دورنماي مذاكرات هستهاي ايران با 1+5
محمدمهدي مظاهري: با نشست استانبول بين ايران و گروه 1+5 فضاي مناسبي براي تداوم گفتوگو و تاكيد همزمان بر رويههاي ديپلماتيك و حصول به توافق عادلانه براي خروج از بن بست موجود مهيا گشته است. در واقع با اين نشست گام اوليه براي جلوگيري از حاكميت مجدد ابزار زور و نيز كاهش تنشهاي فزاينده سياسي برداشته شد. با اين وجود، حل و فصل موضوع هستهاي ايران با توجه به حجم اتهامات غرب بر سر تداوم فعاليتهاي صلحآميز ايران و منافع متعارض طرفين از پيچيدگيهاي خاصي برخوردار است.
اگر نشست استانبول را به معني احياي مجدد طرح گام به گام روسها بدانيم، بحثهاي مختلفي را ميتوان در اين حوزه مطرح كرد. بيترديد ايران و گروه 1+5 در نشست استانبول هر چند گام كوچكي را براي خروج از بنبست سياسي و شكست ديوار بياعتمادي برداشتند، با اين وجود تداوم مذاكرات در چارچوب مشخص با حفظ حقوق هستهاي ايران در نشست آتي زمينهساز حل و فصل مسائل اختلافزا بين طرفين خواهد بود. در بررسي تحولات هستهاي ايران و دورنماي آتي آن مسائل ذيل قابل استناد است:
1- به نظر ميرسد كه برخي از كشورهاي غربي و نيز اسرائيل با استفاده از ابزارهاي رسانهاي همزمان با نشست استانبول در تلاش بودند كه با القاي مجدد ايران هراسي در منطقه خاورميانه، روسيه و چين را نيز وادار به پذيرش خواستههاي غيرمنطقي خويش کنند.
در همين حال سياستهاي اوباما همبا وجود شعارهاي قبلي خود، مبني بر موضعگيري نرم در قبال ايران و به رسميت شناختن حق كشورمان در دستيابي به فناوري صلحآميز هستهاي در پي اعمال نفوذ لابي صهيونيستها در كاخ سفيد و كنگره امريكا بياثر شده بود، تحت چنين شرايطي وي در قالب الفاظ جديد و با تلفيق دو قدرت نرم و سخت تحت عنوان«قدرت هوشمند» به شكل خزنده در راستاي سياست قبلي بوش حركت ميكرد. آنچه مسلم است اينكه، دليل اصلي تهديد و تحريم ايران افزايش جايگاه ژئوپليتيكي كشورمان در منطقه و تاثيرگذاري آن در قالب قدرت نرم است. بهطوري كه با وجود سياستهاي تقابلي امريكا و تلاش صهيونيستها براي القاي ايران هراسي و همراهي برخي از دولتهاي منطقه با اين سياستهاي ضدايراني، كشورمان از سياستهاي اصولي خود در دفاع از منافع ملي كوتاه نيامده است.
2- نقش منطقهاي ايران با توجه به عدم توانايي امريكا در كنترل كامل بحرانهاي منطقهاي(افغانستان، عراق و گسترش بيداري اسلامي در شمال افريقا و خاورميانه عربي) افزايش قابل ملاحظهاي داشته است از ديگر سو، بومي شدن فناوري هستهاي در داخل ايران و پيشرفت آن در عرصههاي مختلف باعث شده است تا دولتمردان كاخ سفيد در راستاي مهار قدرت ايران و حفظ توازن قدرت منطقهاي به نفع امنيت رژيم صهيونيستي عمل كنند.
تاكيد امريكا بر حفظ برتري نظامي اسرائيل در منطقه و اعمال فشارهاي سياسي براي تعليق كامل فعاليتهاي هستهاي ايران يكي از دلايل اصلي تطويل بحران در منطقه است.
دورنماي مذاكرات هستهاي ايران با 1+5
بنابراين در مذاكرات آتي نگاه دوگانه غرب بايد نسبت به مسائل هستهاي خاورميانه تغيير يابد. البته نشانه آن را هر چند كم اثر در پذيرش حق ايران در داشتن فعاليت صلحآميز هستهاي طبق پيمان NPT ميتوان مشاهده كرد، بهطوريكه كاترين اشتون سخنگوي اتحاديه بر حق ايران تاكيد كرد.
