نه شعر براي روزنامهها اهميت دارد و نه شاعران
| انديشه |
سعيد بيابانكي گفت: اين روزها نه شعر براي رسانههاي مكتوب اهميت دارد و نه شاعران تمايلي به حضور در اين رسانهها دارند، بلكه ترجيح ميدهند با رسانههاي مجازي شخصي سرگرم باشند. سعيد بيابانكي شاعر و طنزپرداز، همزمان با برگزاري هجدهمين نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها، با حضور در اين نمايشگاه، ميهمان غرفه مهر شد و در نشستي به سئوالات خبرنگاران مهر پاسخ داد.بيابانكي در پاسخ به سئوالي درباره علت بيتوجهي رسانههاي مكتوب به شعر در سالهاي اخير اظهار داشت:
سعيد بيابانكي شاعر انقلاب و جنگ:
شكي وجود ندارد كه روزنامهها و مطبوعات بهطور كلي مانند دهه 70 در شعر جريانساز نيستند و اين موضوع هم به مطبوعات و هم به شاعران باز ميگردد. وي با اشاره به فعاليتهاي شعري دهه 70 گفت: در دهه 70 روزنامه اطلاعات صفحه شعري داشت با نام «بشنو از ني» كه مسئوليت آن با عليرضا قزوه بود.
اين صفحه با همكاري طيف وسيعي از شاعران و اهالي قلم آغاز شد و كار آن رفتهرفته به جايي رسيد كه هر شاعري كه اثرش در آن منتشر ميشد، انگار نيمي از راه را براي معرفي گذرانده بود، اما كمي كه جلوتر آمديم به نظرم رسيد جايگاه مطبوعات در عرصه شعر از دست رفت. شاعر مجموعه شعر «سنگچين» ادامه داد:
در مجلات هم كه گويا بايد تخصصيتر باشند، وضع به همين منوال است. سابق بر اين حتي در مجلات غيرتخصصي وقتي شعري از يك جوان منتشر ميشد، براي او يك تحول و يك اتفاق تازه بود، ولي الان اينگونه نيست. بيابانكي در توضيح علت اين پديده به ظهور رسانههاي مدرن اشاره كرد و گفت:
شاعر وقتي اثري را خلق ميكند، دوست دارد اين اثر را سريع به اطلاع مخاطبانش برساند. تا پيش از ظهور دنياي رسانههاي مدرن، همه فكر و ذكر شاعران براي انتشار اثرشان، رسانههاي مكتوب بود و با ذوق و شوقي فراوان اثرشان را براي آن ارسال ميكردند تا شايد چاپ شود، ولي با آمدن دنياي مجازي هر شاعري براي خود رسانه شخصي پيدا كرد و دغدغه انتشار شعر ديگر وجود ندارد؛ هرچند رسانه مجازي شخصي شايد خيلي بازخورد نداشته باشد، اما شخص شاعر را ارضا ميكند. وي در ادامه افزود:
مطبوعات هم اين روزها خيلي به شعر اهميت نميدهند. شعر، عرصه تشبيه و استعاره است. كسي بايد آن را در مطبوعات هدايت و منتشر كند كه به نوعي ملّاي رومی اين كار است و خب اين افراد تمايلي به اين موضوع ندارند. به اعتقاد من، ما دو مدل هنر داريم كه من به آنها هنر گرم و هنر سرد ميگويم. مطبوعات ما به دنبال هنر گرم هستند؛ يعني چيزي كه مخاطب را جذب كند و جنجال ايجاد كند؛ مثل سينما يا مثل طنز حتي، ولي شعر و ادبيات جزو هنرهاي سرد هستند.
سراينده مجموعه شعر «تنپوش بيآستين» افزود: شعر خاصيتش اين است كه نميتواند جنجالبرانگيز باشد و خب در برابر خبري مثل اعدام چند نفر در يك شهر، براي حضور در روزنامهها مغلوب است. اين را بگذاريد در كنار اين موضوع كه كساني كه در مطبوعات اين روزها شعر را هدايت ميكنند گاه از آن سررشته ندارند و لذا انتشار يك شعر با همه استعارهها و... باعث ايجاد سوء برداشت و خلاصه دردسر ميشود كه مطبوعات ما از آن گريزانند.
بيابانكي همچنين وجود بيش از اندازه مراسمهاي شعري چون كنگرهها و محافل و شب شعر را عاملي دانست كه شاعران را از حضور در مطبوعات بينياز كرده است. وي گفت: شاعر دوست دارد شعرش را براي يك جمع و محفل بخواند. وقتي اين كار در محافل جمعي انجام شد، ديگر شاعر براي انتشار آن در روزنامه احساس نياز نميكند.
در دهه 60 واقعا اين موضوعات نبود و خب اين نياز حس ميشد؛ در نتيجه نه شعر امروز به روزنامه بهايي ميدهد و نه البته شعر براي روزنامهها اهميتي دارد. وي در پاسخ به سئوالي درباره علت اعتناي مطبوعات روشنفكري به انتشار شعر و جريانسازي حول آن بر خلاف ساير مطبوعات نيز گفت: شعر و ادبيات در روحشان نوعي اعتراض نهفته است، اما خب اينكه به چه اعتراض كنيم، مهم است. آيا بايد به جامعه اعتراض كرد يا به سياست يا به جهان؟ شعر پديدهاي است كه بدون يك كنش دروني در شاعر خلق نميشود.
جريانهاي روشنفكري در ايران همواره در اقليت بودهاند و البته همواره هم خود را معترض ميدانستهاند؛ هر چند كه شعرشان هم معترض نيست. بچههاي طيف انقلاب هم معترض هستند، اما نوع اعتراضشان فرق ميكند. جريانهاي روشنگري بر خلاق طيف انقلابي رسانهاي به آن صورت ندارند و در جشنوارهها و كنگرهها نيز شركت نميكنند و خب طبيعي است تنها رسانههاي مكتوبشان را جديتر ميگيرند.
بيابانكي در پايان افزود: شعر راه خودش را به هر صورت ميرود. شكل ارايه آن است كه تغيير كرده است. و آنچه كه الان هم هست، به نوعي شاعران را ارضا كرده است. تنوع رسانهها به نوعي حضور شعر و شاعران را در رسانههاي جدي از سكه انداخته است و خب البته اين موضوع مطلوبي نيست. هنوز هم كه هنوز است، كتاب و روزنامه براي معرفي شعر چيز ديگري است، ولي آنچه شعر و شاعر را تثبيت ميكند، بيشتر گذر زمان است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







