بسياري از اين مشكلات مرتفع شده است و نشر ما در همه حوزهها بهويژه كودك و نوجوان حرفهاي شده است و اتفاقا بهشدت نيز پايبند به مسائل فرهنگي و هويت ملي هستند، اگر ما خواهان شكلدهي ادبيات كودك و نوجوان واقعي هستيم بايد به اين بخش توجه بيشتري كنيم.
وي تاكيد كرد: امروز ديگر هر عقل سليمي پذيرفته است كه دولت يگانه متولي بخش فرهنگ نيست و اين طور نيست كه اگر دولت در اين بخش مداخله نكند، عرصه فرهنگ بيراهه رود. دولت بايد به توسعه بخش زمينهسازي خود در حيطه ادبيات كودك توجه بيشتري كند و با اطمينان بيشتري به صاحبان قلم و بخش خصوصي زمينه ارتقاي فرهنگي را مهيا كند.
وي گفت: امروز كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان با نگارش مجموعه رمانهاي نوجوان امروز تجربه خوبي را در اين زمينه رقم زد. كانون در تاليف اين آثار و ايجاد رمانهاي خلاق تاليفي به خوبي از عهده مسئوليت خود برآمد و ضمن اجتناب از سفارشدهي با احترام به ذهن نويسنده زمينه تاليف بسياري از آثار ماندني را فراهم كرده است. هجري درباره فعاليتهاي بخش خصوصي نيز گفت: من آمار دقيقي در زمينه فعاليتهاي اين بخش ندارم،
اما به نظر ميرسد اين بخش نيز با فاصلهگيري تدريجي در زمينه برخورداري از سوبسيدها در آستانه وارد كردن كتاب به عنوان مقولهاي تجاري و اقتصادي است. البته اين هم نيازمند عدم دخالتهاي زايد است كه اميدواريم چنين شود و كتاب در شرايط آرماني تاليف منتشر و به دست مخاطب برسد اگر روند انتشار كتاب كودك صحيح انجام شود بهزودي ناشران هم ترجيح ميدهند در اين شرايط مطلوب كتاب خوب توليد كنند و از انتشار كتابهاي بازاري پرهيز كنند.
هادي خورشاهيان، نويسنده وكارشناس كتاب كودك گفت: در كشور ما تعداد ناشران كودك و نوجوان زياد است. علاوه بر ناشران غيرتخصصي عرصه كودك و نوجوان كه در كشور مشغول هستند، تعداد زيادي «ناشر مولف» داريم كه اين ناشران نيزآسيبهاي جبرانناپذيري به نشر كودك و نوجوان وارد ميكنند به اين دليل كه كتابهاي منتشر شده از سوي آنان علاوه بر اينكه از ظاهري با كيفيت برخوردار نيستند بلكه تعداد شمارگان آنان نيز پايين بوده و در هيچ بازاري ديده نميشوند. خورشاهيان درباره وضع شعر كودك و نوجوان ميگويد:
هرچند كه نزديك به 50 سال است شعر و ادبيات كودك و نوجوان در ايران شكل گرفته وبه عبارتي پيش از انقلاب شاعر و نويسنده كودك و نوجوان كم بود اما در حال حاضر نيز پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي هنوز هم شاعر و نويسنده متخصص و حرفهاي در عرصه كودك و نوجوان بسياركم داريم.
هدي حدادي: مميزيهاي ارشاد سطح پسند مخاطبان را پايين ميآورد
هدي حدادي تصويرگركتاب كودك كه جوايز بينالمللي متعددي نيز از آن خود كرده است، معتقد است، وضعیت تصويرگري كتاب كودك در ايران به هيچوجه متناسب با نشر ايران نيست و با توجه به بياعتنايي ناشران به تصويرگري كتاب، تصويريگري نتوانسته است در كشور ما جاي خود را در نشر كتاب باز كند. به گفته اين تصويرگر، ناشران ايراني به دليل شرايط بد اقتصادي ترجيح ميدهند كه از هزينههاي خود بكاهند، از اين رو با كتابهايي روبهرو هستيم كه از كيفيت بسيار پاييني از نظر تاليف، تصويرسازي و توليد برخوردار هستند و اين كتابهاي كم كيفيت در نهايت منجر به پايين نگه داشته شدن سطح سليقه جامعه بشوند.
