از شاعران جهان
| انديشه |
| قاسم صنعوي |اين مجموعه در برگيرنده يادداشتهاي پراكندهاي است كه طي ساليان دراز (افزون بر نيم سده) و به تفاريق فراهم آمدهاند. برخي از آنها در نشريههايي (چون: تماشا، خوشه، رودكي، سخن، فرهنگ و زندگي و جنگهايي گذرا) چاپ شدهاند يا به صورت برنامههاي راديويي و تلويزيوني به دست امواج سپرده شدهاند. بخش عمدهاي از آنها نيز تاكنون نشر نيافتهاند.عنوان«از شاعران جهان» كه براي مجموعه برگزيده شده در بردارنده مفهومهاي متفاوتي است كه از اين عنوان به ذهن متبادر ميشود: اين اثر، هم از شاعران سخن ميگويد و هم از گفتههاي آنان نقل ميكند.
با اندكي اغماض مفهوم«شماري از شاعران جهان» را نيز از آن ميتوان برگرفت و اين نكته را خواننده آگاه خود به خوبي درمييابد، زيرا در قياس با شمار شاعران جهان، اثري با اين حجم فقط ميتواند در حكم يك انگشتانه آب از اقيانوسي باشد. نگاهي كوتاه به فرهنگهاي اختصاصي ادبي(فرهنگ شاعران، نويسندگان، آثار و ...) آشكار ميكند شمار سرايندگاني كه در اين مجموعه از آنان ياد شده شايد كمتر از يكهزارم نامداران دنياي شعر باشد. در چنين وضعي اين پرسش پيش خواهد آمد كه معيار گزينش چه بوده است.
در درجه نخست، مترجم اين اثر، مانند هر فرد ديگر، در برخورد با شاعري، احساسي خاص از شخصيت يا اثر او در خود يافته است و براي مدتي در حيطه تاثير و نفوذ او مانده. اما رويدادها نيز در اين ميان سهم خود را داشتهاند. مترجم در زمينه كارهاي فرهنگي و مطبوعاتي خود ساليان درازي يك وظيفه ثابت داشته است:
كند و كاو در قلمرو ادبيات جهان. در نتيجه، هرگونه رويدادي كه به مناسبتي نام سرايندهاي را به رسانهها ميكشانده، نويسنده اين سطرها را بر آن ميداشته كه در صدد برآيد كه ولو حداقل آشنايي با كار شاعر مطرح روز را بيابد. اعطاي جايزهاي در خور توجه، محاكمه و زنداني شدن شاعري در گوشهاي از جهان به سبب نشر اثرش، بزرگداشت سرايندهاي در سالگرد تولدش، ياد از شاعري به هنگام درگذشتش و...
انگيزههايي براي توجه به چنين شخصيتهايي بوده است. توضيحي ديگر كه ضروري مينمايد اين است كه حد و حدود گزارشها يا ميزان نقل آثاري از آنان معيار ارزشگذاري بر سرايندگان و آثارشان نبوده است. گذشته از اینکه دستیابی به منبعهای لازم همواره عامل تعیین کننده بوده، مورد استفاده از اين گزارشها نيز همواره يكسان نبوده است.
گاه نوشتهاي ميبايست چنان حجمي داشته باشد كه يكي دو صفحه از نشریهای را پوشش دهد و گاه برای پر کردن نیم صفحه یا ربع صفحهای از ماهنامهاي به كار آيد و گزارشي ميبايست يك برنامه راديويي نيم ساعته يا برنامه چهل- پنجاه دقيقهاي تلويزيوني شود. طبيعي است كه حجم آن با يادي از يك شاعر كه دو سه دقيقه از وقت يك جنگ راديويي را پر ميكرد تفاوت بسيار داشت.
