كار هر بز نيست خرمن كوفتن
| فرهنگ و هنر |
|نازنين هنرخواه|خوب است كه اين روزها، تهيهكنندگان بهشدت به فكر تبليغات فيلمهايشان افتادهاند. اما خوبتر بود كمي هم به فكر تماشاگري بودند كه ساعتي وقت و چند هزار تومان پول هزينه كرده است تا فيلمي ببيند كه وقتي از سالن بيرون ميآيد، نگويد:«خوابم ميآد!»«خوابم مي آد» ساخته رضا عطاران ملغمهاي از معروفترين آثار كارگرداناني چون وودي آلن، تارانتينو، كورتز و... است كه براي رهايي از اسم سرقت، لفظ اقتباس آزاد را به آن نسبت دادهاند.
اما اگر هر اقتباسي آزاد باشد، پس تفاوت نقاشي اصيل با تصوير آن روي پازل و فيلم هنري با آنونسي از تكه فيلمهاي تاريخ سينما چه ميشود؟! اين كه چه ركني يا چه انگيزهاي، يك بازيگر- مدير سوپ اپراهاي تلويزيوني را به ساخت فيلم در سينما ميكشاند، پرسش تامل برانگيزي است؛ اما از آن مهمتر و چه بسا عجيبتر، اقبال گسترده مردم در هفته اول اكران فيلم است.
بخش بزرگي از اين استقبال را مرهون زحمات دوستان«سينمايي بنويس» هستيم؛ و در مرتبه دوم، دلخواست اكثريت مردم، خنديدن! اما اگر برخوردهاي عاطفي مرد و همسرش(كه از خلاقيتي ستودني براي نمايش آن استفاده شد!) يا شوخيهاي رضا و دستشويي را حذف كنيم، شايد حتي ژانر فيلم دچار تغيير شود. و حق خنديدن مردم(برگرفته از شعار تبليغاتي فيلم) ادا نشود!
فيلمنامهاي بياستخوان كه با وجود تلاشهاي بيشائبه نويسندگان(كثير) فيلم، در جايي دچار تغيير جنسيت ميشود؛ و حتي پرسوناژهاي اصلي فيلم (همانهايي كه مردم براي ديدن بازي شان در وجهي ديگر به سينما ميروند) ناپديد ميشوند.فيلم در هر زمينه جايي براي پرسش دارد، اما پرسش اساسي اين است كه چه چيزي مدير فيلمبرداري و برخي بازيگران به حق به نام سينما را به كار در اين فيلم جذب كرده است.
(پاسخ به عهده تماشاگر) اما از هر چه كه بتوان چشم پوشيد، نميتوان پذيرفت كه با يك كمدي سياه رودررو بوده ايم؛ آرزو ميشود سازندگان اثر در هر روز بيت زير را در مدح وودي آلن، كه خود را به آن منسوب ميدانند، تكرار كنند؛ تا شايد در آينده فيلمهايي آلنيتر ببينيم.
مگرم قلم سياه تو بياموزد كار ورنه طنز سياهنويسي همهكس نتوانند
| < قبلی | بعدی > |
|---|




