Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
اخبار فرهنگ و هنر
خانه فرهنگ يادداشت عشق از « پنجره» اين خانه پريده است

عشق از « پنجره» اين خانه پريده است

فرهنگ و هنر

|  محمد رهنما* |با ورود «البرز» به حياط خانه قديمي كه هنوز بوي اصالت مي‌دهد و نگاه بغض‌آلود او به قاب پنجره خالي به ياد فيلم«پنجره» جلال مقدم مي‌افتيم. همان قاب پنجره‌اي كه «سهراب» بهروز وثوقي فيلم پنجره گه‌گاهي به آن خيره مي‌شد تا ارتباط او و دختري كه در قاب پنجره بود باعث شكل‌گيري قصه شود... و حالا البرز فيلم«اكباتان» به قاب پنجره‌اي خيره است كه خالي است و ديگر دختري در آن نيست و او به اين انگيزه به حياط خانه «زيور» همسايه قديمي آمده تا سراغ دختري به نام«دريا» را بگيرد.

 

 

در همين نماهاي اوليه فيلم متوجه مي‌شويم سازنده اكباتان چقدر به سينماي جلال مقدم ارادت داشته و اكباتان را با اقتباسي آزاد از فيلم «فرار از تله» مقدم ساخته است وليكن نه نعل به نعل بلكه مهرشاد كارخاني خواسته فيلمي را با نگاه خودش از داستان چند خطي فرار از تله بسازد.

 

انتخاب مناسب و چهره گويای البرز«مزدك ميرعابديني» و بازي‌اش در سكوت به ما مي‌رساند كه پرنده عشق از پنجره اين خانه پريده است و تنها قفسي بر ديوار مانده با دو قناري اسير در آن... كمي كه از قصه فيلم جلو مي‌رود متوجه مي‌شويم، دريا در قفسي به نام«شهرك اكباتان» اسير است، چون صيادان تازه تور پهن كرده‌اي مانند «اصلان» جوان صاحب معاملات ملكي در اين زمانه كم نيستند كه دختراني مانند دريا به دام آنها اسير مي‌شوند...

 

البرز براي يافتن دريا به سراغ اصلان به شهرك اكباتان مي‌رود، مانند فصلي كه در فرار از تله «اوستا رجب» با «آقا مرتضي» درگير مي‌شود. روايت روراست فيلم با تماشاچي دل در گرو گذاشته سينماي اجتماعي- خياباني كه كارخاني به دنبالش است به ما مي‌گويد «ماهي زنده آن است كه برخلاف جريان آب مي‌رود،

 

والا ماهي كه در جريان روز رودخانه شنا كند، شنا نكرده است بلكه خود را ولو كرده!»و ديگر اين‌كه نقش «داوود رشيدي» در يك سكانس از فيلم نشان مي‌دهد كه او از كاراكتر فرار از تله به اين‌جا رسيده، يعني به ميان آشفتگي ساخت و ساز مترو شهرك اكباتان، چه كسي مي‌داند در اين سال‌ها بر او چه گذشته است، لكنت‌هاي او در گفت‌وگو با البرز خيلي حرف‌ها دارد كه مي‌توان بيش‌تر درباره او و بازي‌اش در اين سكانس گفت...

 

يا جدا افتادن البرز از دريا بيننده را به فكر وا مي‌دارد و روبه‌رو شدن البرز با شهباز«شاهد احمدلو» را بايد جدي گرفت و دقيق به تماشا نشست، به قول معروف و عاميانه، «دست شكسته وبال گردن است» و كيف بسته شهباز ناگهان باز مي‌شود و پنجه او از داخل كيف پر از طلا بيرون مي‌آورد، سپس البرز را با قامتي بلند مانند يك كوه در رستوران مي‌بينیم كه مقابل شهباز مي‌نشيند و خيلي رك و راست به او مي‌گويد: بيكار است و بيگناه در حبس بوده و اين تازه شروع قصه اكباتان است.

 

ديالوگ‌هاي شهباز با بازي متفاوت شاهد احمدلو مقابل البرز شايد اندكي شعاري به‌نظر برسد ولي همين صحبت‌ها بين آن‌دو نشان مي‌دهد، زمانه عوض شده است و به«تني و ناتني» نمي‌شود اطمينان كرد، ولي وضع آدم‌هايي از جنس شهباز و البرز خواسته‌هايشان با چهل‌ سال پيش چندان فرق نكرده است.

