سير تحول فتح نامهنويسي در جهان اسلام
| انديشه |
| رمضان زين العابديني |فتح نامهها در ميان مدارك تاريخي سابقهاي طولاني داشتند و از اقسام مكاتيب ديواني محسوب ميشدند.فتح نامه را موهبت نامه هم ميگفتند، معمولا فتح نامهها در مجامع عمومي (بهويژه مساجد جامع) و در روزهاي جمعه هنگام اقامه نماز خوانده ميشدند. طي تاريخ اسلام موضوع فتح نامهنويسي به تدريج رشد و گسترش يافت.
بدين شرح كه پس از آغاز فتوحات و در عصر خلفاي راشدين فتح نامهها همانند مكاتيبي كوتاه تنها حاوي نتيجه نبرد بودند و به خليفه وقت يا فرمانده ارشد ارسال ميشدند. اما كم كم نگارش اين مكاتيب سامان يافت، منسجم شد و اطلاعات موجود در آنها منعكسكننده اوضاع سياسي، اجتماعي و فرهنگي آن عصر شد و حتي اهل ادب نيز به نحوه نگارش اين مكاتيب نظارت كردند و بر چنين اركان آن نظر داشتند.
از نظر تاريخي فتح نامهنويسي از عصر ايلخاني تا عثماني كه دوره بيثباتي سياسي و اجتماعي در جهان اسلام بود گسترش كمي و كيفي فراواني يافت. معمولا هدف از نگارش اين نوع نامهها، ايجادا هياهوي تبليغاتي، قدرت نمايي در برابر دشمن و تهديد آنان، مسرت بخشيدن به سلاطين وقت و خلفاي هم پيمان و دوستان سياسي بود.
البته اگر قرار بود فتح نامهها پس از پيروزي بر كفار نوشته شود، هدف از آن اعلام عزت اسلامي و توفيق در گسترش دين الهي بوده است. نگارش فتح نامهها معمولا به اين صورت بود: اگر سلطان خود به جنگ ميرفت، صاحب ديوان رسايل با دبيراني چند كار آزموده و برگزيده در ركاب او بودند و هنگام حصول پيروزي يا وقوع شكست، فتح نامهها را تنظيم ميكردند و دبيران از آن نسخت بر ميداشتند.
اما اگر يكي از اميران به دفع خصم ميشتافت به تناسب مقام وي، دبير ي از ديوان رسايل همراه او ميفرستادند و اين دبير سمت مشاور او را داشت و هم جز فتح يا شكست را ذكر جزئيات به ديوان رسايل مينوشت و در صورت لزوم، فتح نامهاي ترتيب ميداد و پس از توقيع به اطراف مملكت و ديگر كشورها ميفرستاد.
بررسي سبك انشاي فتح نامهها از عصر خلفاي راشدين به بعد حاكي از آن است كه تقريبا داراي سبكي آراسته به انواع صنايع لفظي و معنوي و اشعار پارسي و عربي و تمثيلات و استعارات و آيات و اخبار و اغراق و مبالغه در بيان معني و مفاهيم و بسط و تاكيد و توضيح كامل بودهاند.
فتح نامهنويسي در عصر اموي و عباسي:
در عصر اموي سير نگارش فتح نامهها حداقل تا پايان دوران وليد بن عبدالملك دنبال شد و فتح نامهها معمولا در نهايت ايجاز، رعايت سجع و عدم تفنن لفظي در كلام به عربي نوشته شد، براساس شواهد موجود از عصر اموي فتح نامههاي موجود در آن دوره معمولا خالي از هرگونه تحميد و مقدمه بوده است و تنها خبر فتح و پيروزي و نابودي دشمن اعلام ميشده است و از نعمت خداوند سپاسگزاري ميكردند.
و از غنايم به دست آمده گزارش ميدادند و نامه را با دعا براي سلامتي امير به پايان ميرساندند مانند: فتح نامه مهلب بن ابي صفره به حجاج بن يوسف در پيروزي بر ازارقه، بلاغت و محتواي قوي آن مورد تحسين حجاج واقع شد. «اما بعد از دشمن مقابل شديم، خداي آنان را مغلوب ما كرد گروهي از آنها را كشتيم، گروهي را اسير گرفتيم و گروهي به قله كوهها و عمق درهها و دل رودها پيوستند».
