Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار فرهنگ و هنر
زاويه
تصویر
حسين صافي
چهارشنبه, 10 خرداد 1391

فرهنگ گزارش تعريف فرهنگ و فلسفه در ابهام

تعريف فرهنگ و فلسفه در ابهام

انديشه

«رضا داوري اردكاني» رئيس فرهنگستان علوم در نشست فلسفه و فرهنگ كه در پژوهشگاه علوم انساني برگزار شد درباره نسبت فلسفه و فرهنگ سخن گفت. رضا داوري‌اردكاني گفت: وقتي از نسبت فلسفه و فرهنگ سخن به ميان مي‌آيد؛ با دو مشكل عمده روبه‌رو مي‌شويم كه در مفهوم و معناي فلسفه و فرهنگ ابهام وجود دارد و نمي‌توان درك و تعريف درستي از فرهنگ و فلسفه ارايه داد. بي‌شك تلقي بسياري از افراد اين است كه فلسفه، اخلاق، سياست و علم همه جنبه‌هايي از فرهنگ هستند.

 

 

|  مريم آموسا |


گزارش «ملت ما» از سخنراني رضا داوري‌اردكاني

 

فلسفه در خدمت فرهنگ است


وي با اشاره به تلقي جامعه‌شناسي از فرهنگ گفت: در تلقي جامعه‌شناسي؛ فلسفه، اخلاق، سياست همه از جنبه‌هاي فرهنگ هستند و اين موضوع از جهاتي نيز درست است. اما وقتي اين سخن را بر زبان مي‌آوريم كه دين، فلسفه و شعر همه اجزايي از فرهنگ هستند؛ ما نمي‌دانيم فرهنگ چيست.

 

براي رسيدن به يك تعريف درست و دقيق در ابتدا بايد مشخص كنيم كه «فرهنگ» و «فلسفه» چيست و اگر قرار باشد به‌طور اجمال از فرهنگ و فلسفه حرف بزنيم؛ مرادمان كدام فلسفه و فرهنگ است و در چنين موقعيتي فلسفه و فرهنگ به چه معنايي به كار رفته است. اين انديشمند ايراني با بيان اين مطلب كه در گذشته همواره ادبيات و فرهنگ را مترادف هم قرار مي‌دادند، گفت:

 

در گذشته همواره دين، فلسفه و عرفان قابليت اين را داشتند كه تبديل به ادبيات شوند. امروزه نيز وقتي سخن از فلسفه به ميان مي‌آيد ما با دو موضوع روبه‌رو مي‌شويم؛ «ادبيات فلسفي» و «فلسفه». معمولا همه ما به نوعي با ادبيات فلسفي سرو كار داريم، ادبيات فلسفي‌شأن فرهنگي دارد و فرهنگ جلوه‌اي از فرهنگ است.

 

وي افزود: فلسفه‌اي كه در مدرسه درس داده مي‌شود؛ از آن مي‌توان به عنوان فرهنگ تلقي كرد؛ اما گونه ديگري از فلسفه است كه فرهنگ را مي‌سازد و آن را دگرگون مي‌كند. بي‌شك معنا و مراتب فرهنگ متفاوت است. وقتي از فرهنگ نامه‌نويسي صحبت مي‌كنيم؛ مرادمان مهارت اداري و رسمي است و زماني كه از فرهنگ رانندگي صحبت مي‌كنيم، تعبيرمان از فرهنگ چيز ديگري است. با اين دو مثال كوتاه مي‌توان اضافات بسياري براي كلمه فرهنگ در نظر گرفت و درباره فرهنگ‌هاي مختلف سخن گفت.

 

داوري‌اردكاني با بيان اين مطلب كه همواره فرهنگ موضوع قابل تاملي در روابط انساني است و همواره در طول تاريخ موضوع فرهنگ‌سازي مطرح بوده است؛ گفت: وقتي صحبت از فرهنگ سازي مي‌شود؛ ما به اين موضوع سوق داده مي‌شويم كه فرهنگ بايد چيز بسيار ساده ای باشد كه به‌راحتي ساخته مي‌شود.

 

با اين تفسير اگر ما شعر را هم جزئي از فرهنگ تلقي كنيم، هرگز نمي‌توانيم شعر را بسازيم؛ اگر شعر جزئي از فرهنگ بود؛ پس بي‌شك ما هر زمان كه اراده مي‌كرديم، مي‌توانستيم شاهنامه‌اي همچون شاهنامه فردوسي بسازيم. با اين تعبير اگر شعر جزئي از فرهنگ باشد، ما نمي‌توانيم فرهنگ‌ساز باشيم.

