اقتدار قضايي چگونه حاصل ميشود؟
اقتدار قضايي چگونه حاصل ميشود؟
سيد مرتضي مفيدنژاد:يكي از كليدواژههاي مهم رهبر معظم انقلاب در طول سالهاي گذشته واژه «اقتدار قضايي» در باب عملكرد و ويژگيهاي يك قوه قضاييه كارآمد و قدرتمند بوده است. اين نهاد مهم و حساس نظام اسلامي هر ساله به بهانه هفته قوه قضاييه به ديدار رهبر انقلاب ميرود و ايشان هم به انحاي مختلف تلاش ميكنند تا نقشه راه و آسيبشناسي واقعي اين دستگاه عظيم را پيش روي دستاندركاران آن قرار دهند. در پشت واژه اقتدار قضايي، مفاهيم سرنوشتساز و مهمي نهفته است كه ميتوان اذعان كرد اقتدار قضايي كليد اصلي موفقيت و رشد قوه قضاييه در روند حركت نظام اسلامي محسوب ميشود.
«قوه قضاييه به دو عامل نياز دارد تا بتواند موفق باشد. در هر نظامى، در هر اجتماعى، قوه قضاييه حلوفصلكننده اختلافها و حاكمكننده عدل در مقابل ظلم و تجاوز و فساد و اينهاست. براى اينكه قوه قضاييه در اين هدف والا موفق بشود به دو چيز احتياج دارد: يكى قدرت و اقتدار - كه بايد قوى باشد و دوم اعتماد؛ يعنى مردم بايد به او اعتماد داشته باشند...» فرمول اعتقاد و اعتماد دو راهكار مهم است كه به خوبي راه رشد و ارتقاي روزافزون قوه قضاييه را فراهم ميسازد.
در واقع، اين دو اصل مهم پايههايي است كه اگر بهطور جدي در نهاد قضايي نظام نهادينه شود، به تبع آن امنيت و آرامش و سلامت در جامعه ماندگار خواهد شد، اما از بين اين دو اقتدار داراي اهميت بيشتري است، زيرا خود ايشان هم ميفرمايند: «صلابت و اقتدار قوه قضاييه مهمترين خصوصيتى است كه مىتواند اين ركن اساسى نظام اسلامى را بر اداى وظيفه اصلى آن؛ يعنى احقاق و احياى حق مظلومان و مقابله با متجاوزان به حقوق افراد و جماعات قادر سازد.»
بر همين اساس، در سطور آينده، قصد داريم تا بيشتر به مقوله اقتدار بپردازيم. شايد، مهمترين سوالي كه در ابتدا به ذهن انسان متبادر شود اين باشد كه اين اقتدار چگونه حاصل ميشود و سازوكار آن چيست؟ رهبر انقلاب به خوبي پاسخ اين سوال را در بياناتشان مورد اشاره قرار دادند:
«قوه قضاييه 1. با استحكام درونى؛ 2. با تربيت و به كار گرفتن انسانهاى شايسته، فاضل، امين، و درستكار؛ 3. با وضع قوانين درست؛ 4. با نظارتهاى متناسب؛ 5. با بهرهگيرى از پيشرفتهاى گوناگون فنى و سازمانى و استفاده از همه دنيا؛ 6. تلاش زياد به همراه ابتكار و نوآوري قوت و اقتدار پيدا ميكند.»
اينجاست كه بايستي تصريح كرد ابزارهاي فوقالذكر موجب ميشود تا اقتدار و صلابت قوه قضاييه روزبهروز عميقتر شود و در پرتو آن سيطره امنيت و آرامش جامعه نيز توسعه يابد. در واقع، ابزارهاي مورد اشاره رهبري هم ناظر به موارد دروني و هم عوامل بيروني است. استحكام داخلي و به كارگرفتن نيروهاي كارآمد به همراه بهرهگيري از پيشرفتها و تلاش براي نوآوري جزو مواردي است كه بيشتر به شرايط دروني قوه نظر دارد ضمن اينكه مسئله وضع قوانين درست نيز علاوه بر ساختار قوه به نوعي به دستگاه مقننه ما نيز باز ميگردد.
