احترام به خود و جهان با ورزش
| ورزش |
در اين ميان نيرو و توان و بدن انسان هم به عنوان يك كالا كه بايد عرضه شود مورد توجه قرار ميگيرد. از الزامات ورزش قهرماني، آوردن حداكثر فشار و انرژي براي ثبت استانداردها و معيارهاي بهتر است. اما پرسشي مهم در اينجا سر بر ميآورد و آن اين است كه چه محدوديتهاي اخلاقي در اين زمينه بايد وجود داشته باشند. اين محدوديتها نه تنها بايد مورد توجه قهرمانان قرار گيرند كه نهادها و نظامهاي ورزشي هم بايد بدانها توجه نشان دهند.
نهادهاي قانوني ورزش با نظارت شديدي بر افراد و نهادهايي كه ميتوانند از مواد نيروزا استفاده كنند سعي ميكنند يك مانع حقوقي براي سوءاستفاده از قوانين و ميلي سرسامآور كه براي پيروزي وجود دارد پيدا كنند. از سوي ديگر تكنولوژي جديد بسيار به مدد ورزش آمده تا خطاهاي انساني و همچنين سوءاستفادههايي كه ميتوانند صورت گيرند به حداقل ممكن خود برسند. اين اما همه ماجرا نيست. اولاً موضوع اخلاق رابطه است و رابطه صرفاً رابطه با رقيب محسوب نميشود. موضوع اخلاق رابطه با هم تيمي و حتي با خود هم هست. هيچ قانوني ورزشي نميتواند به يك بازيكن فوتبال بگويد چگونه با يار خودي رفتار كند و چگونه حب و بغضهاي شخصي را در رابطهاي ورزشي و انساني كه با همتيمياش دارد دخالت ندهد.
از سوي ديگر معرفت اخلاقي علاوه بر آنكه از جنس ارتباط است از جنس معرفت هم هست يعني چيزي بر معارف ما ميافزايد. اينكه در يك مسابقه تنها يك تيم قهرمان ميشود و اينكه ورزش علاوه بر قهرماني كاركردهاي ديگر براي سلامت روح و جسم دارد و اينكه ورزش يك زندگي فشرده شده است همه معارفي هستند كه هرچند تاثيرات اخلاقي زيادي دارند اما بيش و پيش از آن، اينها بر معرفت ما ميافزايند. معرفتي كه بسي به كار ما ميآيد.
ورزش غيرحرفهاي البته شايد به اندازه ورزش حرفهاي به اخلاق ويژه نداشته باشد. اخلاق حرفهاي اخلاق يك پيشه و يك حرفه است و همانطور كه تجارت، اقتصاد، فكر، تكنولوژي، پزشكي و رسانه نيز به اخلاق خاص خود نياز دارند ورزش حرفهاي نيز بدين اخلاق نياز دارد. در اين ميان دغدغه متفكران اخلاق ورزش حرفهاي آن است كه به معيارها و كدهايي اخلاقي توسل جويند كه ميان همه فرهنگها و هويتها مشترك است هرچند كه پارهاي معتقد هستند اين اميد را بايد كمرنگ كرد چرا كه تفاوتهاي فرهنگي تاثير خود را بر تفاوتهاي معيارهاي اخلاقي ورزش حرفهاي هم خواهند گذاشت.
با اين همه مدافعان يك اخلاق ورزش حرفهاي عام و جهانشمول تاكيد دارند اگر معياري بتواند اين جهانشمولي را به وجود آورد همان قاعده طلايي است. بر طبق اين قاعده كاري را كه نميخواهي با تو بكنند با ديگري مكن. به نظر اين افراد اين قاعده است كه نه تنها همه ورزشكاران حرفهاي بايد بر طبق آن رفتار كنند كه اينگونه هم رفتار ميكنند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