حدادي ميگويد: در سالهاي اخير كمتر پيش آمده كه كتابي منتشر شود كه با تولدش بازار نشر را ذوق زده كند. هدي حدادي با انتقاد از مميزي كه دربخش كتاب كودك ميشود، معتقد است اين مميزيها جلوي خلاقيت نويسنده را ميگيرد و در نهايت كتابهاي تاليفي به دور تكرار ميرسند و سطح پسند مخاطب ايراني پايين نگه داشته مي شود. اين تصويرگر معتقد است كه تصويرگران ايراني در مقايسه با تصويرگران خارجي از دانش تصويري خوبي برخوردار هستند، اما متاسفانه از زماني كه تصويرگران ايراني در دام تصوير آزاد افتادهاند كمتر ميتوانيم از تواناييهاي تصويرگران ايراني بهره بگيريم و بيشتر تصويرگران ترجيح ميدهند با كشيدن تصويرآزاد و شركت در جشنوارههاي داخلي و خارجي نامي كسب كنند.
به گفته تصويرگر كتاب «اگر من يك روز خلبان بودم» اگر از يك تصويرگر ايراني بخواهيم كه براي يك كتاب علمي يا آموزشي تصويرسازي كند، در بيشتر موارد نميتواند اثر درخشاني خلق كند در حالي كه در ايران تنها تصويرگران در تصويرسازي داستانهاي تخيلي موفق هستند. حدادي يكي از دلايل ضعف تصويرگري كتاب كودك در ايران را بياعتنايي ناشران به تصويرسازي كتاب عنوان ميكند كه در نهايت منجربه خلق آثاري براي ارايه در جشنوارهها ميشود. جشنوارهايي كه در حوزه تصويرگري پس از عدم برگزاري دوسالانه تصويرگري در ايران، مثل قارچ درحال برگزاري هستند و تنها براي برگزاركنندگان بيلان كاري در پي خواهند داشت.
حدادي معتقد است؛ در چنين شرايطي همين كه كتابهاي بازاري با تصويرسازيهاي بسياربد و كليشهاي راه به خانهها پيدا ميدهند و حداقل به دست كودكان ميرسند بايد خوشحال باشيم چرا كه با توجه به شرايط بازار كتاب كودك و اقتصاد بيمارآن كمكم كتابهاي بازاري هم اين اقبال را پيدا نميكنند كه مورد توجه مخاطب كودك قرار گيرند. به گفته حدادي ناشراني كه در ايران كتاب كودك منتشر ميكنند در بيشتر نمايشگاههاي بينالمللي شركت ميكنند و بازار جهاني و قابليتهاي آن را ميشناسند، اگر جهشي در اقتصاد ايران به وجود آيد بيشك در حوزه كتاب كودك نيز شاهد حركت تازهاي خواهيم بود.
اين تصويرساز ميگويد: ضعف اقتصادي صدمههاي جبرانناپذيري به كتاب كودك زده است و موجب شده كه كتابها با كيفيت بسيار پاييني منتشر شوند و در كتابهاي كودك تصويرگري در كنار متن كتاب از مهمترين عناصر كتاب به شمار ميرود. اما متاسفانه به دليل پايين بودن امكانات نشر ايران، تصاوير كتابها بسيار بد منتشرمي شوند و در نهايت كيفيت كتاب پايين ميآيد.
كيانوش غريبپور: تصويرگري كتاب كودك در ايران موجود عجيب و غريبيست
به گفته كيانوش غريبپور اگر بخواهيم تصوير خود تصويرگري كتاب كودك را در ايران بكشيم با موجود عجيب و غريبي روبهرو ميشويم، يك موجود مريض با كله بسياربزرگ و بدني نحيف كه رشد متناسبي نداشته است. كيانوش غريبپور گفت: ماجراي تصويرگري كتاب كودك در ايران تبديل به معضلي بزرگ شده است و تصويرگري كتاب كودك بين دو نقطه غناي مخاطب و غناي فرهنگي جامعه و اغناي جشنوارهها سرگردان است. جريان خلاق و آوانگاردي كه معطوف به جشنوارهها است و جريان معمولي كه با حركت كند خود بازار نشرما را اشباع كرده است و فاصله بزرگي ميان اين دو احساس ميشود و كمتر فرصت ارايه آثار خلاق در بازار نشر به وجود ميآيد.
به گفته مديرهنري انتشارات افق، تصويرگري فاخر كمتر توانسته است كه نظر مخاطب عام را جلب كند و بايد راهكاري انديشيد كه حد فاصله تصويرگري فاخر و بازاري پرشود. غريبپور وضعیت تصويرسازي كتاب كودك در ايران را بسيار فقير و بيمار عنوان ميكند كه هرجومرج در آن بيداد ميكند و ميگويد اگر بخواهيم براي خود تصويرگري كتاب كودك ايران تصويري خلق كنيم آن تصوير يك موجود مريض و بيمار با كله بسيار بزرگ و بدني نحيف است كه رشد متناسب نداشته است.
