تاثير عامل خانواده و گروه دوستان بر اعتياد
| حوادث |
آزاده وحيدنيا:رفتار انحرافي مثل ساير رفتارهاي اجتماعي از طريق همنشيني پيوسته با ديگران آموخته ميشوند. ساترلند معتقد است رفتار انحرافي ريشة روانشناختي ارثي ندارد. بنابراين هركس در طول حيات خود از طريق پيوستگي و ارتباط با ديگران انگيزهها، گرايشها و ارزشهايي را ميآموزد كه جهت خاص اين يادگيري به سوي اطاعت از قوانين يا در جهت سرپيچي از آن، بستگي به آن دارد كه فرد از چه كسي ميآموزد. به نظر ساترلند جرم زماني رخ ميدهد كه موقعيت مناسب آن براي عامل رفتار فراهم شود.
تئوري ساترلند مبتني بر اين اصل است كه همه افراد به گونهاي يكنواخت تحت تاثير فرهنگ محيط اطراف قرار داشته و با آن مطابقت دارند مگر آنكه الگوهاي معارض فرهنگ محيط او را دگرگون سازند. با تاكيد به نظريه ساترلند و توجه به ساير نظريههاي جامعه شناختي ميتوانيم اينگونه بيان كنيم:
1. هرچه نظارت در محيط اجتماعي كمتر باشد امكان تماس و معاشرت با دوستان هنجارشكن بيشتر و در نتيجه فرد متون انحراف را آموخته و كجرو خواهد شد.
2. هرچه قدر اختلاف در روابط خانوادگي زياد باشد احتمال اينكه فرد كجرو شود بيشتر است.
3. نوجوانان خانوادههاي از همگسيخته به ميزان بيشتري كجروي اجتماعي دارند.
4. اگر در جريان اجتماعي شدن فرد به ضديت با قوانين و هنجارهاي مسلط به جامعه تشويق شود احتمال اينكه مرتكب كجروي(اعتياد) شود زياد است.
ساترلند معتقد است براي اينكه شخص بتواند بزهكار شود بايد بزهكاري را ياد بگيرد و اين يادگيري در نتيجه كنشهاي متقابل اجتماعي در فرآيند اجتماعي شدن است.
كه در اين راستا گروه دوستان و خانواده نقش مهمي دارند. اگر فرد با افراد همنوا پيوند ضعيفي داشته باشد احتمال بزهكار شدن او بيشتر است. همچنين اگر در جريان اجتماعي شدن، محيط زندگي فرد نامناسب باشد در چنين شرايطي فرد دچار سرگرداني ميشود و عدم ارضاي نيازها به همراهي عدم نظارت دقيق خانواده او را به سوي گروههاي بزهكار سوق ميدهد.
*جامعهشناس
| < قبلی | بعدی > |
|---|




