بمب نوتروني چيست؟
| دفاع |
| مينا تمدن |بمبهاي نوتروني تاكتيكي اساساً جهت كشتن سربازاني كه توسط زره پوش محافظت ميشوند در نظر گرفته شدهاند. خودروهاي زرهي در برابر انفجار و حرارت توليد شده سلاحهاي هستهاي بسيار مقاوم هستند، ولي زره پوش فولادي قادر است تابش نوتروني را فقط به ميزان كمي كاهش دهد؛ بنابراين برد كشندگي نوترونها بسيار بيشتر از ساير اثرات سلاح است. برد كشندگي بمبهاي نوتروني تاكتيكي ممكن است از برد كشندگي انفجار و حرارت حتي براي نيروهايي كه محافظت نشدهاند، بيشتر شود.
زره ميتواند نوترونها و انرژي نوترون را جذب كند، بنابراين تابش نوتروني براي خدمه تانك كه در معرض آن قرار گرفتهاند كاهش مييابد، ولي تابش نوتروني در واقع به ميزان كمي با زره كه ممكن است واكنش مضري با نوترونها داشته باشد، مقابله ميكند. براي مثال آلياژ فولادي ممكن است راديواكتيويته القايي را توليد كند كـه بـراي مـدت زمـان كوتاهي ايجاد خطر ميكند.
وقتي نوترونهاي سريع كند ميشوند، انرژي از دست رفته (تلف شده) ممكن است به شكل اشعههاي ايكس ظاهر شـود. در بعضي از انواع زره پوشها مانند تانكام يك، اورانيوم تهي شده به كار رفته است كه ميتواند شكافت سريع را تحمل كند، نوترونهاي اضافي توليد ميكند و راديو اكتيو ميشود. همچنين فنون زرهي ويژه جذب نوترون مانند زره پوشهاي حاوي بور موم شكل (خميري) و استفاده سوخت خودرو به عنوان حفاظ به وجود آمده است.
همچنين بمب نوتروني كلاهك تابش افزايش يافته ناميده ميشود. بمب نوتروني نوع خاصي از سلاح گرما هستهاي كوچك اسـت كه حـداقل انفجار و حـرارت را توليد ميكند، ولي مقـدار زيادي تابش كشنده آزاد ميكند. بمب نوتروني اثرات حرارتي و انفجاري ايجاد ميكند كه محدود به ناحيهاي اسـت كه فقط شعاع چند صد يارد دارد. ولي در ناحيهاي نسبتا بزرگتر، موج گستردهاي از نوترون و تابش گاما رها ميشود، كه قادر است در زره يا چند فوت در خاك نفوذ كند. اين تابش براي بافت زنده بينهايت مخرب است.
به دليل برد كوتاه تخريب و فقدان اثر دراز مدت، بمب نوتروني در مقابله با تانك و تشكيلات پياده نظام در ميدان نبرد بسيار موثر است ولي شهرها يا مراكز جمعيتي كه چند مايل دورتر هستند را به خطر نمياندازد. بمب نوتروني ممكن است با يك موشك لانس حمل شود يا با توپ هويتزر8 اينچي (200 ميليمتري) پرتاب شـود، يا احتمال حمله هوايي به وسيله هواپيما وجود دارد.
در نمونههاي استراتژيك، بمب نوتروني اثر بازدارندگي تئوريك دارد: ممانعت از حمله زرهي زميني كه بيم ضدحمله بمب نوتروني وجود دارد. اين بمب خـدمه تانك دشمن را در آن (در دقيقه) ناتوان ميكند و ظرف چند روز ميكشد. ايالات متحده توليد اين بمب را در سال 1978 به تعويق انداخت و در سال 1981 توليد آن را از سرگرفت.
بمبهاي نوتروني، كه بهطور بسيار صريحي به عنوان كلاهكهاي تابش افزايش يافته (ER) اشاره دارند، سلاحهاي گرماهستهاي كوچكي هستند كه انفجار نوترونهاي توليد شده تـوسـط واكـنـش گـداخـت بهطور عمدي به درون سـلاح جـذب نميشود، بلكه اجازه فرار مييابند. انفجار شديد نوترونهاي پر انرژي اصولاً يك مكانيزم مخرب و ويرانگر است.
نوترونها نسبت به ساير تابشها بيشتر نفوذ ميكنند، بنابراين اكثر مواد حافظي كه عملكرد خوبي در مقابل اشعههاي گاما دارند، تقريباً كاركرد خوبي در برابر نوترونها ندارند. اصطلاح تابش افزايش يافته فقط به انفجار تابش يونيزهكننده كه در لحظه انفجار آزاد ميشود؛ اشاره دارد و به افزايش تابش باقيمانده در ريزش اتمي ربطي ندارد.