3- پيمان NPT 40 سال پيش به عنوان پيمان جامع و مانع اشاعه هستهاي در جهان اجرايي شده ولي در عمل با دشواريهاي مختلفي روبهرو است. در اين پيمان طبق بند 4 و 6 بر استفاده صلحآميز از فناوري هستهاي توسط كشورهاي نادار و نيز كمكهاي كشورهاي هستهاي براي تحقق اين امر تاكيد شده است ولي به دلايل مختلف كشورهاي عضو باشگاه هستهاي بهويژه فرانسه و امريكا با رفتار دوگانه و تبعيضآميز مانع اجرايي شدن مفاد اصلي پيمان NPT شدهاند. اين پيمان، كشورهاي هستهاي را متعهد به خلع سلاح جهان ساخته است امروزه با وجود اصرار كشورهاي عضو باشگاه هستهاي براي حفظ انحصار و مزيتهاي انرژي هستهاي، حمايت روز افزوني براي برخوداري از اين دانش مهم در مصارف صلحآميز بين كشورها وجود دارد. ايران نيز تحت اين شرايط خواهان صيانت از دستاوردهاي ملي خويش در روند مذاكرات استانبول بوده و بر آن تاكيد دارد.
4- وقتي دورنماي دوران خطرناك گسترش تسليحات هستهاي در ميان كشورهاي مختلف و حتي گروههاي غيردولتي مسلح به سلاح هستهاي را پيشروي مجسم ميكنيم حساسيت موضوع دو چندان ميشود. اصولاً مكانيسم روشني براي برداشتن تبعيض نا روا در پيمان NPT پيشبيني نشده و رفتار دوگانه غرب نيز مزيد برعلت است بهطوريكه رژيم صهيونيستي با سرپيچي از پادمانهاي بينالمللي منطقه را در آستانه تهديد جدي قرار داده است. اين در حالي است كه در مذاكرات استانبول ايران مجدداً بر مسير حركت خويش مطابق پيمان NPT و پادمانهاي بينالمللي تاكيد كرده است.
5- در صورت تعيين زمان دقيق مذاكرات بعدي در بغداد و مشخص شدن چارچوب اصلي گفتوگوها، تيم مذاكرهكننده ايراني در اين نشست بايد با برنامهريزي و تحليل دقيق تحولات برخي از مطالبات ملت ايران براي گروه 1+5 مشخص و بر آن تاكيد نمايد. اگر غرب درصدد حل و فصل مسائل باقيمانده هستهاي ايران است بايد در كنار پافشاري بر لزوم پايبندي ايران به قوانين آژانس بينالمللي اتمي (IAEA) مقيد به شناسايي حقوق هستهاي ايران و نيز برداشتن تحريمهاي ظالمانه بينالمللي هم باشد. چرا كه مردم ايران براي حفظ و صيانت از دستاوردهاي ملي خود در حوزه هستهاي در چند سال اخير هزينههاي گزافي را پرداختهاند.
تحمل فشارهاي سياسي و اقتصادي همهجانبه غرب از يك سو و نيز ترور برخي از نخبگان هستهاي از سوي سرويسهاي امنيتي و جاسوسي اسرائيل كه با همدستي برخي از كشورهاي غربي انجام گرفته، مثال روشني از جانفشاني مردم ايران در اين عرصه است.
لذا مذاكرات آتي بغداد بايد در فضاي عادلانه و خارج از تحميل اراده يك سويه طرف مقابل پيگيري شود.
6- بيشك اسرائيل و نيز برخي از كشورهاي حوزه خليج فارس تمايلي به راهحلهاي ديپلماتيك و تفاهم ايران و گروه 1+5 بر سر موضوع هستهاي را ندارند، از اين رو احتمال بحرانسازي در منطقه و تكرار اتهامات بي اساس عليه ايران در قالب ادعاي ارضي(نظير امارات متحده نسبت به جزاير سهگانه ايراني) و نيز تمركز بر تشديد اختلافات منطقهاي بر سر ناآراميهاي سوريه دور از انتظار نيست.
لذا مسئولان دستگاه ديپلماسي بايد خارج از هرگونه جوسازيهاي اخير ضمن تحرك در اين حوزه با ارايه پاسخ مستدل و حقوقي نسبت به زيادهخواهيهاي شيخنشين امارات و حاميان آن از تصاعد هر گونه بحران در منطقه جلوگيري كند.
بيترديد عربستان به عنوان رقيب منطقهاي ايران هم درصدد است كه با حمايت از ادعاهاي امارات و بينالمللي كردن آن در صورت امكان از پيشرفت ايران و گروه 1+5 بر سر موضوع هستهاي در نشست آتي جلوگيري كند. چرا كه منافع رياض و برخي از كشورهاي عربي در تطويل بحران و تداوم خصومت ميان ايران و غرب
نهفته است.
| بعدی > |
|---|
دورنماي مذاكرات هستهاي ايران با 1+5