در تاريخ دوران اموي حتي مواردي را ميتوان يافت كه فاتحان ميدان رزم چنان در ابلاغ خبر فتح شتاب ميكردند كه آن را بر پشت اسب مينوشتند مانند نامه ي عمر بن عبيدالله بن معمر به مصعب بن زبير درباره پيروزي بر خوارج كه ابومخنف آن را در حالي كه به پشت اسب بود نگاشت. پس از گذر از عصر تحول در نثر نويسي در اوايل قرن دوم كه با عبدالحميد كاتب آغاز شد و سبك نويسندگان ايراني در دواوين خلفا تاثير نهاد و اسلوب ترسلات عربي را تهذيب و تكميل كرد و اساليب كهن پارسي در شيوه ترسلات تاثير عميق نهاد.
در فتح نامهنويسي نيز شاهد اين تحول عميق هستيم از جمله آنكه به تدريج شيوه ايجاز نويسي به اطناب تبديل شد و تحميلات در آغاز ترسلات به كار رفت و مقدمات متناسب با موضوع در اول مكتوب قرار گرفت و فتح نامهها به اركان مختلف تقسيم شدند و عناوين در آغاز و پايان آنها به كار رفت و تناسب مقام و مقال همراه با دقايق فني ديگر در آنها مراعات شد و كم كم به كمال رسيد.
در منابع مربوط به عصر عباسي مكررا به ارسال فتح نامهها توسط فرماندهان و امرا به اطراف و اكناف عالم اسلام اشاره شده است. در اين دوران فتح نامهها با رعايت مقدماتي نوشته ميشدند و طولاني بودند اما اغلب ساده، قابل فهم و به دور از حاشيهپردازي بودهاند و همانند دوره قبل به عنوان گزارشي مستند محسوب ميشدند بهطوري كه امروزه با مطالعه آنها ميتوان اطلاعات عميقي درباره اوضاع سياسي، اجتماعي و نظامي آن دوران دريافت كرد.
در تاييد اين سخن ميتوان به دو نوع فتح نامه در اوايل عصر عباسي كه توسط طاهربن حسين (از امراي طاهريان) به مامون نوشته شده اشاره كرد. مثلا هنگامي كه علي بن عيسي بن ماهان را در سال 195ه. ق شكست داد به مامون نوشت«كتابي رالي امير المومنين راس علي بن ماهان بين يديه و خاتمه في يدي و عسكره متصرف تحت امري والسلام». البته گزارشهايي نيز در دست است كه نشان ميدهد فتح نامهها در دوران مامون عباسي و شايد قبل از آن سر شار از عبارات و استعارات بوده است. و به مرور زمان كم كم فتح نامهها اركان ثابت و متغيير را بر خود پذيرفتند. ثابت از آن نظر كه از اين به بعد تمام آنها تقريبا داراي تحميد خدا، ستايش و تواضع در برابر عظمت حق، درود و ثناي بر پيامبر (ص) و خليفه، بيان علت نبرد، تعريف سپاهيان ذكر مسائل ميدان كارزار، معرفي اماكن جغرافيايي، ذكر آيات قرآن، ذكر نام فرماندهان و... اما اركان متغيير به نويسنده و شرايط زمان و مكان بستگي داشت، هر چند گاه تمام اركان ثابت ميتوانستند با توجه به اوضاع، متغيير هم باشند. بنابر گزارشهاي تاريخي در عصر عباسي فتح نامهها را در مجامع عمومي و بهويژه مساجد جامع و روز جمعه قرائت ميكردند. به تدريج از قرن چهارم تا نيمه دوم قرن پنجم به بعد فتح نامهنويسي راه اغراق و مبالغه پيمود، مبالغه در بزرگ نمايي قدرت دشمن، اطلاعات محض در برابر خليفه، تصويرپردازي ميدان رزم و كاربرد سجع و تسبيح البته در اين دوره تكلفات لفظي در فتح نامهها راه نيافت و در انتخاب و استعمال لفظ، عناوين و ادعيه از حد معيني فراتر نرفت از جمله ميتوان به فتح نامهاي كه مربوط به دوره بويهيان است و ابواسحاق صابي از جانب عزالدوله نوشت و فتح موصل را گزارش داد اشاره كرد.