ايالات متحده بمبهاي نوتروني را جهت استفاده به عنوان سلاحهاي استراتژيك ضد موشك و نيز سلاحهاي تاكتيكي عليه نيروهاي زرهي توليد كرده است. به عنوان مثال يك سلاح ضد موشك تابش افزايش يافته سلاحي است كه براي حراست از انبارهاي موشك بالستيك قاره پيماي ايالات متحده، با وارد كردن خسارت به تركيبات هستهاي كلاهكهاي روسیه به وسيله وارد كردن كلاهك داراي شار نوتروني قوي، توليد شده بود. بمبهاي نوتروني تاكتيكي اصولاً جهت كشتن سربازاني است كه توسط زره محافظت ميشوند.
خودروهاي زرهي در برابر انفجار و تابش گرمايي سـلاحهاي هستهاي بينهايت مقاوم هستند، بنابراين برد موثر يك سلاح هستهاي در مقابل تانكها به وسيله برد كشندگي تابش تعيين ميشود، هرچند اين برد به وسيله زره كاهش مييابد. با انتشار مقادير زيادي تابش كشنده از نوع بسيار نافذ، كلاهكهاي تابش افزايش يافته برد كشندگي بازدهي معين يك كلاهك هستهاي در مقابل اهداف زرهي را بيشينه ميكنند.
مسئله اي كه در استفاده از تابش به عنوان سلاح ضد نفر تاكتيكي به وجود ميآيد اين است كه سبب ناتواني سريع هدف ميشود، يك دز تابشي كه چندين برابر حدود كشندگي است بايستي اعمال شود. يك دز تابشي 600 رادي معمولاً كشنده به حساب ميآيد (اين دز لااقل نصف كساني را كه در معرض آن قرار گرفتهاند، ميكشد)، ولي براي چندين ساعت اثر قابل ملاحظهاي ندارند. بمبهاي نوتروني براي آزاد كردن دز 8000 رادي جهت ايجاد ناتواني فوري و پايدار در نظر گرفته ميشوند.
يـك كـلاهـك تابش افزايش يافته يك كيلوتني قادر است ناتواني پايدار و فوري را جهت خدمه تانك تي ـ 72در برد 690 متري ايجاد كند، كه با برد 360 متري براي يك بمب شكافتي محض برابري ميكند. براي يك دز 600 رادي محض فواصل به ترتيب 1100 متر و 700 متر هستند، و براي سربازان بدون محفاظت، پرتوگيريهاي 600 رادي در 1350 متري تا 900 متري اتـفـاق ميافـتـد. بـرد كـشندگي بمبهاي نوتروني تاكتيكي فراتر از برد كشندگي (موج) انفجار و تابش حرارتي است، حتي براي سربازاني كه حفاظت نشده باشند.
شار نوتروني قادر است مقادير قابل توجهي راديواكتيويته ثانويه كوتاهمدت را در محيط در ناحيه با شار بالا نزديك نقطه انفجار القا كند. فولاد آلياژي مورد استفاده در زره ممكن است توليد راديواكتيويته كند كه براي مدت 48ـ 24 ساعت خطرناك است. اگر يك تانك در معرض يك بمب نوتروني يك كيلوتني در 690 متري قرار گيرد (برد موثر براي ناتواني فوري خدمه)، بلافاصله توسط خدمه جديد اشغال ميشود، آنها نيز دز كشنده تابشي را در ظرف 24 ساعت دريافت خواهند كرد.
طرحهاي زرهي جديدتر، حفاظت بيشتري از تانك تي ـ 72 شوروي در مقابله با كلاهكهاي تابش افزايش يافته كه از ابتدا هدفگيري شده بودند، فراهم ميكند. فنون زرهي ويژه جذب نوترون نيز توليد و به كارگيري شـده اسـت، مـانند زرههايي كه حاوي بور خميري هستند و نيز از سوخت خودرو به عنوان حفاظ استفاده ميشود. بعضي از انواع زرههاي جديدتر، مانند تانكام يك، اورانيوم تهي شـده بـه كارگيري شـده است
كـه قـادر اسـت با كلاهكهاي تابش افزايش يافته مقابله كند چون كه اين تانكها شكافت سريع را تحمل ميكنند، نوترونهاي اضافي توليد و راديواكتيو ميشوند. به علت تضعيف سريع انرژي نوترون به وسيله جو (انرژي نوترون با فاكتور 10 در هر 500 متر در اثر افزايش اثرات پخشي افت ميكند)، سلاحهاي تابش افزايش يافته فقط در بردهاي كوتاه موثرند، بنابراين در بازدهيهاي نسبتا پايين وجود دارند.
همچنين كلاهكهاي تابش افزايش يافته با مقدار كمينه انرژي شكافتي طراحي شدهاند و اثر انفجار در رابطه با بازدهي نوترون توليد ميشود. دليل عمده اين موضوع استفاده بمب نوتروني براي محصور كردن نيروهاي خودي است. درك عمومي از بمب نوتروني به عنوان ارباب بمبها اين است كه افراد را ميكشد ولي ساختمانها را بدون آسيب باقي ميگذارد؛ كه اين موضوع بسيار اغراقآميز است.
