از كمين كوملهها تا حلقه محاصره بعثيها
| دفاع |
فرمانده دلاور گردان سلمان فارسي، پهلوان اصفهاني لشكر محمد رسولالله در نبرد حماسي «الي بيتالمقدس» در ۱۶ ارديبهشت به همراه بچههاي «گردان سلمان» كربلايي شد. صبح عاشوراي سال ۱۳۳۷ در زرين شهر اصفهان به دنيا آمد و در سايه تربيت عالمانه پدر رشد كرد. در سن ۷ سالگي به مدرسه رفت و تا اخذ مدرك ديپلم تحصيل كرد. حسين از كودكي علاقه زيادي به ورزش كشتي داشت و به عنوان قهرمان اول شهرستان و استان اصفهان براي چند سال متوالي معرفي گشت و به مسابقات انتخابي تيم ملي راه يافت. سال ۱۳۵۳ وارد فعاليتهاي سياسي شد.
سال ۱۳۵۶ به قم مهاجرت كرد و توسط ماموران ساواك دستگير شد. چند مرتبه نيز براي فعاليتهاي سياسي به شيراز و قم سفر كرد. با پيروزي انقلاب وارد كميته شد، چندي بعد به همراه دوستانش سپاه پاسداران زرين شهر را بنيان نهاد و خود نيز سبزپوش اين نهاد مقدس شد. قجهاي سپس به عنوان مسئول يك گروه به سنندج رفت و چهار ماه در اين شهر خالصانه خدمت كرد. در بازگشت به زادگاهش مسئوليت عمليات سپاه پاسداران زرين شهر به او سپرده شد.
براي مدتي نيز مسئوليت توپخانه سپاه مريوان و دزلي را پذيرفت. حسين ماهها با ضدانقلاب جنگيد. هميشه كوملهها را زيرنظر داشت، آنان از حسين ضربههاي زيادي خورده و براي همين هم براي سرش جايزه گذاشته بودند. يك روز سر راه حسين كمين گذاشتند. او پياده بود، وقتي متوجه كمين كوملهها شد، سريع روي زمين دراز كشيد و سينه خيز و خيلي آهسته خودش را به پشت كمين كشيد و فردي را كه در كمينش بود به اسارت درمي آورد؛ و به او گفت: حالا من با تو چكار كنم؟ كومله در جواب گفت: نميدانم، من اسير شما هستم. حسين گفت: اگر من اسير بودم، با من چه ميكردي؟ كومله گفت:
«تو را تحويل دوستانم ميدادم و بيست هزار تومان جايزه ميگرفتم. حسين گفت: «اما من تو را آزاد ميكنم». سپس اسلحه او را گرفته و آزادش كرد. آن شخص، فرداي آن روز حدود سي نفر از كوملهها را پيش حسين آورد و تسليم كرد آنها همه از ياران حسين در جنگ تحميلي شدند. بعد از شركت در عمليات فتح المبين به عنوان فرمانده گردان سلمان فارسي در عمليات بيت المقدس شركت كرد و سرانجام در جاده اهواز –خرمشهر در تاريخ ۱۳۶۱/۲/۱۶ در سن ۲۴ سالگي شربت شهادت را نوشيد و بر اثر اصابت گلوله به سرش به ديدار حق شتافت.
شهيد ابراهيم همت درباره حضور گردان سلمان و حسين قجهاي ميگويد: گردان سلمان فارسي در مرحله اول عمليات بيت المقدس از سمت چپ اصلاً پوشش نداشت، طوري كه نيروهاي دشمن در پنج متري جاده اهواز –خرمشهر حضور داشتند و به آنها ضربه ميزدند. طوري شده بود كه خود حسين قجه اي؛ فرمانده گردان، از بس آرپي جي زده بود، چرك و خون از گوش او بيرون ميآمد.
در آن گرداب آتش، رزمندههاي ما حتي خاكريز هم نداشتند تا در پشت آن پناه بگيرند، طوري كه با پرتاب هر نارنجك تفنگي عراقيها، چهار، پنج نفر از بچههاي گردان سلمان فارسي به زمين ميافتادند. در حقيقت اينها مجذوب شهامت، شجاعت، خشوع، خضوع، مردانگي، اخلاص و ايثار فرماندهشان شده بودند كه وقتي قجهاي هم شهيد شد، آنها راضي نشدند تا از مواضع خودشان عقبنشيني كنند.