فتح نامهنويسي در دوره غزنويان:
در دوره محمود غزنوي كه سرشار از فتوحات و جنگ و گريز بوده است فتح نامهنويسي بسيار رواج داشت، البته آنگونه كه ديگر سبك بيپيرايه و ساده فتح نامهنويسي جاي خود را به سبكي پر زرق و برق و انشا گونه داد اما هنوز سادگي رواني خود را حفظ كرده و قابل فهم بود. به عنوان نمونه در فتح نامه صادره از طرف سلطان محمود كه در سال 421 به مناسبت فتح شهر ري از چنگ آل بويه خطاب به القادر خليفه عباسي نوشته و در اردوگاه نظامي محمود تنظيم شده است، سلطان سرنگوني مجدالدوله و كشتار بيرحمانه مردمان آن سرزمين به دست سپاهيانش را بيان ميكند.
محمود در اين فتح نامه برخود ميبالد كه به دست او ايزد تعالي دست ظلم را از اين بلاد كوتاه كرد و اين سرزمين را از فعاليت و بدعت گذاران بد كردار پاك ساخت، سپس به شرح مفصل اعمال غير شرعي مجدالدوله و استيلاي بر قلمرو او ميپردازد، در خاتمه نيز بر خود مباحات ميكند كه اين ناحيه را از داعيان اسماعيلي و معتزليان و رهبران غلات شيعه خالي و كمك كرده است تا مقصود سنت به پيروزي رسد. «اين بنده ساعيانه عازم شد تا آنچه ايزد تعالي از قدرت به او داده است در جهت پيروزي آن خاندان غالب به كارگيرد».
محمود دقت داشت در فتح نامهها خود را مجاهد بنامد. در عهد غزنوي فتح نامهها در ديوان رسايل تنظيم ميشد، ابونصر مشكان يكي از فتح نامهنويسان دوران غزنوي بوده است. نكته مهم اينكه، پس از انقراض بويهيان و به قدرت رسيدن غزنويان و تشديد فعاليت اسماعيليان و آغاز بحثهاي كلامي در جهان اسلام به تدريج راه براي بيان ديدگاههاي سني و شيعه و برخورد دو مذهب در فتح نامهها نيز باز شد و اوضاع مذهبي آن عصر را به نمايش گذاشت.
با گسترش فتوحات، فتح نامهنويسي هم رشد كرد. در نيمه دوم قرن پنجم تا پايان قرن هفتم عبارتپردازي و مضمونسازي بهويژه استعمال شواذ لغات عربي و فارسي در فتح نامه ها به غايت رسيد به صورتي كه فهم و درك بسياري از متون نثري حتي در موضوعات تاريخي جز با رجوع به كتب لغت امكان پذير نبود، همواره اين روش در فتح نامهها رعايت نميشود بهويژه در آغاز دولت سلجوقيان مثلا «فتح نامه آلپ ارسلان» كه يكي از فتح نامههاي دوره سلجوقي است و احتمالا به نگارش خواجه نظام الملك طوسي بوده است.
آلپ ارسلان هنگامي كه به عزم كشور گشايي متوجه ماورالنهر شد و از جيحون گذشت و به طرف بخارا لشكر كشيد قلعه و حصار برزم را كه مستحكم بود مقر كرد و جمع كثيري را كشت، وي اين فتح نامه را به اطراف و اكناف عالم فرستاد بهطوري كه در قسمتهاي پاياني آن چنين مينويسد:
«مژده اين فتح عظيم به دور و نزديك، ترك و تازيك و رعايا و برايا خوارزم و نواحي آنكه دعا گويان دولت و بندگان خاص حضرت مااند برساند»... نكته بارز اين فتح نامه تاكيد بر قدرت، هيبت، سياست دولت سلجوقي، ايجاد رعب و وحشت در دل مخالفان، بيان مواعظ براي زير دستان، كاربرد آيات قرآن و حتي شرح تلاش سلطان براي جلوگيري از جنگ و خونريزي است.