در بـرد موثر جنگي مورد نظر (690 متر)، (موج) انفجار يك بمب نوتروني يك كيلوتني تقريباً هر ساختمان غير نظامي را در آن ويران ميكند يا آسيب ميزند و آن را غير قابل استفاده ميكند. بنابراين كاربـرد بـمبهاي نـوتـروني براي توقف (يا ممانعت) حمله دشمن است، چون كـه مـقدار زيادي مـواد منفجره جهت پوشش نيروهاي دشمن لازم است، همچنين همه ساختمانهاي منطقه را منهدم ميكند. تفاوت بمبهاي نوتروني (لااقل انواع تاكتيكي آن) با انواع ديگر سلاحهاي گرماهستهاي در اين است كه مخلوط گاز دتريم ـ تريتيم فقط سوخت گداختي است. آن نيز به دو علت است:
80 درصد انرژي آزاد شده واكنش گرماهستهاي دتريم ـ تريتيم، به عنوان انرژي جنبشي نوترون است، و همچنين سادهترين واكنشهاي گداختي براي سوختن است. اين بدين معني است كـه تنها 20 درصد انرژي گداختي براي توليد انفجار و تابش حرارتي فراهم ميشود، كه شار نوترون توليد شده شامل نوترونهاي بـسيـار نـافذ با انرژي 7/14 مگا الكترون ولت است، و اينكه انفجار شكافتي بسيار كوچكي (400 ـ 250 تن) قادر است براي سوختن واكنش (شروع واكنش) استفاده شود. مقدار بيشتري سوخت دتريد ليتيم ميزان بزرگتري انفجار و آذرخش براي هر ميزان از شار نوترون توليد ميكند، و ميزان بزرگتري انفجار شكافتي براي انفجار آن مورد نياز است. اشكال استفاده از سوخت دتريم ـ تريتيم اين است كه تريتيم بسيار گران است و آهنگ واپاشياش 5/5 درصد در سال است. تركيب بسيار پيچيده بمبهاي نـوتروني (و تركيب دتريم ـ تريتيم) باعث ميشود كـه كلاهك هاي تابش افزايش يافته از نظر ساخت و نگهداري نسبت بـه ديگر سلاحهاي هستهاي تاكتيكي بسيار گران باشند. براي توليد بازدهي گداختي يك كيلوتني بـه 5/12 گرم تريتيم و 5 گرم دتريم نياز است.
ايالات متحده سه كلاهك نوتروني را توسعه داده و توليد كرده است، چهارمي قبل از توليد منسوخ شده است. همگي اين كلاهكها كنار گذاشته شدهاند و غيرمسلح هستند.
• كلاهك 66 -W براي موشك Sprint طراحي شده بود كه نخستين كلاهك ER است. كلاهك مذكور طي سالهاي 1975ـ1974 توليد شد و در آگوست 1975 بعد از اينكه تنها چند ماه در خدمت ارتش بود و هنگامي كـه سيستم مـوشك Sprint غيرفعال شـد، كنار گـذاشته شـد (حـدوداً 70 كلاهك از اين نوع ساخته شـد) . بازدهي آن چندين كيلوتن بـود (20 كيلوتن گزارش شـده است) و احتمالاً در آن سوخت D-T استفاده شده بود.
• كلاهك70 -W مد 3 براي موشك Lance طراحي شده بود كه داراي بازدهي كل در حدود يك كيلوتن است كه60 درصد آن گداخت و 40درصد آن شكافت است. اين كلاهك طي سالهاي 1983ـ1981 توليد شده بود و در سال 1992 كنار گذاشته شد. 380 كلاهك از اين نمونه ساخته شد.
• كلاهك79 -Wمد صفر براي گلوله توپ 8 اينچي طراحي شده بود كه داراي بازدهي متغير از 100 تن تا 1/1 كيلوتن است. در پايينترين بازدهي، سلاح شكافتي محض بود و در بالاترين بازدهي، 800 تن آن سهم گداخت (73درصد ) و 300 تن آن سهم شكافت بود. اين كلاهك طي سالهاي 1986ـ 1981 توليد شد. از رده خارج كردن اين نوع كلاهك از اواسط دهه 80 آغاز شد و كلاً تا سال 1992 كنار گذاشته شد. 325 كلاهك از اين نوع ساخته شد.
• كلاهك 82-Wمد صفر گلوله توپ 155 ميليمتري است كه داراي بازدهي متغير شبيه به 79-Wاست. اين كلاهك در اكتبر 1983 بدون اينكه توليد شود منسوخ شد.
روسیه، چين و فرانسه همگي در تكميل و توسعه طرحهاي بمب نوتروني شناخته شده هستند و شايد آن را در ارتش خود وارد كرده باشند. در برخي گزارشها ادعا شده است كه اسرائيل بمبهاي نوتروني تـولـيـد كـرده اسـت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