آنچه در اين گزارشها آمده حاصل كند و كاو در نشريههاي صرفا ادبي فرانسوي زبان و نيز صحنههاي مخصوص ادبيات نشريههاي عمومي است. در چند مورد انگشتشمار از منبعهاي انگليسي زبان نيز بهره برده شده است. مترجم به تعلق اين نشريهها به بلوك شرق يا غرب يا وابستگيها و دلبستگيهاي سياسي آنها اعتنايي نداشته است و به نقل بيطرفانه داوريها اكتفا كرده. از اين رو ممكن است خوانندهاي با اظهارنظر ناگواري در مورد شخصيت مورد علاقه خود مواجه شود و اين اظهار نظر او را خوش نيايد.
اين خوشنيامدنها را بايد از اختلاف نظرها دانست. منبعهايي كه مورد استفاده قرار گرفتهاند كيفيتهاي گوناگوني داشتهاند: گاه يك خبر چند سطري يك روزنامه، گاه مقالهاي چاپ شده در هفتهنامه يا ماهنامهاي معتبر و گاهي هم كتابي درباره شاعر موردنظر يا ادبيات كشور او. سهمي كه مترجم درمورد داوري درباره شخصيت و زندگي شاعر و يا ارزيابي شعر او داشته فقط پيوند دادن عبارتهاي پراكنده برگرفته از منبعهاي گوناگون بوده است و كمترين داوري از جانب او صورت نگرفته.
اما درمورد آثار گرد آورده شده در اين دفتر: مترجم در باب شعرهاي سرايندگان فرانسوي زبان ميتواند ادعا كند كه در حد برداشت و درك خود به نقل مفهومها و مضمونهاي شعر پرداخته است و درمورد صحت انتقال آنها (البته باز هم در حد درك و برداشت خود) تضمين كافي ميدهد ولي درمورد صحت ترجمه آثار شاعران غيرفرانسوي زبان چنين ادعايي را بيمورد ميداند.
براي او پيش آمده كه متن فرانسوي يك اثر غيرفرانسوي را در معيت كسي كه زبان متن اصلي را ميدانسته با متن اصلي مطابقه كند و به اختلافهايي نه تنها در شيوه بيان، بلكه تا حدودي در معنا پي ببرد. گاهي مطابقه دو ترجمه فرانسوي از يك متن خاص هم چنين نتيجههايي دربر داشته است.
به عنوان مثال يك شعر سسار با يهخو (شاعر پرويي) را يك بار كلودكوفن، يكي از بهترين متخصصان ادبيات اسپانيايي زبان ترجمه كرده است و يك بار همسر پرويي شاعر. يكي دو جا اختلاف آشكار است نشريه ماهانه اتحاديه نويسندگان شوروي بيش از سه دهه پيش شش ترجمه متفاوت از يك شعر روسي(اگر حافظه به راه خطا نرود از آثار لرمونتوف) را كه حاصل كار سه مترجم روس و سه مترجم فرانسوي زبان بود در كنار هم چاپ كرد تا اختلاف سليقههاي مترجمان را برساند.
خانم فلورانس تروكمه كه سالياني از عمر خود را صرف گزارشهاي شعري كرده چندي پيش پنج ترجمه فرانسوي از يك شعر غيرفرانسوي زبان را در كنار هم گذاشت تا نمونهاي از برداشتهاي گوناگون مترجمان فرانسوي عرضه كند. اين سخن به معناي آن است كه مترجم اين اثر صحت تطبيق ترجمه پارسي با متن فرانسوي را تضمين ميكند ولي در باب كيفيت متن فرانسوي كه از زبانهاي ديگر ترجمه شده قادر به داوري نيست.
سخن آخر: خواننده شعر دوست ايراني با بسياري از سرايندگان صاحب نام جهان آشنايي دارد و بيترديد آثاري هم از آنان(به زبان اصلي يا پارسي) خوانده است ولي آشنايي با سرايندگان كه تاكنون برايش ناشناخته بودهاند، به خصوص آشنايي با سرايندگاني كه به سبب وضع خاص كشورشان، تا دو دهه پيش نامي هم از آنان نشنيده بوده، برايش مغتنم خواهد بود و اين دريچه آشنايي سبب خواهد شد كه بخواهد درباره اين شاعران مهجور بيشتر بداند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