 

وي افزود: ما مي‌توانيم به كارمندان‌مان عادت بدهيم كه به چه ترتيبي كار بكنند و چه مواردي را در كارشان لحاظ بكنند و به نوعي فرهنگ خاصي را در ميان آنها ترويج بدهيم. رئيس فرهنگستان علوم ايران ادامه داد: وقتي من به فلسفه فكر مي‌كنم و نسبت آن با فرهنگ؛ ناگزيرم كه به تاريخ فلسفه رجوع كنم تا ببينم در تاريخ فلسفه، فلسفه‌ها با فرهنگ چه كرده‌اند.

 

يكي از پرسش‌هايي كه اين‌جا مطرح مي‌شود اين است كه سقراط با فرهنگ آتني چه كرده است. چنان كه مي‌دانيد و شايد موافق هم باشيد، بنا به قول هگل؛ «سقراط» بناي مدينه آتني را ويران كرد. وي افزود: سقراط يك شهروند مقدونيه‌اي بود كه درآتن مدرسه‌اي درست كرد و با اين كارش آكادمي افلاطون را از رونق انداخت. اميدوارم كه از صحبت‌هاي من سوء تعبير نشود و كسي عنوان نكند كه اردكاني عنوان كرد كه ارسطو توطئه كرد و آكادمي افلاطون را از رونق انداخت.

 

داوري‌اردكاني با بيان اين مطلب كه من سقراط را فخر آتن مي‌دانم گفت: با اين‌كه ارسطو آتني نبود، اما مايه فخر آتن است. ارسطو؛ معلم اول شد و زمينه‌اي را فراهم كرد كه يك مقدونيه‌اي ديگر كه شاگردش بود؛ بيايد و طومار مدينه آتني را درنوردد و به دوره‌اي از تاريخ بشر پايان بدهد. اين يك حادثه معمولي نبود. اين حركتي بود با آن فرهنگ يوناني نشانه رفته است. در واقع فرهنگ به معناي درس و ادب و پرسشگري سقراطي مدينه فاضله آتني را نابود كرد.

 

وي افزود: سقراط كشته مي‌شود و همه ما كشندگان او را ملامت مي‌كنيم. شايد اين پرسش براي بسياري پيش بيايد كه كشندگان او اراذل و اوباش بودند؛ اما اگر كمي دقيق شويم، كشندگان سقراط مقبول‌ترين مردم آتن بوده‌اند. نمايندگان و مظاهر فرهنگي آتن بودند، آنها ادعا نامه‌اي را عليه سقراط نوشتند و اكثريت نزديك به دو، سوم نمايندگان شهر آتن سقراط را محكوم كردند. بعدها نيز دو تن از بزرگ‌ترين فيلسوفان و جامعه شناسان «هگل» و «دوركيم» حق را به مردم آتن براي محاكمه سقراط دادند.

 

داوري ادركاني ادامه داد: شايد براي بسياري اين پرسش پيش بياد كه آيا «دوركيم» و «هگل» معتقد بودند كه سقراط حتما بايد كشته شود يا نه! بي‌شك آنها اعتقادي به كشته‌شدن سقراط نداشتند؛ اما آنها بر اين باور راسخ بودند كه سقراط چنان كه متهم‌كنندگان گفتند اساس مدينه آتني را هدف قرار داده بود. سقراط مدينه را ويران كرد و سزاي كسي كه چنين مي‌كند؛ همين خواهد بود. بي‌خود نيست كه بسياري فلسفه را شوم مي‌پندارند. هيچ علم و ادبي به اندازه فلسفه منفور نيست. فلسفه همواره در طول اعصار ملعون بوده است.

 

اين عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي افزود: اگر ما قبول كنيم كه هرعلمي دشمن دارد، فلسفه بيش از هر علمي دشمن دارد؛ حتي فلسفه خوانده‌ها نيز در دل خود چنين عنادي با فلسفه دارند. بي‌شك هيچ فردي پرسش را دوست ندارد؛ چون برهم زننده آرامش است. سقراط در آتن به جاي اين‌كه از خودش دفاع كند، ادعانامه متهم‌كنندگان را تاييد كرد و گفت من باور دارم كه خرمگس مردم آتن هستم.

 

اين انديشمند با بيان اين مطلب كه پرسش و پرسشگري آرامش را بهم مي‌زند و جامعه پرسش را دوست ندارد؛ گفت: پرسش برهم زننده غفلت است و غفلت همواره مطلوب جوامع انساني است.

