سرانه فضاي سبز ايراني كمتر از نصف استاندارد
| جامعه |
جنگل تنها تفرجگاه نيست. حتي اگر ندانيم يا حتي يك بار هم جنگل را نديده باشيم باز اين وسعت سبز، بخش مهمي از زندگي تك تك انسانهاي روي زمين را تشكيل ميدهد. ما بسيار بيشتر از آنچه تصور ميكنيم وابسته اين درختان استوار هستيم. اين همه آلايندهاي كه با خودخواهي و به وسيله صنايع و سوختهاي فسيلي روانه هوا ميكنيم تنها همين ريههاي سبز زمين ميتوانند تصفيه كنند. ريشههاي عميقي كه گاه تا دهها متري عمق زمين دويده شدهاند، بهترين چيز براي ذخيره كردن و حفظ منابع زيرزميني آب محسوب ميشوند.
| رويا كاكاوند|
كاركردي كه در كشور خشك ايران اهميتي صد چندان مييابد. البته حفظ و ذخيره آب تنها وظايف اين ريشهها نيست، خاك نيز ماندگاريش را مديون آنها است. اين ريشههاي به هم تنيده خاك را نيز مانند يك توري چند هزار هكتاري نگه ميدارند و از فرسايش آن به وسيله آب و باد جلوگيري ميكنند. البته وجود اين درختان متراكم بهترين سد جلوي پيش روي بيابان و هجوم شن و ماسه است. البته اين سد تنومند بهترين راه پالايش آلودگي صوتي ناشي از زندگي مدرن انساني نيز هست.
همچنين اين پوشش گياهي غني بهترين منبعي است كه ميتواند مرهم دردهاي انساني را فراهم كند. جنگلها غنيترين منابعي هستند كه گياهان متنوع دارويي را در خود پرورش ميدهند و البته بهترين پناهگاهها براي گونههاي متعدد جانوري هستند. استفاده مناسب و استاندارد از جنگل ميتواند بهترين راهكار كاهش بيكاري و اشتغالزايي باشد. علاوه بر اينكه جنگلها بزرگترين منبع تبديل انرژي خورشيدي به انرژي شيميايي هستند.
در واقع جنگلها با جذب كربن موجود در هوا همانطور كه به پاك كردن هوا ميپردازند، پروتئين گياهي توليد ميكنند. به اين ترتيب هم بخشي از پروتئينها، ويتامينها و فيبرهاي مورد نياز انسان را توليد ميكنند و هم مواد غذايي جانوارن گياه خوار را كه خود به نوعي يا غذاي انسانها ميشوند يا غذاي جانواران گوشتخوار و به اين ترتيب چرخه زيستي و زنجيره غذايي پايدار ميماند و حيات ادامه مييابد.
به اين ترتيب انرژي كه در جنگل توليد ميشود هم ارزش انرژي نفت است در حالي كه ذخاير نفت و گاز سرانجام طي يک تا 20 سال آينده پايان مييابند اما جنگلها ميتوانند دايمي و پايدار باشند. و تمام اينها تنها بخشي از كاركردهاي هجده گانهاي است كه پروفسور علي يخكشي، كارشناس محيط زيست درباره جنگلها بر ميشمرد. با همين دليل و به مناسبت 15 اسفند، روز درختكاري گفتوگويي با پروفسور يخكشي در زمينه اهميت حفظ جنگلها داشتهايم كه در زير ميخوانيد.
شرايط فعلي جنگلها در كشور ما چگونه است؟
طبق آماري كه سازمان مراتع و جنگل داري و سازمان خواروبار جهاني در سال 1342 اعلام كردند جنگلهاي شمال ايران 4/3 ميليون هكتار بود در حالي كه براساس آخرين آمار همين سازمانها در حال حاضر وسعت جنگلهاي شمال ايران 9/1 ميليون هكتار است يعني طي 58 سال گذشته وسعت جنگلهاي شمالي ما 40 درصد كاهش يافته است.
به نظر شما مهمترين دليل نابودي جنگلهاي ايران آن هم در اين حجم وسيع چيست؟
فقر فرهنگي زيست محيطي مردم شايد بزرگترين علت نابودي جنگلها باشد. پس از آن فقر مادي روستا نشينان و كساني كه در حاشيه جنگلها زندگي ميكنند و به اجبار براي تامين سوخت يا افزودن به زمينهاي كشاورزي خود به تخريب جنگل ميپردازند، موثر است و البته حرص و آز قاچاقچيان چوب و پيمانكاران غير متخصص بخش خصوصي كه تنها به تجارت خود ميپردازند و بدون توجه به اهميت جنگل و استانداردهاي بهرهبرداري از جنگل، سالانه صدها و هزاران متر مربع از جنگلها را نابود ميكنند.
چرا كه خيليها تنها كاركرد جنگل را توليد چوب ميدانند در حالي كه يكي از وظايف هجده گانه جنگلها ارزش ريالي است كه در صورت بهرهبرداري استاندارد ميتواند نصيب كشور كند.