اين مقوله كاملا صحيح است كه ساختار و وضع داخلي قوه قضاييه به ترميم و اصلاح جدي نياز دارد، اما نبايستي فراموش كرد كه رشد قوه قضاييه نيازمند مشاركت و همكاري قواي ديگر از جمله مجلس است. انتقاد از عملكرد هر سازماني در صورتي كه به پيشرفت و كارآمدي آن كمك كند امري تاثيرگذار و مهم است.
قوه قضاييه هم از اين مهم مستثني نيست، لكن بايستي توجه داشت كه انتقادها بايستي به گونهاي باشد كه به ارتقاي كيفيت عملكرد قوه كمك ويژه بنمايد. اگر اين انتقاد جنبه تخريب پيدا كند، جزو مواردي است كه موجبات كاهش اقتدار قوه قضاييه را به وجود ميآورد: «... انتقاد در جامعه چيز خوبى است، زيرا انتقاد موجب مىشود انتقادشونده بتواند نقاط قوّت و ضعف خود را بفهمد و همچنين ناظران صحنه بتوانند بفهمند؛ اين به پيشرفت كار كمك مىكند، ليكن انتقاد غير از عيبجويى آن هم عيبجويىِ خصمانه است.
نبايد قوه قضاييه را تضعيف كرد. قاضى براى اينكه بتواند درست و با استقرار در جايگاه پيغمبر بنشيند و عمل كند احتياج دارد كه مورد حمايت نظام باشد؛ بايد احساس كند كه حمايت و تقويت مىشود و در چشم مردم داراى منزلت است. قاضى منزلت در نظر عموم و حمايت از سوى مسئولان را لازم دارد. اگر باب انتقادهاى غيرمنطقى و خصمانه و عيبجويانه و احياناً با انگيزههاى سياسى به سمت قوه قضاييه باز شد، به اين هر دو نياز ضربه خواهد خورد:
قاضى و دستگاه قضا از چشم مردم مىافتد و حمايت مسئولان را هم از دست مىدهد...» نكته در اينجاست كه رهبر انقلاب نتيجه انتقادهاي غيرمنطقي و خصمانه را علاوه بر تضعيف قوه ضربه به قاضي و جايگاه قضاوت نيز ميدانند. بهطور طبيعي، تضعيف و جدي نگرفتن جايگاه قاضي نيز تضعيف و افول اقتدار اين قوه را نيز به دنبال خواهد داشت:
«... اگر ما بخواهيم قاضى اين شجاعت و صلابت و اقتدار را داشته باشد كه چنين بارهاى سنگينى را كه از او توقّع داريم بردارد، بايد او و دستگاهى را كه حامى اوست اولا مورد حمايت قرار دهيم؛ ثانياً منزلتش را در چشم مردم حفظ كنيم...»در نهايت، بايستي تصريح كنيم كه ركن اصلي كارآمدي و شرايط ايدهآلتر نهاد قضايي كشور توجه و جدي گرفتن هر چه بيشتر اقتدار و صلابت قوه قضاييه است در صورتي كه اين موضوع محقق نشود، پنجه و بازوي قدرتمند نظام را تضعيف كرده است كه مهمترين انعكاس آن ناامني اجتماعي و توسعه بيثباتي است:
«... حفظ قانون، رعايت قانون. حفظ و رعايت قانون چگونه تضمين مىشود؟ يك راه تضمين وجود دارد و آن قدرت قوه قضاييه است. كسانى كه اقتدار قوه قضاييه را آماج حملات خود قرار مىدهند بدانند كه به بىقانونى و هرجومرج و ابطال و تضييع حقوق ضعفا كمك مىكنند چون قوه قضاييه بازو و پنجه قدرتمند نظام است براى اينكه گريبان متجاوز و متخلف از قانون را بگيرد و او را سر جاى خود بنشاند تا مردم بتوانند در پناه قانون زندگى كنند پس اقتدار قوه قضاييه يك اصل است...»
| < قبلی | بعدی > |
|---|


