سيزده به بعد
| جامعه |
| مريم مقنيپور |سيزدهمين روز از نخستين ماه سال جديد كه به در ميشود سطح توقع آدمها تغيير ميكند. يكي از سطحيترين اين توقعات هم همين گله امروز صبح من و شماست موقع بيدار شدن از خواب.اينكه چرا دقيقاً نخستين روز كاري يعني روزي كه قرار است نخستين قولهاي سال جديدمان در محيط كار عملي شود درست فرداي سيزده به دري باشد كه خوشي و خستگي و رفتار مناسب با طبيعت از سر و كولمان بالا ميرود ؟ اصلاً چرا از اين در شدنها در سال فقط يك روز است ؟
معلوم است كه آباء و اجداد و نياكان ما براي برقراري رسم و رسومات شان از جوانترها هيچ مشورتي نميگرفتند ! منطقيتر اين نيست كه دومين پنجشنبه سال را به در كنيم تا جمعه هم بشود يك روز براي استراحتي ديگر ؟!
از تمام اين سوال و جوابها و گلههاي هر ساله صبح روز چهاردهم كه گذر كنيم بد نيست كمي از فلسفه روز قبل بدانيم.
در اين مورد دو نظريه كاملاً متضاد وجود دارد عدهاي اين روز را نحس دانسته و براي رفع بلا به دامان طبيعت پناه ميبرند. عده دوم اين روز را خجسته پنداشته و براي گذراندن بهتر اين روز از طبيعت ياري ميجستند.
مهم همان اصل آشتي با طبيعت است كه شكر خدا هر سال بيش از سال قبل حماسه آفريني ميكند. فقطاي كاش مقدار شوخيمان را با اين دامان پاك كمي كمتر كنيم.
يكي از رسمهاي اين روز گرهزدن سبزه است. اگر هنوز به جرگه متاهلين خوشبخت اين مرز و بوم نرسيدهايد حتماً متوجه نگاه و حرفهاي اطرافيان شدهايد موقع لذت بردن از دامان طبيعت شنيدهايد اين جمله معروف را كه« گره بزن بختت وا شه»!!
| < قبلی | بعدی > |
|---|








