مدگرايي در قالب فقر فرهنگي
| جامعه |
حسين باهر:در مثل ميگويند«خواهي نشوي رسوا، همرنگ جماعت شو». اگر پيروي از مد، اصالت داشته باشد، كار خوبي است همانطور كه در اسلام هم آمده است: فرزند زمان خود باشيد، ولي اگر يك تبعيت كوركورانه باشد، قطعا قابل قبول نيست. مدگراييها براساس سودجويي، خصوصا سودجويي اقتصادي است، قيافهها و ظاهرهاي ناهنجار متعلق به آدمهايي است كه به دليل اينكه محتوا ندارند، به شكل خود ميپردازند.
اگر ميخواهيم در همه ابعاد شكل و مدل طراحي كنيم، بايد طراحان خودمان متناسب با ارزشهاي زماني و مكاني خودمان، فعال شوند، همانطور كه اين كار در هر كشوري انجام ميشود. در اين صورت ميتوانيم اميدوار باشيم كه به جاي وارد كردن مد، صادرات مد داشته باشيم و اين فرهنگ زماني تحقق مييابد كه آن قدر مدهاي زيبا و متناسب با ارزشهاي داخلي توليد كنيم كه ديگران هم به ما تأسي كنند و اين با شخصيت دادن به طراحان داخلي و مصرفكنندهها كه عمدتا جوانان هستند، شدني است.
مدپذيري نشانه قوت تاثير بيگانه و ضعف قدرت داخلي است در صورت نياز به تغييرات شكلي، بايستي قدرت داخلي را افزايش دهيم و متناسب با گذشت زمان، مدلهاي جديد طراحي كنيم تا بتوانيم تاثيرگذار باشيم. بهترين راهكار آن است كه دانشكدههاي هنرهاي زيبا و طراحي نقش مهمي داشته و به اين مسئله بپردازند. امروزه در كشور ما بسياري از وسايل مدرن و پيشرفته علمي وجود دارد اما فرهنگ استفاده از اين امكانات در كشور ايجاد نشده است.
بايد گفت در تمامي كشورهاي دنيا وقتي خود كشور سازنده ابزار است و از آن استفاده ميكند مشكلي براي آن كشور از لحاظهاي گوناگون منجمله فرهنگي پيش نميآيد اما وقتي بخواهد از همين ابزار در كشور ديگري استفاده شود دچار مشكلات فراواني خواهد شد بهطور مثال در كشور ما آپارتمان نشيني را از غرب فراگرفتهايم اما فرهنگ آن را از غرب نياموختهايم. بايد فرهنگ استفاده از تكنولوژي را به مردم جامعه آموخت تا جامعه با مشكلات كمتري دست به گريبان شوند.
در جامعه امروز مشكلات بسياري وجود دارد كه يكي از آنها بيكاري است، بيكاري در بين جوانان تحصيل كرده در كشور سبب شده تا آنان دست به اعمال ناشايست يا بزهكارانه بزنند و براي جلوگيري از مشكلات بيكاري بايد شايسته محوري را جايگزين رابطه محوري كنيم. اگر به لغت جوان دقت كنيم متوجه خواهيم شد كه جوان يعني جنبش، وجود، استقلال و نوگرايي و اگر مسائل رفاهي براي جوان فراهم نشود جوان رو به اعتياد و ديگر مسائل و مشكلات ميآورد.
اگر براي جوانان شعاري ميدهيم يا اگر نصيحتي ميكنيم خودمان هم به آن عمل كنيم تا اثرش بيشتر باشد. در كشور ما بهخاطر فقدان مسائل رفاهي در آينده مبهم باعث شده تا جوانان به فكر خارج شدن از كشور و رفتن به كشورهاي ديگر باشند كه اين پديده همان فرار مغزهاست و مسئولان بايد آن را جدي بگيرند و از آن جلوگيري كنند. در كشور بهخاطر اينكه خانوادهها و جامعه نتوانسته خود را با جوانان منطبق كنند، مشكلات بسياري را به وجود آورده است.
در شكلگيري مدگرايي و گرايش به شكل و شمايلهاي مختلف كه گاهي در مراسمهايي مثل عزا و خاكسپاري مردگان هم ديده ميشود دلايل مهمي نقش دارند نخستين مورد چشم و همچشمي است که مختص جامعه ما هم نيست و ربطي به مشكلات جامعه ايران ندارد. عامل دوم جداسازي جوان از محيط است جوانها حتيالامكان ميخواهند در خودشان باشند.
