احزاب و افزايش مشاركت سياسي
| سياست |
محمد حسني:لزوم شكلگيري احزاب و تشكيلات منظم سياسي همواره يكي از دغدغههاي سياسيون بوده است و اينكه چرا پس از انقلاب تشكيلاتي به معناي واقعي حزب را هنوز تجربه نكردهايم مورد بحث بسياري از صاحبنظران قرار گرفته است. تشكيل حزب وارهها در نزديكي انتخاباتها و بعد هم، پاشيده شدن سريع آنها نشاندهنده عدم وجود يك بلوغ سياسي يا يك برداشت ناصحيح در ميان فعالان سياسي كشور است. خصوصيات يك حزب سياسي بهطور مختصر در موارد زير تبيين ميشود:
1ـ توافق نظر معين درباره اصول بنيادي ميان افراد تشكيلدهنده حزب
2ـ سازمان يافتگي و داشتن تشكيلات
3ـ تلاش براي دست يافتن به هدفها
4ـ مبارزه در راه تصرف قدرت سياسي براي تامين منافع عمومي (حداقل در مقام نظر)
5ـ وجود رهبري در حزب. با اين تعريف تاكنون شاهد تشكيل يك حزب سياسي در كشورمان نبودهايم. آسيبشناسي عدم تشكيل احزاب در كشور نياز به تحقيقات مفصلي در اين زمينه دارد اما اين سوال وجود دارد كه عدم وجود احزاب چه لطمههايي به كشور ما و ساختار سياسي آن زده است؟
احزاب در كشور ما هيچگونه برنامه مشخصي ندارند و اصلا لازم نميدانند مواضع سياسي و اقتصادي خود را به مردم اعلام كنند و تا انتخابات بعدي نيز هيچ گونه ارتباطي با مردم برقرار نميكنند و تازه در انتخابات بعدي نيز با نامي جديد ظاهر شده و مردم را دچار سردرگمي ميكنند. به نظر ميرسد نوع نگاه برخي سياسيون با مردم قيم مآبانه است و صرفا مردم را جهت حمايتهاي موقت خود ميخواهند و پس از انتخابات هيچگونه مسئوليتي در قبال پاسخگويي به مردم احساس نميكنند.
اين نگاه در درازمدت سبب خواهد شد مردم مشاركت سياسي لازم را در انتخابات نداشته باشند و در قبال رويدادهاي سياسي كشور نيز كم تفاوت شوند. قطعا تشكيل احزاب و مشاركت واقعي مردم در رويدادهاي سياسي ميتواند آنان را متعهد و مسئولتر نمايد و سطح مشاركت آنان را در مواضع مختلف افزايش دهد. به علاوه پاسخگو بودن مسئولان نيز ميتواند به كارآيي بيشتر آنان كمك نمايد. قطعا رئيسجمهوري كه با حمايت اعضاي يك حزب به اين سمت دست يافته است، در قبال اين حزب و اعضايش پاسخگو خواهد بود و اين نظارت سبب افزايش كارآيي دولت خواهد شد.
طرح تشكيل نظام پارلماني نيز در شرايط كنوني و با عدم وجود ساختار حزبي در كشور به نظر مشكلات فعلي را دوچندان ميكند. در انتخابات اخير با اختلاف دروني اصولگرايان، دو گروه در روزهاي نزديك به انتخابات به ارايه ليست پرداختند و هيچ كدام هم به مردم اعلام نكردند كه آرا و نظرات، مواضع و برنامههايشان چيست و به چه علت مردم بايستي از آنها حمايت كنند. در آستانه تشكيل مجلس نهم نيز بحثها پيرامون تعيين رياست مجلس بالا گرفته است و باز هم معلوم نيست اختلاف دقيقا بر سر چيست وهركدام از نامزدهاي اين پست چه برنامههاي متمايزي نسبت به ديگري دارند.
در صورت وجود احزاب متشكل ميتوانستيم توقع داشته باشيم با مشاركت دايمي مردم در احزاب، تعيين نامزدهاي هر حزب توسط اعضاي آن حزب و طي فرآيندي دمكراتيك صورت گيرد و چنانچه در تمام دنيا رايج است تعيين رياست مجلس نيز توسط حزب پيروز و توسط اعضاي آن به همين شكل انجام گيرد. در اين صورت پس از انتخاب اين فرد نيز هر چند وقت يك بار وي پاسخگوي عملكرد خود نيز بوده و به اعضاي حزب كه همان مردم حامي وي هستند گزارش ميداد و در صورت عدم كارآيي لازم از اين سمت عزل ميشد.
در فرآيند تعيين رياست مجلس شاهديم كه وقت و انرژي فراواني گرفته شده و مباحث بيفايدهاي در اين خصوص در سطح جامعه منتشر ميشود. قطعا طرح اين مباحث بيهوده غير از منحرف كردن نگاهها از مسائل اصلي كشور هيچ فايدهاي نداشته و جايگاه طرح آن در احزابي است كه عدم وجود آنها سبب چنين وضعیتي شده است. با گذشت بيش از سي سال از انقلاب نياز به احزاب شناسنامهدار و متشكل بيش از پيش و بهطور روزافزوني احساس ميشود و به نظر ميرسد ادامه وضع موجود باعث بروز مشكلات زيادي در عرصههاي مختلف سياسي كشور خواهد شد.
| بعدی > |
|---|






