بستر امنيتي و روابط ايران و امريكاي لاتين
| سياست |
پس از جنگ جهاني دوم، امريكاي لاتين تشديد فعاليت گروههاي چپگرا و ماركسيستي را به خود ديد و روي كارآمدن برخي رژيمها با صبغه چپگرايانه و سوسياليستي در اين منطقه مويد اين نكته است. در كنار اين خصايص، مجاورت جغرافيايي با ايالات متحده و در اختيار داشتن منابع نفت و گاز ابعادي راهبردي و سوق الجيشي به حياطخلوت امريكا بخشيده است.
سياست و استراتژي امريكا در امريكاي لاتين در ابتدا بر اساس دكترين مونروئه (Monroe Doctrine) استوار بود. ايالات متحده بر اساس دكترين مونروئه(2 دسامبر 1823) دخالت قدرتهاي اروپايي در امريكاي لاتين را منع ميكرد و وقوع جنگ و فعاليتهاي استعماري در قاره امريكا را حركتي خصمانه تلقي ميكرد.
در مقابل، از دخالت در جنگهاي ميان قدرتهاي اروپايي و مستعمرات آنها خودداري ميكرد. اين دكترين عملاً امريكاي لاتين را حياطخلوت امريكا قلمداد ميكرد كه ورود امريكا به صحنه جنگ جهاني اول خدشهاي بر اين دكترين وارد ساخت. پس از جنگ جهاني دوم شاهد دو عنصر تغيير و تحولات بينالمللي(بهعنوان مثال تشديد موج چپگرايي در امريكاي لاتين و روي كارآمدن فيدل كاسترو در كوبا،
هوگو چاوز در ونزوئلا، مورالس در بوليوي، اورتگا در نيكاراگوئه و داسيلوا در برزيل) و ظهور قدرتها و مناسبات جديد بوديم كه در نتيجه نوعي رويكرد واگرايي به امريكا را در امريكاي لاتين سبب شد. در 1979، انقلاب اسلامي ايران نيز بر اساس دو محور مخالفت با سياستهاي داخلي پهلوي و امريكاگرايي اين رژيم به وقوع پيوست و امريكاستيزي به هستي نظام برآمده از انقلاب اسلامي مبدّل شد
نظام برآمده از انقلاب اسلامي شعار اصلي خود را«نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي» قرار داد اما تحولات عرصه داخلي و بينالمللي غرب ستيزي نظام را پررنگتر ساخت بهگونهاي كه ميتوان غرب ستيزي و بالاخص امريكاستيزي جمهوري اسلامي را ذيل گفتمان امنيت هستي شناختي بررسي كرد.
رفتار ايالات متحده پس از انقلاب و در طول سي و دو سال گذشته به گونهاي بوده است كه شناخت جمهوري اسلامي از امريكا بهعنوان دشمن اصلي خود متصلب شود و تغيير رويكرد و نگرش به اين كشور ثقيل و سخت بنمايد. امنيت هستي شناختي امنيت جسم نيست، امنيت شخصيت است، امنيت نفس است.
گفتمان امنيت هستي شناختي بر نوعي امنيت ذهني تاكيد دارد كه در روالهاي روزمره و عادتها نهفته است. شايد بتوان نزديكي ايران به امريكاي لاتين را در راستاي تثبيت امنيت هستي شناسانه جمهوري اسلامي بيان كرد. اشتراكات ايران و امريكاي لاتين بهگونهاي فهرست وار عبارتند از:
اشتراك نظر در مبارزه با امپرياليسم و بهطور خاص امريكا؛ حمايت از ساختار چندقطبي و نفي هژمونگرايي امريكا؛ بياعتمادي به امريكا كه محصول تجربيات تاريخي است و تحتفشار بودن از جانب امريكا جهت تغيير و تحول داخلي. بر همين اساس و با توجه به اشتراكات دو طرف، بسترهايي براي همكاري وجود دارد كه سياسي- امنيتي، اقتصادي و فني- تكنولوژيك از آن جملهاند. در بستر اقتصادي هر دو طرف بازار مناسبي براي يكديگر هستند و منافع اقتصادي بسياري براي خود تعريف ميكنند.
در حوزه فني و تكنولوژيك با توجه به سلاح تحريم، اين كشورها ميتوانند از طريق همكاري در اين زمينهها از رنج تحريمها و تهديدها بكاهند. اما مهمترين بستر همكاري ميان دو طرف سياسي- امنيتي است. اتخاذ سياست و راهبرد يارگيري بينالمللي از ميان كشورهاي ضدامپرياليستي- ضدامريكايي و مخالف وضع موجود اصلي ترين عامل سياسي در رابطه جمهوري اسلامي و امريكاي لاتين است.
بنابراين با كمي تسامح ميتوان اينگونه بيان كرد كه جمهوري اسلامي و كشورهاي امريكاي لاتين در راستاي تامين و تثبيت امنيت عيني و ذهني خويش با يكديگر روابط گسترده اي دارند. امنيت عيني دو طرف در اتحادسازي و دست و پا كردن متحدان براي خود در معادلات بينالمللي و كاستن از فشارها و تهديدها و تحريمهاي بينالمللي و امنيت ذهني اين كشورها در تثبيت امنيت هستي شناسانه آنها يعني امريكاستيزي است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