وضع فضاي سبز در ايران نسبت به استاندارد جهاني چگونه است؟
بر اساس استانداردهاي جهاني در كلانشهرها سرانه فضاي سبز به ازاي هر نفر 35 تا 50 متر مربع است. اما براي مثال سرانه فضاي سبز در كلانشهري مانند تهران تنها 10 تا 12 متر به ازاي هر نفر است. به همين دليل است كه شاهد آلودگي شديد هوا، آلودگي صوتي، حجم بالاي گرد و غبار در فضاي شهري و... هستيم
در حالي كه اگر كمربند سبز شهري كامل بود و به اندازه كافي فضاي سبز داشتيم، اين تعداد درخت ميتوانستند به عنوان ريههاي شهر اين گازهاي سمي، گرد و غبار و سرو صدا را جذب كنند و به تلطيف و پاكيزگي هواي شهر بپردازند. در نتيجه آثار سوء ناشي از اين آلودگيها را بهشدت كاهش دهند. توجه داشته باشيد كه هر هكتار فضاي سبز ميتواند 48 تن گرد و غبار فضا را جذب كرده و رسوب دهد.
حالا اگر 500 تن آلاينده سالانه از فضاي تهران حذف شود چقدر در هوا ي اين ابر شهر موثر خواهد بود. اما متاسفانه به جاي آن شاهديم كه هر روز در جايي باغهاي با ارزش و قديمي را نابود ميكنند و به جاي آن برجها بالا ميروند. يعني فولاد و بتن جاي ريه سبز شهرها را ميگيرد. در حالي كه فضاي سبز ميتواند در شهر خشك و گرمي مانند تهران به خنكي و تلطيف هوا كمك كند
اما بتن و فولاد با جذب گرما در تابستانها دماي هوا را 5 تا 6 درجه افزايش ميدهد و زندگي را براي ساكنان شهر سختتر ميكند. در نتيجه ميبينيم كه چه طور هر روز بر آمار آلرژيهاي تنفسي و پوستي، آسم، سكتههاي قلبي و مغزي سرطانها، بيماريهاي جهاز هاضمه و فشار خون بالا افزود ميشود و هر روز از عمر آدمها كم ميشود.
راهحل برون رفت از اين شرايط را در چه ميدانيد؟
بايد پيش از هر چيز مزاياي شهرهاي بزرگ را به شهرهاي كوچك منتقل كنيم تا ميل به زندگي در اين شهرها در مردم به وجود آيد آنها با اراده و خواست خود به اين شهرها كوچ كنند تا به اين ترتيب هم آنها از فوايد زندگي در فضاي سالم بهره ببرند و هم فرصتي پيشآيد تا ساكنان شهرهاي بزرگ بتوانند به ايجاد فضاي سبز بيشتر و حفظ آنچه دارند بپردازند. البته توجه به محيط زيست و فضاي سبز و درختكاري را نبايد تنها به همين هفته منابع طبيعي محدود كرد.
بايد اقدامات اين هفته را به تمام سال تسري دهيم. براي كاشت درخت نبايد تنها به روز درختكاري بسنده كنيم. چه خوب است كه در ايام مختلف سال براي يادبود عزيزان درگذشته، تولد خود و كساني كه دوستشان داريم، ازدواج و خلاصه به هر بهانهاي درخت بكاريم. البته فقط نبايد به توزيع اين نهالها بسنده كرد. مسئولان بايد پيگير باشند
آيا نهالهايي كه توزيع كردهاند كاشته شده است يا نه و بعد از كاشت نيز بايد بررسي كنند كه آيا از آنها به خوبي نگهداري ميشود يا نه. ما نيز بايد خود را موظف بدانيم از نهالي كه ميكاريم تا زماني كه جان بگيرد و استوار شود نگهداري كنيم. البته جز فضاي سبز خارجي بايد فرهنگسازي شود كه فضاهاي سبز داخلي و عمودي هم توسعه يابد.
هر كسي بايد در خانه خود يا داخل بالكنها به پرورش گياهان مختلف بپردازد تا به اين ترتيب هم به پاك شدن و سرزندگي هواي داخل خانه خود كمك كند و هم به تلطيف هواي شهر. از سوي ديگر بيشتر آلودگي شهرهاي بزرگ به دليل فعاليت صنايع ا ست. چه خوب است اگر به قانون عمل شود و صاحبان صنايع مكلف شوند به ازاي هر واحد توليدي، هر خودرو يا موتوري كه فعاليت ميكند و...
در همان منطقهاي كه فعالند به همان ميزان فضاي سبز ايجاد كنند. همچنين هركدام از ما بايد خود را موظف بداند خودرو يا موتوري را كه خوب كار نميكند و آلايندگي بيشتري توليد ميكند يا از رده خارج كنيم يا بهموقع به تعمير و سرويس آن بپردازيم و در غير اين صورت بايد متخلفان مجبور به پرداخت جريمه شوند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