مدير هنري انتشارات افق معتقد است براي بهبود وضعیت تصويرسازي كتاب كودك در ايران بايد تعاملي ميان دانشگاه و فضاي هنري حاكم بر جامعه و هنرمندان به وجود آيد تا از برآيند اين تعامل شاهد آثار ارزشمندي از جنبه تصويرگري هم در بازار نشر و هم در جشنوارههاي بينالمللي و سراسري باشيم. به گفته غريبپور تصويرسازي كتاب كودك در ايران تنها در حوزه ادبيات و كتابهاي هنري مطرح شده، اين در حالي است كه در ديگر كشورهاي جهان تصويرگري در ديگر حوزههاي نشركتاب كودك نيز معنا پيدا ميكند.
اين تصويرساز با اشاره به روند تصويرسازي كتاب كودك در دهههاي پيش ميگويد: در دورههاي پيش تصويرگران صاحب سبك و خلاقي در ايران وارد عرصه كتاب كودك شدند و آثار درخشاني نيز خلق كردند اما امروزه اين تصويرگران كمتر جسارتهاي سابق را در كار خود دارند يا بياعتنا به كار تصويرگري كتاب كودك شدهاند شاگردان آنها نيز بيشتر به تكرار شيوه كار استادان خود اكتفا كردهاند. وي يكي از مهمترين راهكارهاي رشد و بلوغ تصويرسازي كتاب كودك را ناشران عنوان ميكند كه در بيشتر موارد به دليل طولاني شدن زمان بازگشت سرمايه و مشكلات نشر ايران، كمتر ترجيع ميدهند كه براي تصويرگري كتاب كودك سرمايهگذاري كنند.
اين تصويرگر ميگويد: بخشي عمدهاي از كتابهايي كه در بازار نشر كتاب كودك موجود است، كتابهاي ترجمه است كه اين كتابها نيز با كپيبرداري از تصويرسازي اصلي منتشر ميشوند، اگر به تصاوير اصلي اين تصاوير لطمهاي زده نشود و منطبق با تصوير اصلي منتشر شود به مرور شاهد تغيير ذائقه عامه مردم نسبت به تصويرسازي كتاب كودك خواهيم بود. هرچند كه به گفته غريبپور، تصويرگران ايراني در جشنوارههاي بينالمللي بسيار شناخته شدهاند اما شرايط نشر ما به گونهاي نيست كه آنها با فراغ بال دست به خلق تصاوير بكرو در راستاي كتاب بزنند.
منابع بد روحيه پرسشگري را در كودكان نابود ميكند
«فرناز خراسانچي»، دايرهالمعارفنويس و رئيس كتابخانه حسينيه ارشاد ميگويد: فرهنگنامهنويسي و تحقيق و بررسي درباره دانشنامه و دايرهالمعارفهايي كه در طول سال منتشر ميشوند، يكي از دغدغههاي اصلي من است، سالهاست كه در شوراي كتاب كودك به همراه گروه مولفان فرهنگنامه كودك و نوجوان وقتمان را صرف اين كار كردهايم كه انتشار مجلدهايي از فرهنگنامه كودك ونوجوان بخشي از فعاليت گروه ما است.
وي افزود: متاسفانه با وجود دغدغههای متعدد براي تاليف و ترجمه دانشنامه براي گروهاي سني كودكان و نوجوانان، تعداد آثار قابل بحث در حوزه تاليف به سه مورد هم نميرسد. رئيس كتابخانه حسينیه ارشاد با اشاره به دايرهالمعارفها به عنوان يكي از مهمترين منابع براي كودكان و نوجوانان گفت: متاسفانه بسياري از كتابهايي كه اسم دانشنامه را با خود يدك ميكشند، حتي از يك مقدمه خوب و نمايه برخوردار نيستند. وي با تقسيمبندي دانشنامهها به سه دسته ترجمه، تاليف و ترجمه گفت:
در دانشنامههايي كه عينا از زبانهاي ديگربه فارسي ترجمه ميشوند، به وضوح اشكالاتي ديده ميشود كه اين دانشنامهها با فرهنگ ما سازگاري ندارند، به عنوان مثال مباحث پيرامون توليد مثل در سنين كودكي در غرب آموزش داده ميشود، اما در كشور ما به دليل شرع و عرف، طرح چنين مباحثي براي اين گروه سني مجاز نيست.