 

امروز هم ضدقهرمان‌هاي تنها و خسته فيلم اكباتان به دنبال مقداري پول هستند تا بلكه گره از كارشان باز شود. همان‌طوري كه در فيلم‌هايي چون«فرار از تله جلال مقدم»، «تنگنا و دونده امير نادري» «كندو فريدون گله» «رضا موتوري مسعود كيميايي» و...

 

در تمام اين فيلم‌ها از سوي هيچ منبعي هيچ كمك مالي و كاري به اين آدم‌ها نمي‌شود و سرگرداني آنها گويا پايان ندارد و اين‌گونه است كه در فيلم اكباتان، البرز بعد از آشنايي با شهباز تصميم مي‌گيرند دست به سرقت بزنند، فيلم با تعليق‌هاي مناسبي تماشاچي را با خود مي‌برد ولي سرنوشت دو كاراكتر اصلي البرز و شهباز را از نيمه‌هاي فيلم مي‌شود فهميد كه چه پايان تلخي در انتظارشان است.

 

مهرشاد كارخاني با المان‌ها و تعمدات خاص خودش كه قبل از اين هم در دو فيلم ديگرش«ريسمان باز» و «كوچه ملي» به‌كار برده بود، در اكباتان از آنها پخته‌تر استفاده كرده و در روزگاري كه در فيلم‌هاي سينمايي ايران، قهرمان و ضدقهرمان به مفهوم كلاسيكش وجود ندارد، اكباتان تا اندازه‌ زيادي با قصه ساده و جذابي كه دارد اين فضا و رنگ و بو را به وجود آورده است.

 

*فيلمنامه‌نويس

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

شيريني روايت‌هاي تاريخي در طعم گس سياست
دوشنبه, 08 اسفند 1390
| سارا صفالو |مستند خوانشي است از واقعيت در گونه‌هايي متفاوت كه شايد نتوان مرز اين‌گونه‌ها را به درستي مشخص كرد. نمونه اين ادعا مجموعه... ادامه مطلب...
زندگي آدم‌ها با فضاي سنتي
یکشنبه, 07 اسفند 1390
|  مبينا بني‌اسدي |تاريخ هر كشور و فرهنگ باستاني هر سرزمين داراي پتانسيل‌هاي بسياري براي دستمايه قرار دادن در آثار داستاني است. حال... ادامه مطلب...
«آب و آينه» در كنار «ماندگارها»
شنبه, 06 اسفند 1390
| ابوالقاسم رحيمي |يكي از برنامه‌هاي موفق سيما در اواخر ماه گذشته برنامه«آب و آينه» بود كه از شبكه دو سيما هر شب قبل از مجموعه خبري 20و 30... ادامه مطلب...
تصویر
فرهنگ سیاسی ایرانیان و مسئله شناخت
چهارشنبه, 03 اسفند 1390
علیرضا سعیدآبادي: شايد به جرات بتوان گفت كه اصلي ترين اقدام در فرايند هاي توسعه ملي،ساخت و نهادينه سازي فرهنگ سياسي هر جامعه است.پيروي از... ادامه مطلب...
عشق از « پنجره» اين خانه پريده است
چهارشنبه, 03 اسفند 1390
|  محمد رهنما* |با ورود «البرز» به حياط خانه قديمي كه هنوز بوي اصالت مي‌دهد و نگاه بغض‌آلود او به قاب پنجره خالي به ياد فيلم«پنجره» جلال... ادامه مطلب...
فيلم‌هاي امسال خنثي يا مضر
پنجشنبه, 20 بهمن 1390
محمدصادق كوشكي*:فيلم‌هايي كه ديده‌ام غالباً يا پوچ و خنثي بوده‌اند يا منفي و مضر؛ اگر اثري از نظر هنري در اوج باشد اما محتوا نداشته باشد... ادامه مطلب...
جشنواره تجسمي فجر؛ بازي با ارقام
چهارشنبه, 19 بهمن 1390
|  شادي كابياني  |چهار سال از عمر جشنواره‌اي به نام تجسمي كه حرف و حديث‌هاي زيادي را به دنبال خود داشت مي‌گذرد؛ جشنواره‌اي نوپا كه براي... ادامه مطلب...
تصویر
نمايشنامه‌خواني‏ نمايشنامه خواني است
دوشنبه, 17 بهمن 1390
بهزاد صديقي:در سي‌امين جشنواره بين‌المللي تئاترفجر، 9 نمايشنامه براي اجراي نمايشنامه‌خواني توسط هيئت داوران آن (محمدامير ياراحمدي،... ادامه مطلب...