فتح نامهنويسي در دوران خوارزم شاهيان:
سبكي متكلف مصنوع داشت و معاني زير تودهاي از الفاظ دشوار نه تنها صراحت و روشن خود را از دست ميدادند بلكه پيوستگي، تسلسل و توالي كه از لوازم اصلي در بيان معاني است نداشتند. در واقع اگر نميشد از متن فتح نامهها پارهاي اطلاعات تاريخي يا اشاراتي مربوط به اوضاع سياسي، اجتماعي آن عصر استنباط كرد نمونه كاملي از «مهمل نويسي و فساد انشا» بود و تنها به كمك سجع و موازنه و جناس و مراعات نظير حداقل معني در حداكثر عبارت گنجانده ميشد، چه بسا غرض و فايده منظور از انشاي نامه هم از بين ميرفت.
فتح نامهنويسي در عصر ايلخاني:
با وسعت مجالي كه از حيث انتخاب و استعمال الفاظ و تعبيرات فراهم بود، نثر نويسي از نظر تكلف به غايت رسيد و لغتپردازي و عبارتسازي حتي در پارهاي از موارد دور از فهم در نثر فارسي رواجي تمام يافت و از روش طبيعي خود در بيان معاني دور و منحرف شد، حتي نثرهاي تاريخي را كه بهطور طبيعي در آن رشته معني بايد به صراحت بيان ميشد را شامل شد، و تاريخ نويسان اين شيوه را در بيان معاني به كار بردند.
هر چند در فتح نامهنويسي دانش و مهارت منشي مهم بود، سبك و الگوي رايج زمان نيز كه در بالا به آن اشاره شد در نگارش فتح نامههاي اين دوره كما بيش موثر بوده خصوصا كه زبان رايج فتح نامهنويسي فارسي بوده است. در عصر ايلخاني كه دوره آشوب، هرج و مرج و نا آرامي بود، فتح نامهنويسي نيز رواجي تمام داشت از جمله فتح نامههاي مشهور كه در اين دوره در ميان سران ممالك و فاتحان و خلفا رد و بدل شده است.
«فتح نامه تونكقال» به فارسي و « فتح نامه بغداد» به انشاي خواجه نصيرالدين طو سي به عربي كه حاوي نكات بديع و بسيار ارزشمند و شاهكار ادبي عصر خود شمرده ميشده است. نكته حائز اهميت درباره فتح نامهنويسي دوره مذكور آن است كه فاتحان طبقات اجتماعي را يكي پس از ديگري مورد خطاب قرار ميدادند و راجع به امور مردم توصيه ميكردند و چينش اين طبقات به ترتيب الويت، اهميت آنها را از ديدگاه ايلخانان مغول ميرساند.
نتيجه:
حاصل سخن اينكه فتح نامهنويسي در جهان اسلام بيشتر از ميراث فرهنگي عربستان و ايران متاثر بوده است. پس از اسلام سبك قرآن و تحول معنوي عصر رسول اكرم (ص) نيز بر نگارش فتح نامهها تاثير نهاد. در عصر خلفاي راشدين و تا حدودي امويان فتح نامهها ساده و به دور از حاشيه و مبالغه نوشته ميشدند ولي كم كم پس از گذر از عصر تحول در نثر، فتح نامهنويسي نيز به عنوان يكي از مكاتيب ديواني رسميت يافت و از نظر كيفي اركان تازهاي را بر خود پذيرفت و به علت بروز آشفتگيهاي سياسي و نظامي در سرتاسر جهان اسلام از نظر كمي نيز رواج و گسترش روز افزوني يافت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