در نتيجه برخي از اين دانشنامهها به دليل اهمال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي روانه بازار كتاب ميشوند. از اينرو درحوزه ترجمه، شاهد دانشنامههاي متعددي هستيم كه پاسخگوی نياز كودك امروز ما نميتوانند باشند. از ديگر مواردي كه در دانشنامهنويسي اصل گذاشته ميشود، ترجمه است. از اينرو هنگام تدوين دانشنامه كمتر به اين موضوع توجه ميشود كه اين اطلاعات دقيق و كامل هستند يانه!
وي با اشاره به دايرهالمعارف دايناسورها گفت: اين دايرهالمعارف كه اين روزها در بازار فروش خوبي دارد، براي گروه سني جيم ودال است كه اتفاقا تصاوير اين دانشنامه براي گروه سني الف هم پاسخگو نيست، حتي برخي از اطلاعات دانشنامه اصلا به روز نيست. پس از طرح اين موارد؛ سوال اساسي كه درذهن مخاطب شكل ميگيرد اين است كه آيا ناشران ما با ساختار كتابهاي مرجع آشنايي دارند،
دانشنامهها بايد چه ساختاري داشته باشد، آيا هركتابي كه از نظر ساختار شبيه دانشنامه است را ميتوان دانشنامه خواند يا هر دانشنامهاي ميتواند پاسخگوی نياز مخاطبان گروههاي سني كودك و نوجوان باشد، اينها پرسشهايي است كه ما در شوراي كتاب كودك بارها مطرح كرديم و براساس آن دايرهالمعارفهاي موجود را بررسي ميكنيم.
ليست كتابهاي خوب بايد منتشر شود
مصطفي خرامان سخنگوي انجمن نويسندگان كودك و نوجوان معتقد است كه هرج و مرج عجيبي در بازار كتاب كودك در ايران وجود دارد و كتابهايي كه تناسبي به نياز كودكان ندارند وارد بازار نشر كتاب كودك ايران ميشوند. او پيشنهاد ميكند حالا كه نظارت درستي در حوزه كتاب كودك و نوجوان وجود ندارد انجمن نويسندگان كتاب كودك و نوجوان و شوراي كتاب كودك حداقل در هر فصل ليست كتابهاي خوب را منتشر كنند.
مصطفي خرامان ميگويد: بازار كتاب كودك در ايران را بسيار آشفته و نابسامان است و تعداد كتابهاي بازاري در اين حوزه آن قدر زياد است و اين كتابها بهراحتي به دست كودك ميرسند كه ديگر فضايي براي نفس كشيدن و عرض اندام كتابهاي جدي در اين حوزه باقي نميماند. به گفته او انجمن نويسندگان كودك و شوراي كتاب كودك چون دو نهاد صنفي براي حمايت نويسندگان هستند عملا نميتوانند درسياستگذاري و انتشار كتاب كودك در ايران وارد شوند و كار اجرايي و نظارتي كنند اما ميتوانند با برگزاري دورههاي متعدد نويسندگاني را تربيت كنند كه بتوانند آثار خوبي متناسب با نياز كودكان تاليف و منتشر كنند.
به گفته وي اگر وضعیت نشر كتاب كودك در ايران تكاني بخورد و شاهد تحولي در اين حوزه باشيم، مشكل نويسنده خوب نداريم. مثلا در انجمن نويسندگان كودك ونوجوان 360 نويسنده عضوهستند كه اگر هر يك از اين نويسندهها حداقل سالي يك كتاب منتشر كنند بهطورتقريبي روزي يك كتاب جديد و خوب داريم كه ميتواند به دست كودك برسد. اما متاسفانه به دليل هزينههاي متعددي كه آمادهسازي و انتشار يك كتاب كودك دارد، ناشران كمتر حاضرند كه در اين حوزه وارد شوند، اگر هم اقبالي به كتاب كودك نشان بدهند، بيشتر به سراغ كتابهاي ترجمه و بازاري ميروند كه همزمان توسط چند ناشر منتشر ميشوند و بهراحتي ميتوانند در كيوسك هاي روزنامهفروشي اين كتابها را عرضه كنند.
سخنگوي انجمن نويسندگان كودك و نوجوان معتقد است كه بايد راهكاري انديشيد كه ناشران بازاري و ناشران تخصصي حوزه كتاب كودك به مخاطبان معرفي شوند تا وقتي خانوادهاي در پي خريد كتاب براي كودكش می باشد، بهترين گزينه را انتخاب كند. اين نويسنده كودك و نوجوان ميگويد: تا زماني كه نظارت درستي بر روي كتابهاي كودك نباشد و وزارت فرهنگ و ارشاد امتيازاتي برای كتاب و ناشران خوب در حوزه كودك در نظر نگیرد؛ نميتوانيم شاهد تغيير و تحولي در فضاي موجود باشيم.
| بعدی > |
|---|