 

ستون اين جهان را غفلت است/ هوشياري اين جهان را آفت است

در واقع فلسفه ويرانگر و سازنده است. اگر فلسفه افلاطون ويرانگري مي‌كند، سازندگي هم مي‌كند. گاهي ميان سازندگي و ويراني يك فلسفه قريب به 2000 سال فاصله مي‌افتد و گاه هيچ فاصله‌اي ميان اين دو نيست. سقراط كه انديشه افلاطون را ويران كرد؛ 2000 سال طول كشيد كه در ساختن تاثيرگذار باشد.

 

وي افزود: درست است كه دوره رنسانس در مخالفت با ارسطو و افلاطون آغاز شده است؛ اما رنسانس درس و نظم را از ارسطو و افلاطون گرفت و در جنبه‌هاي مختلف نيز از سقراط و انديشه‌هاي او تاثير پذيرفت. «فرانسيس بيكن» و «دكارت» براساس نظم عالم جديد بيش از 100 سال با هم فاصله دارند

 

و به قرن 18 كه مي‌رسيم تجدد در عالم برقرار مي‌شود. اين‌كه اين افراد از پيشگامان تجدد در جهان هستند؛ اما «كانت» نيز انديشه‌های آنها را ويران مي‌كند و از نو مي‌سازد. سال‌ها پيش يكي از انديشمندان ايراني از «كانت» به عنوان «بت‌شكن بت‌ساز» نام برد. اين سخن به‌راستي درباره كانت صدق مي‌كند او بتي را مي‌شكند و به جاي آن بت ديگري را استوار مي‌كند.

 

داوري ادامه داد: توجيه اين مطلب اين است كه «فلسفه»، «فرهنگ» نيست؛ فلسفه تابع شرايط جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي نيست. فلسفه محمول فرهنگ نيست در واقع فلسفه در خدمت فرهنگ است؛ اما جزئي از فرهنگ مي‌شود. بي‌شك ما درباره ارسطو، ابن سينا، كانت و دكارت مطالعه مي‌كنيم؛ شايد مطالعه آنها بي‌من خواننده بي‌اثر باشد اما براي تفكر آموختن فلسفه ضروري است.

 

وي با بيان اين مطلب كه اگر به صرف آموختن به فلسفه نگاه كنيم؛ فلسفه بي‌سود‌ترين دانش‌ها است، گفت: فلسفه‌اي كه جز فرهنگ است؛ فلسفه‌اي كه فرهنگ مي‌سازد، اگر زمينه فرهنگ را فراهم نكند علم لاتعقلي است و بيهوده است. هر علمي بي‌شك بايد براي فايده تدريس شود. درست است كه ارسطو معتقد است شريف‌ترين علوم بي‌سود‌ترين آنها است، اما اين سخن را هم بايد يك انديشمند تفسير كند. بي‌شك شريف‌ترين مردم علمي را طلب مي‌كنند كه سود و فايده داشته باشد.

 

داوري ادامه داد: اگر در فلسفه براي كسي سودي مطرح نباشد؛ اما فلسفه اين قابليت را دارد كه مبناي سود و زيان را معين كند. اگر حمل بر غلو و ستايش نباشد، فلسفه تا زمان حاضر از چنين قابليتي برخوردار بوده است. بي‌شك هيچ چيزي در علم و ادب محدود نمي‌شود مثلا مولوي براي ادب مراتب مختلفي قائل بود و معتقد بود كه اين افق از ادب پرنورتر گشته است و مرتبه‌اي وجود دارد كه ادب زير پاي سوخته جانان است. يا حافظ مي‌گويد:

 

هزار عقل و ادب داشتم من خواجه/ كنون كه مست و خرابم صلاح بي‌ادبي است

 

وي افزود: در همه احوال ممكن است كه چيزي پديد‌ آيد كه فرهنگ را ويران كند و آن را دگرگونه سازد؛ همه كساني كه مي‌گويند فلسفه خطرناك است بي‌شك به جا مي‌گويند. تفسيري كه از آن مي‌شود نمود اين است كه بايد از فلسفه پرهيز كنيم. بي‌شك اگر از هزار نظر راي بگيریم تنها يك درصد مردم فلسفه را دوست خواهند داشت و آن يك درصد نيز از آن جهت كه جانشان به فلسفه نياز دارد. بي‌شك بسياري از ما از عهده فلسفه برنمي‌آيیم، بنابراين مخالفت ما با فرهنگ مخالفت صوري است.