اين طبيعت و ذات جواني است. سومين دليل نوعي كژتابي است. اين جوانها وقتي نميتوانند فرافكني كنند، فروفكني ميكنند. به معناي ديگر وقتي نميتوانند مشكلي را حل كنند، آن را منحل ميكنند. اين مشكل در طبقات پايين و متوسط جامعه شيوع بيشتري دارد و بعضا در طبقه مرفه هم ديده ميشود. در حقيقت غلظت اين مشكل از طبقات بالا به پايين بيشتر ميشود. بايد زمان و مكان را تطبيق دادتفاوت دنياي بيروني و دروني معضلي مزمن در جامعه ما است در وضع فعلي با وجود شبكههاي ماهوارهاي جوانها خودشان را با جوانان كشورهاي ديگر مقايسه ميكنند.
جامعه ما به نوعي انقباض دچار شده است كه جوانها اين رويكرد را نميپسندند. آنها به نوانديشي، نشاط و تفريح مناسب نياز دارند كه الان اين موضوع در دانشگاه يا ورزش يا بسترهاي ديگر مهيا نيست و وجود ندارد. راهكار حل اين مشكل ساده است جوانهاي فعلي ما ديدشان جهان را ميبيند اما دلشان نميتواند به آنها برسد. فاصله زمان و مكان را بايد كم كرد. به اين معنا كه الان زمان ما جهاني است اما در مكاني محلي به سر ميبريم. تا چند سال پيش و در دوره و نسل قبل زمان و مكان تطبيق داشت.
رايانهها و امكانات قرن بيست و يكمي ما را به فضايي خارج از جامعه خودمان برده و نتيجهاش را ميتوان در نوع پوشش، لباسها و مدل موها ديد. اين اتفاق نميتواند هنجار باشد. قديم مدلهاي پوشش، مو، رفتارها و ويژگيهاي جامعه ملي يا محلي بود اما الان نسبتي با جامعه ما ندارند و هر روز انواع و اقسام مدلهاي مختلف را ميبينيم. توليد، توسعه تفريحات ميتواند تا حدود زيادي جامعه ما را از اين وضع خارج كند.
در جامعه ايران فرهنگ سنتي را از دست دادهايم و فرهنگ صنعتي را به دست نياوردهايم. در واقع ميتوان گفت از قلهاي پريدهايم و به قله بعدي نرسيدهايم. پديدههايي كه در جامعه يا در درون فرد اتفاق ميافتد، علل و عوامل مختلفي بايد داشته باشد كه مسئولان بايد به اين علل توجه شود نه اينكه صرفا به بررسي معلول پرداخته شود. مسئله فوق مانند اين است كه شخصي تب كند و اطرافيان وي را پاشويه كنند، پاشويه كردن موقتا مشكل را حل ميكند ولي به صورت ريشهاي مسئله را حل نميكند و براي حل مشكل بايد علت تب را كشف كرد.
فرهنگ در اين زمينه بسيار ميتواند راه گشا باشد، از راه فرهنگسازي بايد تلاش كنيم تا تجمل گرايي را نوعي ضد فرهنگ و ضد ارزش دانسته و با آن مقابله كنيم، امروزه در جامعه ما در هنگام خواستگاري به راننده كار ندارند بلكه به ماشين راننده اهميت ميدهند، اين بسيار مهم است كه در جامعهاي با سابقه فرهنگي 6 هزار ساله، انسان به اندازه ماشين ارزش نداشته باشد. طبقات بالاي جامعه بايد مقداري دست از اسراف بردارند، اسراف يعني زياده روي در مصرف و بايد فرهنگسازي مناسب در اين زمينه شود.
با استفاده از ابزار مختلف فرهنگي ميتوان، بهترين راه و روش را براي زمينهسازي اجرايي شدن طرح اصلاح الگوي مصرف در جامعه ارايه كرد. در جامعه بايد قبل از هرچيز به قانون اهميت داد، جامعه ما در گذشته يك جامعه سنتي بسيار خوبي بود و ثروتمندان در جامعه به درستي مصرف ميكردند،
اگر در يك جامعه درست توليد و درست مصرف شود، هيچ كجا فقر به وجود نخواهد آمد، در گذشته خمس ذكات، احسان، انفاق و... بود و تا آنجا كه ممكن بود افراد جامعه به هم كمك ميكردند، اما جامعه امروزي ما به عنوان مثال قشر بازاري جامعه، در بهترين شرايط بازار، سه نوع دفتر كار را براي خود دارند، يك دفتر براي نشان دادن به مامور ماليات، يك دفتر براي خمس و ذكات و يك دفتر براي خودشان است، كه اين نوع برخورد تاثيرات منفي در اقتصاد جامعه خواهد داشت.
سونامي بحران جهاني به اين دليل به وجود آمد تا حبابهاي دارايي در جهان را بتركاند، هيچ كدام از مستضعفين در اين دوران هيچ ضرري نكرده بلكه تمام كساني كه تجارتهاي ميلياردي داشتند دچار بحران شدهاند.
*رفتارشناس و جامعهشناس
| < قبلی | بعدی > |
|---|




