ماجراي اسيد پاشي و قتل راننده سرويس مدرسه
| حوادث |
اين زوج در تاريخ 14 اسفندماه سال 87 راننده سرويس دخترشان را به داخل خانه خود در ورامين كشانده و پس از پاشيدن اسید رويش وي را خفه كردند. با توجه به اعترافات متهمان و بازسازي صحنه جرم و همچنين گزارش پزشكي قانوني براي 2 متهم پرونده تقاضاي مجازات قانوني را دارم. در ادامه قاضي محمدي -رئيس دادگاه- اتهام مرتضي را به او تفهيم كرد و از متهم خواست به دفاع از خود بپردازد.
متهم به قتل نيز پس از حضور در جايگاه با قبول اتهاماتش گفت: يك دختر 15 ساله دارم كه به بيماري قلبي دچار است. به همين خاطر براي او يك راننده استخدام كرديم تا وي را به مدرسه برساند. راننده به نام قلي در همسايگي ما زندگي ميكرد مدتي بود رفتار همسرم تغيير كرده بود وقتي اين موضوع را جويا شدم او گفت قلي چند بار با تهديد وارد خانهمان شده و در حضور دخترمان وي را مورد آزار و اذيت قرار داده است.
با شنيدن اين موضوع عصباني شده و از همسرم خواستم به بهانهاي مقتول را به خانه دعوت كند. وقتي قلي وارد حياط شد همسرم بر روي او اسيد پاشيد من هم با ميله يك ضربه محكم به سرش زده و سپس خفهاش كردم. سپس جسد را در ميان يك كيسه مشكي رنگ قرار داده و در منطقه استخر تهران رها كردم. در ادامه رئيس دادگاه از خديجه خواست به دفاع از خود بپردازد كه او اظهار داشت: اتهام اسيد پاشي را قبول دارم اما در قتل هيچ نقشي نداشتم.
ابتدا بهخاطر ترس از آبرو موضوع آزار و اذيتهاي قلي را به همسرم نگفتم. اما وقتي ديدم او دست بردار نيست ماجرا را براي مرتضي تعريف كردم و مجبور به قتل راننده سرويس دخترمان شديم. قضات دادگاه سپس براي بررسي ادعاهاي متهمان جلسه محاكمه را غيرعلني كرده و با دريافت آخرين دفاعيات متهمان براي صدور حكم وارد شور شدند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