 

رئيس فرهنگستان علوم با بيان اين مطلب كه ما با فلسفه ما مي‌شويم گفت: ما بي‌فرهنگ، هيچ هستيم شايد هم در مواردي مخالفت ما به فلسفه لازم باشد. بي‌شك ميان فلسفه و فرهنگ رابطه‌اي وجود دارد اگر فلسفه را به معناي ادب بگيريم؛ فلسفه شأني از فرهنگ خواهد بود.
وي افزود: بي‌شك همه ما از خواندن شعر حافظ لذت مي‌بريم و با آن مي‌توانيم نفس بكشيم؛

 

اما خواندن فلسفه دشوار است از اين روست كه معمولا به خواندن آن رغبتي از خود نشان نمي‌دهيم. فلسفه در واقع حال تفكر است؛ از اين نظر نمي‌تواند جزئي از فرهنگ باشد اين موارد فرهنگ را در هم مي‌ريزد و بناي فرهنگ ديگري را مي‌گذارد و ميان علم جديد و فلسفه جديد نيز مي‌توان به روابط علي و معلولي خاصي رسيد مثلا ميان فلسفه دكارت و علم جديد تناسبي وجود دارد. البته اين عالم كه از بطن فلسفه دكارت بيرون نيامده است اما نظمي كه در فلسفه دكارت وجود دارد با نظم عالم جديد تناسب دارد.

 

داوري با بيان اين مطلب كه با ظهور دكارت نوع جديدي از ادبيات سياست و آداب و رسوم به وجود مي‌آيد كه همه با هم در تناسب هستند و از نظر زماني نيز در ادامه هم هستند. مقدم بودن به معناي علت هم بودن نيست بلكه اين مقدم بودن در بسياري از موارد زمينه ويراني را فراهم مي‌كند.

 

اين انديشمند در بخش ديگر سخنانش با بيان اين مطلب كه اگر فلسفه مورد بي‌مهري و انتقاد قرار گيرد؛ اتفاق عجيبي نيست گفت: من مخالفان فلسفه را بي‌فرهنگ نمي‌دانم ما چگونه مي‌توانيم عطار يا مولانا را كه با فلسفه مخالفت كردند را بي‌فرهنگ تلقي كنيم. بي‌شك رد فلسفه و نقد فلسفه امري عادي است و بايد چنين اتفاقي رخ بدهد البته بسياري از افراد كه نه دانش و نه بينشي ندارد و به رد فلسفه مي‌پردازند؛ اين افراد از اهليتي برخوردار نيستند و آنها بايد حرمت خود و فلسفه را حفظ كنند و سكوت كنند.

 

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

جوادالائمه(ع) و درك اندك مسئولان و فعالان هنري
پنجشنبه, 11 خرداد 1391
| عليرضا غنچي|در انديشه مسلمانان و به‌ويژه انديشه شيعي، ائمه اطهار(ع)، به دليل اذن و اراده الهي، كه عصمت و دردانه بودن از بارزترين نمودهاي... ادامه مطلب...
ارديبهشت تئاتر ايران و نواقص متعدد برنامه‌ريزان
پنجشنبه, 11 خرداد 1391
| بهروز پايدار|وقتي عنواني ملي بر فعاليتي گذاشته مي‌شود، بايد در برنامه‌ريزي آن حتما حداقل‌هايي رعايت شود، به‌ويژه اگر چنين اقدامي... ادامه مطلب...
تصویر
در گرامیداشت قيام 15 خرداد
چهارشنبه, 10 خرداد 1391
ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسيد. امام خمينى از ايـن فـرصت نهـايت اسـتفاده را در تحـريك مردم بـه قيام عـليـه رژيـم مستبد شاه... ادامه مطلب...
معيار انتخاب آثار در ايرانشهرچيست؟
سه شنبه, 09 خرداد 1391
| فرزاد صبوري |بايد از مسئولان تماشاخانه ايرانشهر پرسيد كه با وجود ده‌ها كارگردان در انتظار نوبت اجرا، چگونه به كارگرداني كه اثرش در... ادامه مطلب...
تصویر
شهداد روحاني: موسيقي فيلم سراسر ذوق و تجربه است
سه شنبه, 09 خرداد 1391
شهداد روحاني كه رهبري اركستر سمفونيك را در كارنامه پربار خود دارد، درباره موسيقي فيلم به هنرآنلاين گفت: «نوشتن موسيقي فيلم با آهنگسازي... ادامه مطلب...