حاج احمد متوسليان با هدايت عمليات گردانهاي عمار و انصار توانست حلقه محاصره دشمن را بشكند و خود را به مواضع گردان سلمان برساند؛ اما وقتي به آنجا رسيده بود كه لحظاتي قبل، حسين قجهاي به شهادت رسيده و فقط تعداد انگشت شماري از نيروهايش باقي مانده بودند. زير آن آفتاب سوزان، اجساد بيجان شهدا و پيكرهاي بيرمق مجروحان گردان سلمان، دور تا دور جسد خونين حسين بر خاك مقتل افتاده بودند...
وصيتنامه درس آموز فرمانده گردان سلمان
اي افراد با ايمان شما را چه شده كه وقتي به شما گفته شود در راه خدا براي مبارزه با دشمنان حق و عدالت حركت كنيد به زمين سنگيني ميكنيد. بدانيد كه لذت دنيا در برابر خوشيهاي آخرت اندكي بيش نيست. با درود و سلام فراوان به كليه شهداي صدر اسلام تاكنون از اينكه متعهد شدم در جنگ شركت كنم يك وظيفه ديني خود دانستم و به والله قسم هميشه قلبم برايش ميتپيد چون بيشتر در معرض آزمايش قرار ميگرفتم و سعي ميكردم تا اندازه رشدم كمبودهايم را برطرف كنم ولي هميشه به اين فكر بودم كه نكند خالص نشوم و در جنگ از بين بروم (از دنياي ظاهري) تا اينكه مرتبه اول و دوم گذشت براي مرتبه سوم به فكر اين افتادم كه حتماً بسيار گناهكارم كه از فيض شهادت محروم ماندهام.
سعي كردم خالصانهتر و استوارتر شروع كنم تا شايد خداوند نظر عنايتي بكنند و مرا از نعمت بزرگش سيراب كند.
«خداوند به شما امر ميكند كه امانتها را به صاحبان آن بسپاريد».
اي خميني عزيز! مطمئن باش كه به آيه قرآن وفادار خواهيم ماند و هميشه از حركت در خط پيامبرگونه ات تا ظهور حضرت مهدي(عج) ضعف از خود نشان نخواهيم داد.
خدايا! ما ابزار و وسيلهاي بيش نيستيم. تويي كه مرا هدايت و از خطرات عقيدتي به دور ميداري. از تمامي خانواده، اقوام، دوستان و همشهريان و كليه مسلمانان درخواست عاجزانه دارم كه از خط رهبريت امام امت پيروي كنيد تا سرعت و ضربات مشت بر دهان ابرقدرتها بيشتر شود.
براي اينكه جوانان متعهد و شجاع بار آيند، آنان را از مرگ نترسانيد كه زير بار ذلت زندگي كنند و از ترس مرگ خروش نكنند.
قرباني شدن در راه تحقق اسلام و اهداف انقلاب اسلامي آرزوي ماست بگذاريد ما فدا شويم اما نگذاريد كه جمهوري اسلامي و خط امام بيش از اين دست خوش حملات مخالفان شود...
ولي درد دلي با برادران پاسدار! شما را قسم به آنچه برايش ايثارگري ميكنيد كاري كنيد كه سخنان امام با شما تطبيق كند و قلب امت دردناك نشود. چون خيلي شما از جان گذشتگان را دوست دارند. جملات امام به پاسداران (شما جندالله ايد- شما دست خدا هستيد- شما سربازان امام زمان (عج) هستيد معني جملات و برداشت آنها يعني اگر اينها كه گفته شد نيستيد سعي كنيد چنين باشيد تا بتوانيد به اسلام خدمت كنيد...
همگي براي پيروزي و گسترش اسلام و طول عمر امام در دل شب و وقت نمازها دعا كنيم.
والسلام
برادر شما حسين قجهاي
| < قبلی | بعدی > |
|---|







